وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی تهدید کرده است که اگر فشارها به جمهوری اسلامی ادامه پیدا کند به سمت ساخت سلاح اتمی خواهد رفت. البته این تهدید از اظهاراتی که در گذشته هم بارها تکرار شده اما جامعه بینالملل تا کنون گوش شنوایی برای آن نداشته و به قول و «فتوا»ی خامنهای بیشتر اعتماد داشته است تا به تهدیدات واقعی که به صراحت از سوی زمامداران رژیم ایران مرتب تکرار شده است!
محمود علوی که دوشنبه شب ۲۰ بهمن ۹۹ در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دو صداوسیمای جمهوری اسلامی حضور یافته بود گفت «مقام معظم رهبری فتوا داده که سلاح هستهای حرام است اما اگر گربه را در گوشهای گیر بیندازند، ممکن است رفتارش با وقتی که گربه آزاد است فرق کند!»

وی با اشاره تلویحی به اینکه اگر جمهوری اسلامی در تنگنا قرار بگیرد با سوء استفاده از نام «ایران» به عنوان کشور بجای «جمهوری اسلامی» به عنوان نظام، هشدار داد «اگر ایران را به آن سمت هُل بدهند دیگر تقصیر ایران نیست.»
مقامات جمهوری اسلامی همواره فعالیت رژیم برای ساختن بمب اتم را رد میکنند و استناد آنها به فتوای علی خامنهای است که میگوید «استفاده از بمب اتم حرام قطعی و شرعی است!» اما حالا این اظهارات محمود علوی مؤید آن است که نظام برای حفظ خود حلال و حرام نمیشناسد و دست به هر اقدامی خواهد زد حتی اگر آن را نفی کرده باشد یا حرام بداند. این موضوعی است که به نظر میرسد سیاستمداران غربی از درک آن عاجزند.
خامنهای مهرماه سال ۱۳۹۸ در یک سخنرانی گفت «ما با وجود اینکه میتوانستیم در این راه قدم برداریم، بر اساس حکم اسلام عزیز کاربرد این سلاح را حرام قطعی شرعی اعلام کردیم، بنابراین هیچ دلیلی ندارد که برای تولید و نگهداشت سلاحی که استفاده از آن مطلقاً حرام است، هزینه کنیم.»
در دولت اوباما هم رئیس جمهوری آمریکا و هم جان کری وزیر خارجهاش نسبت به این قول و «فتوا» ابراز اعتماد و اطمینان کرده بودند!
تجربه نشان میدهد جمهوری اسلامی در همه حوزهها وقتی منافع نظام اقتضا کند، به آسانی منکر واقعیتها و همچنین قول و قرارها و طبیعتا اقدامات خرابکارانهی خود میشود. زمامداران نظام تلاش میکنند با دروغ همه اینها را لاپوشانی کنند اما وقتی زمان میگذرد و دُم جمهوری اسلامی از تله و تنگنا رها میشود، همان اقدامات را به مرور توجیه کرده و حتا امر واجب و مقدس و در جهت مصالح ملّی معرفی میکنند! چنانکه حضور نظامی در سوریه توسط فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مقامات ارشد سیاسی از جمله هم محمدجواد ظریف و هم بشار اسد انکار میشد اما پس از مدتی نخست به «حضور مستشاری» تبدیل و به آن اعتراف شد و همگی ادعا میکردند «در سوریه پایگاه نظامی نداریم!»
دو سه سال که گذشت، جمهوری اسلامی در سطح لشکر و تیپ در سوریه نیروی ایرانی و مزدوران افغان و پاکستان را در مناطق مختلف سوریه مستقر کرد و با تأسیس پایگاهها نظامی نفوذ خود در این کشور را افزایش داد! حالا هم که اصلا میگویند حضورشان در سوریه ادامه خواهد یافت!
در این میان، آنچه به جمهوری اسلامی کمک کرد روند «انکار حضور در سوریه» را «تکرار و توجیه» کند و ضرورت این دخالت را با منافع ملی گره بزند «گروههای نیابتی» بودند. درواقع جمهوری اسلامی مأموریت حضور نظامی در سوریه را به سپاه قدس یعنی بازوی برونمرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حزبالله لبنان و گروههای شیعه مثل فاطمیون و زینبیون سپرد. ایدهای که به شدت مورد استقبال دولت اسلامگرای رجب طیب اردوغان در ترکیه نیز قرار گرفته تا آن را برای نفوذ خود در کشورهای آفریقا به کار ببندد.
ولی حضور نظامی طولانی در سوریه توان و بُنیه نیروهای تحت امر رژیم ایران را کاهش داد. برای تقویت یگانهای مستقر در سوریه به ویژه در شرایطی که داوطلبان اعزام به سوریه یا همان نیروهای «مدافع حرم» کاهش پیدا کرده بود عضوگیری از بین نیروهای داوطلب اهل تسنن آغاز شد و یگانهای متشکل از بلوچها و پاکستانیها با عنوان «تیپ نَبَویون» تأسیس شد. تجربهای که به جمهوری اسلامی آموخت میتواند در مواقع لزوم با شبهنظامیان اهل تسنن نیز برای اهداف نظامی و سیاسی همکاری کرد و آنها را به عنوان نیروی نیابتی به کار گرفت!
https://mykayhan.org/1399/11/20/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87%d8%9b-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87%e2%80%8c
این تجارب بیش از پیش آشکار میکند که جمهوری اسلامی در صورت لزوم و برای حفظ خود به هر وسیلهای دست میزند و هر خط قرمزی را زیر پا میگذارد چه برسد به فتوا و حرفهای علی خامنهای! چنانکه پس از طرح ضرورت مذاکراتی فراتر از برنامه اتمی، روزنامه «جوان» نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اواسط بهمن با طرح گزینه خروج از NPT و افزایش غنیسازی نوشت «تهران در مراحل اولیه، در حال سبک و سنگین کردن دولت جدید مستقر شده در آمریکا است. تا الان، موضع هستهای ایران تحت تأثیر دولت تازه مستقر در آمریکا قرار داشته، ولی اگر تهران به این نتیجه برسد که چشماندازی برای عادیسازی پیشبینی شده در مقدمه برجام وجود ندارد، ممکن است به این سمت کشیده شود که برنامه هستهای خود را در چارچوب یک برنامه استراتژیک غیروابسته به توافق تابستان ۱۳۹۴ بازنگری کند.»
https://mykayhan.org/1399/11/11/%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1
منظور روزنامه «جوان» از «برنامهی استراتژیک غیروابسته به توافق تابستان ۱۳۹۴» یعنی پشت پا زدن به توافق اتمی برجام و تلاش برای تکمیل چرخهی هستهای در مسیر مصرف نظامی و تولید تسلیحات اتمی! چرا که کل برجام روی یک موضوع متمرکز است: جلوگیری از دست یافتن جمهوری اسلامی به سلاح اتمی!
حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان تهران نیز امرداد سال ۱۳۹۶ در یادداشتی با عنوان «چرا مثل کره شمالی نباشیم؟» نوشته بود ساختن موشکهای دوربُرد توسط کره شمالی نمونه موفقی از مقاومت بجای سازش است. جمهوری اسلامی از زبان کیهان تهران با چنین روشی برنامههای هستهای و موشکی خود را غیرقابل مذاکره اعلام کرد.
هر دو رسانه دیدگاههای نزدیکترین جریانها به مرکز اصلی قدرت در ایران و رهبر جمهوری اسلامی را بازتاب میدهند. برخی تحلیلگران میگویند این تهدیدات فقط شفاهی و عمدتا برای مصارف داخلی و در سطح رسانهای مطرح میشود وگرنه در رأس نظام همه این مسائل برای مذاکره روی میز قرار دارد. اما بسیار پیش از اینها اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری سابق رژيم ایران و رئیس پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام که در یکی از خطبههای نماز جمعه پیش از لو رفتن برنامههای اتمی رژیم اعلام کرده بود یک بمب اتمی کافیست تا اسرائيل را از روی زمین محو کند، سالها بعد در آبان ۱۳۹۴ نیز تهدید کرده بود «قدرت ایران برای دستیابی به این نوع سلاح محفوظ است.»
وی با سخنسرایی درباره اینکه اساس دکترین جمهوری اسلامی ایران، استفاده صلحآمیز از برنامه هستهای است، گفت: «این درست است که ما اجازه رفتن به طرف سلاح هستهای را نداریم، ولی اگر شرایطی پیش بیاید و ضرورت پیدا کند و یا دشمنی پیدا کنیم که بخواهد از این سلاح استفاده کند، قدرت ما محفوظ است.»
https://mykayhan.org/1399/07/21/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%85%D8%A8-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C
گذشته از همه این سخنان و واقعیتها، روندی که جمهوری اسلامی در عمل در تمام این سالها پیش برد و از یکسو فعالیتهای اتمی خود را مخفی نگه داشت و از سوی دیگر حتا در دوران مذاکرات اتمی نیز از آن دست نکشید و پس از بیرون رفتن آمریکا از برجام به دلیل بیخاصیت بودن این توافق، توانست ادعاهای خود را در زمانی کوتاه عملی کرده و مهمترین مفاد آن را نقض کند، همگی مؤید سابقهی بد و غیرقابل اعتماد رژیم اسلامی در ایران است.
حالا اظهارات اخیر محمود علوی نکته تازهای ندارد و همان حرفهایی است که اکبر رفسنجانی شش سال پیش در ۱۳۹۴ زد!
نکته قابل توجه اینکه هم علوی و هم رفسنجانی چهرههای شاخص همان جریانی هستند که به تعبیر برخی تحلیلگران رسانههای خارجی و سیاستمداران کشورهای غربی از جمله مقامات ارشد حزب دموکرات آمریکا و اغلب رهبران اروپایی جریان «میانهرو» یا «معتدل» شناخته میشوند و لابیگران و دلالهای جمهوری اسلامی نیز تلاش میکنند این تهدیدکنندگان هستهای را به عنوان «میانهرو» به جهان قالب کنند!
https://mykayhan.org/1399/10/03/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a8%d9%84
در دسامبر ۲۰۲۰ «بابی گُش» در مقالهای که در بلومبرگ منتشر شد به قصهی «قورباغه و عقرب» و ضربالمثل معروف و قدیمی «نیش عقرب نه از سر کین است، اقتضای طبیعتاش اینست» اشاره کرده و با مقایسه جمهوری اسلامی با عقربی که حتی «وقتی به آن کمک میشود باز هم نیش میزند» مینویسد: این داستان اخلاقی شاید به درد رهبران اروپا بخورد که چهار سال است از افتادن جمهوری اسلامی در داخل آب جلوگیری میکنند.






