Home دیدگاه خاورمیانه در چالش بین ارتجاع و تجدد

خاورمیانه در چالش بین ارتجاع و تجدد

-  با گسستن حلقه دیکتاتوری‌های کلاسیک که در یک مهار دوگانه، هم آزادی‌خواهان و هم واپسگرایان را کنترل می‌کردند، امروز در خاورمیانه هر دو گروه به میدان آمده‌اند تا در یک تعیین تکلیف تاریخی، آینده این منطقه را در چالش با یکدیگر رقم زنند. هم اسلام‌گرایان تندرو و هم دموکرات‌های مسلمان موضعی صریح و روشن در مورد رابطه دین و دموکراسی در قدرت دارند. آنهایی که موضع خود را صریحا بیان نمی‌کنند، اتفاقا همان اسلام‌گرایان میانه‌رویی هستند که روی دو صندلی دین و دموکراسی نشسته‌اند و غرب روی آنها سرمایه‌گذاری کرده‌ است!

الاهه بقراط – دیکتاتوری‌های سنتی یا کلاسیک در خاورمیانه و کشورهای اسلامی که امروز سرنگون شدنشان به «دومینو» تشبیه می‌شود، از دید تاریخی، وجودشان حلقه‌ای ناگزیر بین گذار طولانی این کشورها از سنت به مدرنیته، از ارتجاع به تجدد و از استبداد به دموکراسی بود. اگر این دیکتاتوری‌ها با مقاومت در برابر قدرت حریص و سیری‌ناپذیر مراجع دین، برخی تغییرات گاه بنیادین و گاه نیم‌بند را از جمله درباره حقوق زنان و پیروان ادیان دیگر به وجود نمی‌آوردند، جوامع خاورمیانه به این زودی‌ها این بنیه را نمی‌یافتند تا از چهارچوب‌های سنتی پا را فراتر نهاده و امروز خواهان «دموکراسی» شوند، حتا اگر چهارچوب این دموکراسی هنوز مشخص نشده و از هر سو با خطر روبرو باشد.‌

 بیداری یا توهم اسلامی؟

سلطه صدها ساله فرقه‌های مختلف اسلامی که همواره در کنار قدرت‌های حاکم نقش دستیار و گاه نیز نقش ترمز را در برابر اقدامات ترقیخواهانه برخی حکومت‌ها بازی کره‌اند، نیرویی نبوده و نیست که به آسانی در برابر شکوفایی و جذابیت آزادی و دموکراسی میدان را خالی کند. این سلطه مذهبی با تکیه بر استراتژی «هدف وسیله را توجیه می‌کند» در کنار به کار بردن انواع ترفندها از تحمیل و تطمیع تا سرکوب و حتا خشونت عریان، بر ابزار کارآمدی مانند احساسات مذهبی عوام تکیه دارد.

با گسستن حلقه دیکتاتوری‌های کلاسیک که در یک مهار دوگانه، هم آزادیخواهان و هم واپسگرایان را کنترل می‌کردند، امروز در خاورمیانه هر دو گروه آزادیخواه و مرتجع به میدان آمده‌اند تا در یک تعیین تکلیف تاریخی و سرنوشت‌ساز، آینده این منطقه را در چالش با یکدیگر رقم زنند. بر این آینده‌ از یکسو نقش منابع طبیعی و ذخایر انرژی و از سوی دیگر منافع قدرت‌های جهانی در کنار منافع ملی مردمان این منطقه حک شده است. تجربه از جمله در حکومت اسلامی ایران و  طالبان افغانستان و حماس نوار غزه و حزب‌الله لبنان نشان داده است، نیرویی که بتواند مناسبات خردمندانه و نسبتا عادلانه بین این نقش‌ها و منافع طرفین برقرار کند، قطعا از جبهه اسلامیست‌ها نتواند بود. لیکن در تناقضی حل ناشدنی که پیشینه آن به همان دیکتاتوری‌های سنتی باز می‌گردد، نیروی دموکراسی نیز از چنان توانی برخوردار نیست که بتواند یک‌تنه مدعی برقراری نظم نوینی در کشورهای این منطقه شود!

در این میان، باید پرسید آیا اخته‌کردن دموکراسی با تقویت «اسلامگرایان میانه‌رو» که قرار است نقش میانجی را بین مذهب و سیاست، بین اسلام و دموکراسی، بازی کنند، حلقه بعدی زنجیره تحولات کشورهای عربی و همچنین ایران و افغانستان و حتا ترکیه خواهد بود؟ با توجه به اینکه آنچه دموکراسی می‌تواند در سازندگی و پیشرفت یک جامعه در اختیار بنهد هم روشن و هم تجربه شده است، آیا «احکام اسلام و شریعت»، آنهم از ظن هر کسی که خود را مدافع آن می‌پندارد، قرار است چه امکاناتی در اختیار این جوامع قرار ‌دهد که به حل مشکلات همه‌جانبه آنان یاری رساند؟!

پاسخ دموکراسی به نقش هر دین، از جمله اسلام، در سیاست روشن است: سکولاریسم و جدایی دین از دولت! اما پاسخ دین، از جمله فرقه‌های مختلف اسلام، برای نقش دموکراسی چیست؟! این پرسش را بهتر است از کسانی پرسید که با اسلام آشنایی کافی دارند و در پاسخگویی نیرنگ به کار نمی‌برند:

یکی، اتفاقا اسلامگرایان تندرو که مراجع مهم آن از جمله در جمهوری اسلامی بارها ناهمخوانی اسلام و دموکراسی را در عرصه قدرت و سیاست متذکر شده‌اند، و دیگری نقطه مقابل آنها، یعنی اسلامگرایانی که با درک دموکراسی و الزامات آن به این نتیجه رسیده‌اند که اتفاقا برای حفظ دین بهتر است آن را از حکومت و دولت جدا نمود. مانند برخی روحانیون و فعالان سیاسی که به عنوان چهره‌های مذهبی شناخته شده هستند و برخی از آنان زمانی جزو اصلاح‌طلبان، در مفهوم رایج جمهوری اسلامی، به شمار می‌رفتند.

آنهایی که پاسخ صریح به رابطه بین دین و دموکراسی در قدرت نمی‌دهند، اتفاقا همان اسلامگرایان میانه‌رویی هستند که غربی‌ها روی آنها سرمایه‌گذاری کرده‌اند و یکی از آنها مصطفی عبدالجیل رهبر شورای انتقالی لیبی است که هفته گذشته بازو در بازوی سارکوزی رییس جمهوری فرانسه و دیوید کامرون نخست وزیر انگلستان وعده تحقق دموکراسی بر اساس احکام اسلام و شریعت داد!

 بیداری یا توهم دموکراتیک؟

این یک توهم دوطرفه است: در قدرت، نمی‌توان اسلام و دموکراسی را با یکدیگر سازگار کرد و اراده‌گرایانه نام آن را به تعبیر برخی «دموکراسی دینی» یا «جمهوری اسلامی» یا هر چیز دیگر نهاد! چرا دوطرفه؟ زیرا نه تنها برخی از اسلامگرایان میانه‌رو بلکه برخی از مدعیان دموکراسی نیز چنین ظرفیتی را  برای هر دو قائل هستند و درست مانند آنها از پاسخ صریح به رابطه دین و دموکراسی در قدرت طفره می‌روند!

برای درک این تناقض نباید حتما مرجع روحانی بود و یا تغییر و تحولات ویژه‌ای را طی کرد تا به این نتیجه رسید. اسلام و دموکراسی در قدرت دو خط موازی هستند. هر اندازه دموکراسی، آنگونه که تجربه جوامع باز نشان می‌دهد، میل به حل تناقض‌های جامعه به سود آزادی و دموکراسی بیشتر دارد، به همان اندازه اسلام (و هر دین دیگری که در قدرت باشد) میل به محدود کردن جامعه و آزادی‌های آن در چهارچوب عقاید و احکام خود دارد.

نیروهای ارتجاعی و اسلامگرایانی که هدف خود را تنها در رسیدن به قدرت و سلطه عقاید مذهبی خویش بر دیگران تعریف می‌کنند، در برابر دموکراسی به شدت و به هر شکلی که بتوانند مقاومت خواهند کرد. طالبان، اخوان المسلمین، حماس، جهاد اسلامی و حزب‌الله لبنان، در کنار رهبری کنونی رژیم جمهوری اسلامی در ایران و همچنین سازمان القاعده، نمادی از این مقاومت خشن و خونریز هستند که هیچ قدرت جهانی و هیچ ابزاری قادر به طرد و انزوای آنها نخواهد بود مگر مردمانی که این نیروهای ارتجاعی، قدرت خود را از آنها و برای آنها می‌پندارند.

تقویت نقش مردم، نه در انتخابات صوری بلکه در روشنگری و سازمانیابی متشکل آنان در قامت احزاب، تشکل‌های صنفی و همچنین سازمان‌های غیردولتی و غیرحزبی است. تشکل آن چیزی است که اسلامگرایان خود به بهترین شکلی، از جمله به شکل هسته‌های مستقل، از آن سود می‌برند و همزمان با تمام توان علیه متشکل شدن دیگران می‌جنگند و اگر در قدرت باشند، مانند جمهوری اسلامی در ایران، همه تشکل‌ها را یا قلع و قمع کرده یا به سکوت و همراهی وا می‌دارند، یا در اختیار خود می‌گیرند و یا بدل آنها را کپی می‌کنند.

هنوز معلوم نیست نقش عملی که کشورهای قدرتمند با جنگ (افغانستان و عراق و لیبی) و یا بر زمینه جنبش‌های اجتماعی (مصر، تونس، ایران و…) به اسلام‌ و کسانی که مدعی میانه‌روی در آن هستند با تأسیس جمهوری‌های اسلامی و پشتیبانی از مذهبیون «میانه‌رو» می‌دهند، چیست: نیرنگ زدن به مدافعان دموکراسی یا خدعه به اسلامیست‌ها؟! مشابه این «خدعه» را یکبار رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذارش، روح‌الله خمینی، هم به کشورهایی که وی را با جت فرانسوی در تهران فرود آوردند و هم به اطرافیانی که وعده‌های وی را در دهانش می‌گذاشتند و بعد به انگلیسی و فرانسه ترجمه‌اش می‌کردند و هم به مردمی که فکر می‌کردند آب و برق‌شان مجانی خواهد شد، زد و نتیجه گرفت: تا به امروز، سی و سه سال حکومت اسلامی بلامنازع!

امروز ما بار دیگر در یک تقاطع تاریخی قرار داریم:

آیا قرار است دیگر کشورهای مسلمان‌نشین چند دهه سرنوشت ایران را تکرار کنند تا برسند به مرحله‌ای که امروز ایرانیان قرار دارند؟ امری که مطلقا بعید نیست. یا اینکه  اتفاقا به دلیل تجربه ناکام و خونبار جمهوری اسلامی در ایران، راه دیگری را برخواهند گزید؟ ولی کدام راه؟! اسلام میانه‌رو؟! دموکراسی مبتنی بر شریعت؟! اگر دیکتاتوری‌های سنتی در مبارزه بین استبداد سیاسی و مذهبی علیه تجدد و مدرنیته، حلقه‌ای ناگزیر بودند تا زمینه را برای گذار این جوامع به آینده، هموار و تلطیف کنند، حلقه بعدی کدام است؟ آیا بهار عربی به رنسانس (نوزایی) تفکر سیاسی در خاورمیانه خواهد انجامید یا چند دهه دیگر در برزخ تلفیق «اسلام و دموکراسی» در قدرت، مانند امتزاج «اسلام و سوسیالیسم» در مصر عبدالناصر و لیبی قذافی و سوریه اسد، درجا خواهد زد؟ اساسا اسلام و یا هر دین دیگری در قدرت، چه کیفیت و چه ظرفیتی می‌تواند در اختیار دموکراسی قرار دهد که سبب استحکام و گسترش آن شود بجز ایجاد محدودیت‌ها و مرزهای عقیدتی که دموکراسی را تا پای نابودی خواهد کشاند؟

باید برای این پرسش‌ها پاسخ روشن و صریح داشت تا بتوان تعیین کرد آنچه در کشورهای عربی و مسلمان‌نشین در جریان است، بیداری اسلامی و توهم دموکراتیک است یا بیداری دموکراتیک و توهم اسلامی؟! تمامی تدابیر و منابع فعال سیاسی داخلی و خارجی این کشورها، همچنین ایران، نهایتا در خدمت و در جبهه یکی از این دو قرار می‌گیرد.

*این مقاله نخستین بار ۳۰ شهریور ۱۳۹۰ / ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۱ در کیهان لندن به چاپ رسید.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 0 / معدل امتیاز: 0

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید