بخش 3: «هنجار»، و واژه شناسی «فرهنگ»
در شاهنامه و در گفتگوی پند دادن بزرگمهر به انوشيروان آمده است:
ز دانــا بپرسيـد پس دادگــر / كه فرهنگ بهتــر بُـود گــر(يا) گهر
چنين داد پاسخ بدو رهنمون / كه فرهنگ باشد ز گوهر فــزون
هنجار فرهنگی
“فرهنگ”، همان گونه که در نوشتارهای پيشين آمد، از خواست ها، آرزوها و داشته های هر مردمی سرچشمه میگيرد و نه تنها پيوندی تنگاتنگ با روند کارهای آموزشی و پرورشی، هنری، باوری، داوری و اجتماعی دارد بلکه می تواند همچون پشتيبانِ استواری در راه پيشبرد کارها و پيوستگی برنامه های آن مردم به کار گرفته شود.
فرهنگ، را فر و نيروی پيش رونده، فر و نيرویِ فرا رونده ريشه دار، و همچنين فر و نيروی پيش رونده و سنگين و پـُر کشش و استوار، میتوان دانست. فر و نيرويی که از يک “هنجارِ” استوار برخوردار است و به کارها و برنامههای در پيوند با خود، پيش روندگی همراه با پيوستگی و استواری میبخشد.
“هنجار” را میتوان سامانی دانست که پس از سازماندهی و برنامه ريزیهای درست و ريزبينانه، در طرح و برنامه و يا دستگاهی پيدا میشود که میتوان گفت تا اندازهای مانند هنجاری است که در يک جسم و بر پايه قانون نخست نيوتن پيدا میشود. قانون نخستِ نيوتون میگويد ” اگر برآیند نیروهای وارد بر یک جسم صفر باشد، چنانچه آن جسم در حالت سکون باشد تا ابد ساکن میماند، و اگر آن جسم در حال حرکت (با سرعت ثابت) باشد، تا ابد با همان سرعت و در همان راستا حرکتاش را ادامه میدهد.”
برنامهريزی های در راستای فرهنگ نيز هنجارآفرين است و تا اندازه ای مانند قانون نخست نيوتن به برنامه ها و يا کارها “هنجار” میبخشد. مانند يک دستگاه مونتاژ در کارخانه و يا يک ساعت، که پس از سر هم سوارشدن تکههايش، هنجار و سامانی میيابد که هرگاه با کليدی آن را روشن کنیم؛ با هنجاری خوشايند، آغاز به کار میکند. کوک، باطری و يا سوختی نيز که در آنها به کار میرود برای اين است که نيروهای بيرونی را بکاهد، از ميان ببرد و يا خنثی کند. برای پی بردن به درونمايه واژه “فرهنگ”، نگاهی واژه شناسانه و کوتاه به آن میاندازيم.
واژهشناسی فرهنگ
فرهنگ دارای دو بخش است: «فر»، و «هنگ»
- بخش نُخست: فر
“فر”، نيرويی ويژه و مينوی* و نمادی از بزرگی و شکوه است. فر و شکوهی که پرهيزگاری، مردمی بودن و ياریرسانی به مردم را در خود دارد و برای ردههای گوناگون مردمی مانند فرِ شاهی، فر پهلوانی، فر موبدی به کار برده شده است. فرهيخته، فرهيختگی، پرهيز و پرهيزگاری از واژه “فر”، سرچشمه میگيرند.
- بخش دو: هنگ
که اگر آن را از ريشه هنج، يا هنچِ اوستايی که به چم و معنیِ “پيوستن و ريشهگير بودن و چسبيده بودن” بگیریم، «فرهنگ» میشود: «فر و نيروی پيش رونده و فرا رونده ريشهدار» و چنانچه آن را از ريشه سنگ و سنگينی بگيريم: فرهنگ میتواند «فر و نيروی پيش رونده و فرا رونده، سنگين و پر کشش و استوار» باشد.
در اين باره در زمينههای اوستايی نيز پرداخته شده است که در اين نوشتار کوتاه نمیگنجد. دوستاران برای آگاهی بيشتر میتوانند با نويسنده در پيوند باشند.
نوروز بر همگان شاد و فرخنده باد.
*مينوی را به زبان تازی معنوی میگويند، که میتوان گفت واژۀ معنوی، به درستی ويژگیهای مينوی را نمیرساند.
22 مارس 2015
[ادامه دارد]



