برگ نخست فرهنگ و جامعه درباره فرهنگ (مازیار قویدل)

درباره فرهنگ (مازیار قویدل)

در نوشتار پيشين بخشی از ويژگی های شاهنامه برشمرده شدند که در ميان آنها، چگونگی ساماندهی و بخش بندی آن بود. اينک ببينيم اين ساماندهی و بخش بندی از چه ويژگی هايی برخوردار است که آن را چنين برجسته می نماید؟

مازیار قویدل

ادامه بخش٤: شاهنامه، ويژگی‌ها

دو

«خداوند جان و خرد»

چنان که در نوشتار پيشين آمد، به جز از مثنوی مولانای بلخی، و ديوانِ حافظ شيرازی، ديگر نوشته های دوران اسلامی، با نام الله و يا خدايی که دارای ويژگی های «الله»، نزد مسلمانان است، آغاز می شوند، و اگر چه برای نمونه  نظامی گنجوی ليلی و مجنون را اين چنين آغاز می کند:

ای نام تو بهترين سـرآغاز

بی نام تو نامه کی کنم باز

ای ياد تو مونس و روانم

جز نام تو نيست بر زبانم

در دنباله ويژگی اسلامی او را می‌يابيم:

ای خطبۀ تو تبارک الله

فيض تو هميشه بارک الله

و يا سعدی شيرازی در آغاز گلستان:

«منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزيد نعمت و…»

از دست و زبان که بر آيد      

کز عهدۀ شکرش به درآيد

که باز و در دنباله ويژگی اسلامی نمودار می شود:

ای کريمـی کـه از خزانـــۀ غيـب      

گبر و ترسا وظيفه خور داری

دوستـــان را کجــا کنـــی محـــروم     

تـو کـه با دشمنـان نظـر داری

در شاهنامه ورای چنين ستايشی سخن آغاز می شود و خداوند از ويژگی‌های بی چارچوبی برخوردار است:

بـه نــام «خـــداونــدِ* جــان و خــرد»            

کــزين بــرتــر انديشه بَــر نگــذرد

که اين «خداوند جان و خرد»، نه تنها پيوندی با الله* ندارد، که از ويژگی های فرهنگ ايرانی برخوردار است که در نوشتۀ آينده بدان پرداخته خواهد شد.

6 آوریل 2015

 

*چنان که می‌دانيم، نام واژه «خدا»، به چم «شاه»، و شهريار است که «خدای نامه» که همان شاهنامه باشد و يا «کابل خدای» و «زابل خدای»، و «کدخدای»، نمونه‌های آن می باشند، و خود «خدا» سرچشمه گرفته از «خشترا» است که شهرياری آرمانی و آرزو شده را می‌رساند و هم ريشه با «شهر»، «شهرنشينی«، «شهريور» و … است. به برداشت و باور نگارنده، استاد سخن با آرمان ويژه‌ای، «خدا» را به جای «پروردگار» به کار گرفته است زيرا در آن دوران که دين‌مدارانِ زورمدار و آن هم از گونه اسلامی اش، عنان «سرزمين دارا» را در دست داشتند و خليفه‌گری می‌رفت تا جايگزين پادشاهی گردد و آيين پادشاهی در بیم و خطر فراموش شدن می‌توانست باشد، استاد سخن، «خدا» را به جای پروردگار به کار گرفت تا، نه تنها «ايران‌خدايی«، و «پادشاهی» به بوته فراموشی سپرده نشود، که ناچار از به کار بردن «الله» نيز نگردد.

**يادآوری می‌شود که اين کاری پژوهشی است و تنها آرمانش، پرداختن به درون‌مايه‌هاست و انگيزه «فرهنگی پژوهشی» دارد و نه بيش از آن.

[بخش یک]   [بخش دو]  [بخش سه]  [بخش چهار]

خروج از نسخه موبایل