از اين پس و در دنباله چند نوشتار پيشين که درباره فرهنگ و واژهشناسی آن* بودند، این سلسله از مطالب با پرداختن به نامه ارجمند ايرانيان که همانا شاهنامه باشد دنبال میشود و نگاهی نه چندان گسترده، با این همه، ريزبينانه به شاهنامه و يژگیهای بی مانندش میاندازیم.
بخش 4: شاهنامه، ويژگیها
یک
شاهنامه کتابی برای همه زمانهاست زيرا نه تنها گنجينهای از تاريخ ايران را در خود نهفته دارد، که گنجور دانش، بينش، ادب، جامعهشناسی، آيينهای باوری، داوری و رزمآوری، هنرِ خنیاگری، نقاشی و پيکرتراشی ايرانيان نیز هست (نقاشی و پيکرتراشی و عاشقانه سرودن، پس از اسلام ممنوع شدند و به گفته دکتر اسماعيل خويی بار سنگین حفظ و نگاهداری از آنها به گردن فردوسی و شاهنامه انداخته شد). شاهنامه، اين نامه ارجمند، بنياد و بستری را میماند که میتوان هر آنچه که درخور مردمان پشته ايران باشد را در آن با بايستگی کاشت و با شايستگی برداشت.
آنچه اين توانايیها را به شاهنامه میبخشد، ويژگیهای بی مانند اين کتاب است که به گفته دکتر خالقی مطلق «نه يک کتاب است که يک کتابخانه» سرشار از دانش و بينش و پژوهش میباشد. اين نامۀ شاهان و شاهِ همۀ نامهها، ويژگیهايی دارد که در ديگر نوشتارهای همزمان و يا پس از آن، همانندی ندارد. ويژگیهايی که از سامانبندی آن پايه و مايه میگيرند و با سخن آغازيناش دنبال، و در داستانها و رويدادهايش، هر چه بيشتر و بهتر به نمايش در میآيند.
نوشتارهايی که متون کهن خوانده میشوند، به همان گونه که زندهياد دکتر محمد جعفر محجوب، يادآور شده است، به جـز از مثنوی که به يکباره و بدون هيچ گونه پيشگفتاری آغاز میشود و پايان میگيرد، و يا ديوان حافظ، که کسانی ديگر آن را گردآوری کردهاند، نخست با نام پروردگار/خدا آغاز میشوند، پس مدح و ستايش پيامبرشان را میکنند، سپس به خود و انگيزه نگارش و ياری دهندگان میپردازند و متن يا درونمايه را نيز پيش از سخن پايانی میآورند.
در شاهنامه، ورای همۀ آنچه آمد، سخن با نام ويژهای که برای پروردگار برگزيده شد به نامِ «خداوندِ جان و خرد»، که چم و معنی «اهورامزدا» را دارد، آغاز میشود، پس از آن: «گفتار اندر ستايش خرد»، «گفتار اندر آفرينش کيهان»، «گفتار اندر آفرينش مردم»، «گفتار اندر آفرينش آفتاب»، «در آفرينش ماه» میآيد که نشان دهنده ارزش انسان، خرد و خردورزی، دانش و بينش شاهنامه بر پايه آنهاست. پس از همۀ اینها سخن از ستايش پيامبر (که آن هم جای سخن دارد) به ميان میآيد. سپس از سخن درباره چگونگی گردآوردن شاهنامه و سرچشمههايش دنبال میشود و از انگيزهها و ياری دهندگان و دقیقی میگوید. در پی همۀ اينها و با روشن کردن ديدگاه خواننده است، که درونمايه را در سه بخش پيش کشيده با سخن پايانی، کتاب را به جهان و جهانيان میسپرد زيرا خود میداند که نامهاش را باد و باران گزند نتوانند زد! دنباله ويژگیها را در نوشتارهای آينده پی خواهيم گرفت.
29 ماه مارس 2015 برابر با 2 فروردين ماه.
* در بخش پيشين که به واژه شناسی فرهنگ، پرداخته شد، بررسیهای دوران کهن را داشتيم. دکتر فريدون جنيدی، واژه فرهنگ را (به گفته يکی از دانشجويان) که در زبان پهلوی: frahang آمده است را برداشت شده از مصدر واژه frahanjitan دانسته است.



