Home سیاست «سیدمحمد خاتمی»، «زر و زور» و «آقازادگان» اجزای جدانشدنی جریان اصلاحات

«سیدمحمد خاتمی»، «زر و زور» و «آقازادگان» اجزای جدانشدنی جریان اصلاحات

-با نظر خاتمی پرونده تشکیل «پارلمان اصلاح‌طلبان» بسته شد.
-عبدالله ناصری از نزدیکان خاتمی: جریان اصلاحات عملاً حول محور شخصی غیر از آقای خاتمی تشکیل نمی‌شود.
- «بار مالی اصلاحات به دوش حزب کارگزاران و اتحاد است و دوستان باید این واقعیت را بپذیرند که به میزان تاثیرگذاری که دارند از ظرفیت درون شورای‎ عالی سیاست‌گذاری برخوردار باشند».
- شعار اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ بسیار گویا بود: «تَکرار می‌کنیم!» این تکرار چهل ساله‌ی دست به دست کردن قدرت سیاسی و اقتصادی و منابع کشور بین جناحین نظام ایران را به نابودی کشانده است.

یک هفته پس از آنکه حسین کمالی رییس خانه احزاب ایران از آغاز به کار «پارلمان اصلاحات» طی دو ماه آینده خبر داد عبدالله ناصری عضو شورای مشورتی رییس دولت اصلاحات می‎گوید پیشنهاد پارلمان اصلاحات به پایان خود رسیده است.

زمزمه‎های تشکیل پارلمان اصلاحات اولین بار در آذرماه سال 1396 توسط مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردمسالاری مطرح شد.

محمد خاتمی در کنار فرزندش عماد خاتمی که عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت است

خردادماه سال 1397 عبدالواحد موسوی لاری نایب‌رییس شورای‎عالی سیاست‎گذاری اصلاح‌طلبان درباره تشکیل این پارلمان گفته بود در حقیقت تشکیلاتی است که پس از شکل‌گیری شورای سیاست‌گذاری، به‌عنوان «نهاد بالادستی» شورا کارش را آغاز خواهد کرد.

گروهی از اصلاح‌‏طلبان به ویژه جوانترهای این جناح در خصوص عبور از خاتمی صحبت می‎کنند و او را یکی از عوامل اصلی شکست اصلاحات می‎دانند.

عبدالله ناصری از چهره‌های نزدیک به خاتمی به ایلنا می‎گوید: «جریان اصلاح‌طلبی اگر حول محور رییس دولت اصلاحات به عنوان صاحب این گفتمان نباشد، پا نخواهد گرفت. این را نه تنها احزاب اصلاح‌طلب و شخصیت‌های حقیقی بلکه اجماع جریان اصلاحات تایید می‌کند.»

او ادعا می‎کند «عملاً با جمع‌بندی اتفاقات سال‌های اخیر می‌توان متوجه شد یک ائتلاف و اجماع فراگیر در جریان اصلاحات، عملاً حول محور شخصی غیر از آقای خاتمی تشکیل نمی‌شود. احزاب و جریان‌های اصلاح‌طلب در محور بودن سیدمحمد خاتمی اختلاف‌نظر ندارند حتی دوستان ما که دنبال تشکیل پارلمان اصلاحات هستند معتقدند کار به دست شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با محوریت رییس دولت اصلاحات پیش برود.»

اما چرا هسته جریان اصلاحات چنین در مقابل هر تغییر و تحولی در کادر رهبری خود لاک پولادین دارد؟

ناصری در بخشی از مصاحبه گفته «بعضی از دوستان ما این واقعیت را نمی‌خواهند بپذیرند که برخی احزاب جریان اصلاحات،  احزاب فراگیر هستند و در انتخابات سال‌های اخیر بار تشکیلات و بار مالی انتخابات عمدتا بر دوش اینها بوده است؛ چه در گذشته که حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و حزب کارگزاران بار ستادها، تشکیلات و در نهایت مسائل مالی را به عهده داشتند و چه امروز که حزب اتحاد ملت و حزب کارگزاران این دو وظیفه را انجام می‌دهند. این احزاب کارکرد و فراگیری‌شان با احزاب دیگری که نمی‌خواهم نام ببرم کاملاً متفاوت است پس این واقعیت را باید بپذیرند که به میزان تاثیرگذاری اجتماعی و منابع مالی از ظرفیت درون شورای ‎عالی سیاست‌گذاری برخوردار باشند.»

به این ترتیب عبدالله ناصری تأکید می‌کند که اولاً وجود سیدمحمد خاتمی در محور اصلاحات جزء جدانشدنی این جریان  است؛ ثانیا ملاک حضور درون تشکیلات اصلاح‎طلبی برخورداری از منابع مالی و پایگاه اجتماعی است یعنی داشتن «زر» و «زور» که از طرفی دو حزب کارگزاران سازندگی (باند کرباسچی و مرعشی و فرزندان هاشمی رفسنجانی) و اتحاد ملت آن را دارا هستند و اتفاقاً عماد خاتمی فرزند محمد خاتمی به عنوان «ژن خوب» نیز عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت است و بنگاه‎ رسانه‎ای کارگزاران نقش «کارچاق‌کن» او را بازی می‌کند.

«خاتمیِ جوان» تیتری است که مجله صدا ارگان سابق حزب کارگزاران برای عماد خاتمی انتخاب کرد و معلوم شد قرار است او را جزو بالانشین‎های اصلاحات جا بیندازند

بر همین اساس نیز نتیجه مذاکرات موسوی لاری و خاتمی حفظ ساختار فعلی شورای‌‏عالی سیاست‌گذاری اصلاح‎طلبان است و قرار شده تنها اندکی «اصلاحات» در ساختار و ترکیب افراد آن صورت بگیرد و نهاد ناظر هم به جای پارلمان اصلاحات همان اعضای ارشد شورای مشورتی و سیدمحمد خاتمی باشند.

حدود ۱۰۰ فعال سیاسی و روزنامه‎نگار اصلاح‎طلب و ملی- مذهبی و برخی چپگراها، روز ۲۳ خرداد ۱۳۹۷، در نامه‌ای به محمد خاتمی در انتقاد از جریان اصلاحات از «عدم سامان سیاسی متناسب»، «عدم شفافیت»، «راهیابی محافظه‌کاران به مناسبات درونی اصلاحات»، «بی‌‌‌‌‌برنامگی» و «تهی شدن از آرمان»، «حلقه‎های محدود»، «فساد» و «خویشاوندسالاری» و «عدم اعتماد عمومی به کارآیی شورای‌‏عالی اصلاح‎طلبان» و «عدم مقبولیت» و «فردمحوری» انتقاد کردند و خواستار حضور چهره‎های جوانتر در این شورا شده بودند که راه به جایی نبرد و جوانترهایی هم که به حلقه سخت مرکزی اصلاحات وارد می‌شوند، فرزندان همان قدیمی‌ها هستند!

این حقایق نشان می‌دهد که نه تنها کلیت حکومت بلکه جناح‌های آن از جمله اصلاح‎طلبان نیز که مدعی  مردمسالاری بی‌پایه و من‌درآوردی از نوع دینی هستند، چارچوب‎ مافیایی و بسته‎ای دارند که فقط خودی‎ها و فرزندانشان در آنها میدان عمل دارند. «دیگران» و مردم عادی را راهی به جمع پدرخواندگان جمهوری اسلامی نیست و فقط به درد رأی دادن به مافیاهای رژیم می‌خورند که قدرت سیاسی و اقتصادی و منابع این کشور را چهل سال است دست به دست می‌کنند. شعار اصلاح‌طلبان و پدرخوانده‌شان، سیدمحمد خاتمی، در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ بسیار گویا بود: «تَکرار می‌کنیم!» همین تکرار چهل ساله ایران را ورشکست کرده و در آستانه نابودی قرار داده است.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 1 / معدل امتیاز: 1

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید