کیهان آنلاین – 23 آبان 93 – «سرشار از امید» نام اتوبیوگرافی یا خاطرات امید جلیلی بازیگر و کمدین متولد 1965 در لندن است که در مدت کوتاهی پس از انتشار در تابستان 2014 به پرفروش ترین کتاب «ساندی تایمز» تبدیل شد.
جلیلی با موفقیت در استندآپ کمدی های « پسر صاحب مغازه کبابی قدکوتاه چاق» و «عرب و یهودی» در دهه نود میلادی به اجرای برنامه در کشورهای دیگر از جمله ایرلند، دانمارک، آلمان، استرالیا، آمریکا و کانادا پرداخت و هم چنین با شبکه های مختلف تلویزیونی از جمله اچ بی او و بی بی سی همکاری کرد. امید جلیلی در کنار استندآپ کمدی در تئاتر و سینما نیز به بازیگری پرداخته است. وی در سال 2009 در یک فیلم کمدی به نام «کافر» در نقش اول این فیلم یک مسلمان انگلیسی را بازی می کند که در بزرگسالی در مییابد به فرزندی قبول شده و پدر و مادر اصلیاش یهودی بودهاند.
کیهان لندن در رابطه با خاطرات امید جلیلی گفتگوی کوتاهی با او انجام داده که در ادامه میخوانید.
انگيزه شما براى انتشار خاطرات خود در اين سن و سال هنوز جوان چيست؟
من كتاب را براى فرزندانم نوشتم چون تمام اوقات يا در تور هستم ويا مشغول ساختن فيلم و واقعا آرزو داشتم انها از خاطرات و جزييات زندگى من و خانوادهام مطلع باشند. وقتى كتاب را نوشتم به بچههايم فرستادم و گفتم من الان تورم، اين را بخوانيد و اگر سوالى داشتيد با منشىام تماس بگيريد! اما جداً مىخواستم فرزندانم در مورد زندگى و خدمات پدر و مادرم به مسافران ايرانى در لندن ياد بگيرند و این كتاب بهترين راه بود چون من به خانواده و جامعهام افتخار ميكنم و فكر ميكنم نسل جديد هم باید باشد.
آیا پروژههاى اخير شما توجه ايرانيان را جلب كرده؟
فكر ميكنم بله، خيلى خوشحال هستم كه توانستهام با اين كتاب و تور فعلىام توجه بسيارى إز هموطنان ايرانی را جلب كنم. بعلاوه واقعا لذت ميبرم وقتى ميبينم با ارائه فرهنگ ايرانی هزاران هزار غير ايرانى را با مزاح و جكهاى ايرانى كه منِ چاقِ كوتولهی كچل همه جا با آب و تاب ميگويم آشنا كردهام. از همه عالیتر اينست كه در پايان اكثر شوهايم مردم ايستاده كف ميزنند، البته بعضيها میگويند از اين جهت است كه همه عجله دارند زود بروند به اتوبوس و قطار برسند!
میدانید، ساندى تايمز میگويد این كتاب بازگوى يك زندگى ويژه است و من فكر مىكنم همین طور هم هست چون من به كلمات وينستون چرچيل عقيده دارم كه گفت موفقيتِ شكست، بعد از شكست بدون از دست دادن شور و ذوق است چون زندگى در حقيقت اميدوارى به آیندهای بهتر است پس بايد خودمان، عزيزانمان و گذشتهمان را قبول كنيم و حقايق درست و نادرست و دستاوردها و اشتباهاتمان را بپذريم و پيش برويم. من هميشه احساس كردم اقليتى در ميان اقليتها هستم چون كوچكترين عضو خانواده در يك اقليت مذهبى در ميان يك اقليت مهاجر در انگليس هستم و خيلى اوقات به شدت احساس عصبانیت میکردم اما با حس اميدواريم آن عصبانيت را مايه پيشرفت قرار دادم و از هر چه پيش پايم بود راهى براى پيشرفت ساختم.
اگر اين كتاب را براى نسل بعد يعنى فرزندان خود نوشتيد آیا پيامى در آن براى جوانان ايرانى هم هست؟
بله همین طور فكر ميكنم. اول اينكه هميشه در زندگى بهتره اميدوار بمانیم تا راه حل مشكلات ر
ا، هر چقدر هم كه غير ممكن به نظر بیاید، پیدا کنیم. دوم اينكه هر كسى در زندگى اختيار انتخاب دارد و من فكر ميكنم هر تصميمى كه میگيريم بايد به بهبود و پيشرفت خانواده و عزیزانمان هم كمك کند، من خيلى از اوقات به جاى كار ترجيح میدهم در كنار همسر و فرزندانم باشم و به احتياجات آنها توجه كنم. سوم اهميت روابط سالم بين زن و شوهر هست كه خيلى مهم است، در يك قسمت شوى فعلى من در مورد سه مرحله تكامل رابطه زن و شوهر و ازدواج صحبت میكنم و الان بر خلاف گذشته ٦٠٪ كسانی كه میآیند به شوهاى من، خانمهايى هستند كه شوهرشان را با خود میآورند چون خوشحالند ببينند يك مرد با جك و شوخى حقايق مهمى را در مورد برابرى زن و مرد در خانواده و جامعه مطرح میکند و من اميدوارم همه اما مخصوصا جوانان به اين حقايق فكر كنند و عمل كنند.
—————————————————————————-
اين كتاب توجه بسيارى جلب كرده و اخيراً بيشترين تعداد تماشاگر در فستيوال كتاب چورتل به جليلى پيوستند.
براى اطلاعات بيشتر در مورد كتاب و تور اميد جليلى به نام ايران الاما دينگدانگ به تارنماى رسمى جليلى مراجعه كنيد:



