یک هفته پس از آنکه حسین کمالی رییس خانه احزاب ایران از آغاز به کار «پارلمان اصلاحات» طی دو ماه آینده خبر داد عبدالله ناصری عضو شورای مشورتی رییس دولت اصلاحات میگوید پیشنهاد پارلمان اصلاحات به پایان خود رسیده است.
زمزمههای تشکیل پارلمان اصلاحات اولین بار در آذرماه سال 1396 توسط مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردمسالاری مطرح شد.

خردادماه سال 1397 عبدالواحد موسوی لاری نایبرییس شورایعالی سیاستگذاری اصلاحطلبان درباره تشکیل این پارلمان گفته بود در حقیقت تشکیلاتی است که پس از شکلگیری شورای سیاستگذاری، بهعنوان «نهاد بالادستی» شورا کارش را آغاز خواهد کرد.
گروهی از اصلاحطلبان به ویژه جوانترهای این جناح در خصوص عبور از خاتمی صحبت میکنند و او را یکی از عوامل اصلی شکست اصلاحات میدانند.
عبدالله ناصری از چهرههای نزدیک به خاتمی به ایلنا میگوید: «جریان اصلاحطلبی اگر حول محور رییس دولت اصلاحات به عنوان صاحب این گفتمان نباشد، پا نخواهد گرفت. این را نه تنها احزاب اصلاحطلب و شخصیتهای حقیقی بلکه اجماع جریان اصلاحات تایید میکند.»
او ادعا میکند «عملاً با جمعبندی اتفاقات سالهای اخیر میتوان متوجه شد یک ائتلاف و اجماع فراگیر در جریان اصلاحات، عملاً حول محور شخصی غیر از آقای خاتمی تشکیل نمیشود. احزاب و جریانهای اصلاحطلب در محور بودن سیدمحمد خاتمی اختلافنظر ندارند حتی دوستان ما که دنبال تشکیل پارلمان اصلاحات هستند معتقدند کار به دست شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با محوریت رییس دولت اصلاحات پیش برود.»
اما چرا هسته جریان اصلاحات چنین در مقابل هر تغییر و تحولی در کادر رهبری خود لاک پولادین دارد؟
ناصری در بخشی از مصاحبه گفته «بعضی از دوستان ما این واقعیت را نمیخواهند بپذیرند که برخی احزاب جریان اصلاحات، احزاب فراگیر هستند و در انتخابات سالهای اخیر بار تشکیلات و بار مالی انتخابات عمدتا بر دوش اینها بوده است؛ چه در گذشته که حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و حزب کارگزاران بار ستادها، تشکیلات و در نهایت مسائل مالی را به عهده داشتند و چه امروز که حزب اتحاد ملت و حزب کارگزاران این دو وظیفه را انجام میدهند. این احزاب کارکرد و فراگیریشان با احزاب دیگری که نمیخواهم نام ببرم کاملاً متفاوت است پس این واقعیت را باید بپذیرند که به میزان تاثیرگذاری اجتماعی و منابع مالی از ظرفیت درون شورای عالی سیاستگذاری برخوردار باشند.»
به این ترتیب عبدالله ناصری تأکید میکند که اولاً وجود سیدمحمد خاتمی در محور اصلاحات جزء جدانشدنی این جریان است؛ ثانیا ملاک حضور درون تشکیلات اصلاحطلبی برخورداری از منابع مالی و پایگاه اجتماعی است یعنی داشتن «زر» و «زور» که از طرفی دو حزب کارگزاران سازندگی (باند کرباسچی و مرعشی و فرزندان هاشمی رفسنجانی) و اتحاد ملت آن را دارا هستند و اتفاقاً عماد خاتمی فرزند محمد خاتمی به عنوان «ژن خوب» نیز عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت است و بنگاه رسانهای کارگزاران نقش «کارچاقکن» او را بازی میکند.

بر همین اساس نیز نتیجه مذاکرات موسوی لاری و خاتمی حفظ ساختار فعلی شورایعالی سیاستگذاری اصلاحطلبان است و قرار شده تنها اندکی «اصلاحات» در ساختار و ترکیب افراد آن صورت بگیرد و نهاد ناظر هم به جای پارلمان اصلاحات همان اعضای ارشد شورای مشورتی و سیدمحمد خاتمی باشند.
حدود ۱۰۰ فعال سیاسی و روزنامهنگار اصلاحطلب و ملی- مذهبی و برخی چپگراها، روز ۲۳ خرداد ۱۳۹۷، در نامهای به محمد خاتمی در انتقاد از جریان اصلاحات از «عدم سامان سیاسی متناسب»، «عدم شفافیت»، «راهیابی محافظهکاران به مناسبات درونی اصلاحات»، «بیبرنامگی» و «تهی شدن از آرمان»، «حلقههای محدود»، «فساد» و «خویشاوندسالاری» و «عدم اعتماد عمومی به کارآیی شورایعالی اصلاحطلبان» و «عدم مقبولیت» و «فردمحوری» انتقاد کردند و خواستار حضور چهرههای جوانتر در این شورا شده بودند که راه به جایی نبرد و جوانترهایی هم که به حلقه سخت مرکزی اصلاحات وارد میشوند، فرزندان همان قدیمیها هستند!
این حقایق نشان میدهد که نه تنها کلیت حکومت بلکه جناحهای آن از جمله اصلاحطلبان نیز که مدعی مردمسالاری بیپایه و مندرآوردی از نوع دینی هستند، چارچوب مافیایی و بستهای دارند که فقط خودیها و فرزندانشان در آنها میدان عمل دارند. «دیگران» و مردم عادی را راهی به جمع پدرخواندگان جمهوری اسلامی نیست و فقط به درد رأی دادن به مافیاهای رژیم میخورند که قدرت سیاسی و اقتصادی و منابع این کشور را چهل سال است دست به دست میکنند. شعار اصلاحطلبان و پدرخواندهشان، سیدمحمد خاتمی، در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ بسیار گویا بود: «تَکرار میکنیم!» همین تکرار چهل ساله ایران را ورشکست کرده و در آستانه نابودی قرار داده است.





