برگ نخست فرهنگ و جامعه درباره فرهنگ (مازیار قویدل)

درباره فرهنگ (مازیار قویدل)

پايه و بنياد شاهنامه را، رای و داد و خرد، و گزينش می‌يابيم و همچنان که پيش‌تر آمد فردوسیِ توسی، ورای ديگران، شاهنامه را با نامِ “خداوند جان و خرد” آغاز، و سپس با بخش پايانی نخستين سرودش، که همانا “خرد“، باشد، دنبال می‌کند.

تندیس فردوسی در تهران
تندیس فردوسی در تهران

بخش9: نمايش انسان‌مداری در شاهنامه، در گذر از بخش “ستايش خرد”، به بخش “آفرينش انسان”

او نه تنها به ستايش خرد می‌پردازد، که خرد را افسر شهرياران و مايه زندگانی شناس می‌نامد. اين ستايش کردن از “خرد”، به جای ستايش پيامبر اسلام، ويژگی يگانه‌ای از شاهنامه است که نمونه ديگری ندارد. يادمان باشد که در بخش خرد، استاد سخن، خرد و دانستن را همبسته می‌داند و می‌خواهد که “خرد”، دستور و رايزن انسان باشد، تا با ياری آن، جان از ناسزا دور نگه داشته شود.

در بخش ستايش خرد، نکته درخور نگرش ديگری نيز خودنمايی می‌کند و آن، سخن از انسان به نام بهترین کردۀ کردگار، و هم‌چنين دارای توان شناخت است:

تويی کردۀ کردگـار جهــــان

شناسـی همـه آشکـار و نهـان

فردوسی در اينجا نمی‌سرايد که تو از آشکار و نهان آگاهی داری، می‌گويد، آشکار و نهان را می‌شناسی: “شناسی همه آشکار و نهان”، و روشن است که شناخت بدون دانش پژوهی و گوش دادن به سخنان دانايان بهره کسی نمی‌تواند بشود، پس بايد دانش آموز بود و به دانايان گوش فراداد:

بـه گفتــار دانندگــان راه جـوی

به گيتی بپوی و به هرکس بگوی

زيرا سرمايه و بن مايۀ آگاهی و شناخت، دانش اندوزی است، پس:

ز هر دانشی چون سخن بشنوی

ز آموختن يک زمان نغنــوی

و در پی پژوهش و آموزش، تازه در می‌يابی که دانش پايان پذير نيست و اين خود نکته ويژه در برابر ديدگاه‌هايی است که اين و يا آن نوشته و کتاب باوری را آغاز و پايان دانش گمان می‌کنند:

چو ديدار يابی به شاخ سَخُن

بدانی که دانش نيابد به بُـن

برای پی بردن به راز سخن فردوسی در اين بخش‌بندی‌ها، بد نيست نگاهی انداخته شود به سرآغاز ليلی و مجنون از نظامی گنجوی (زاده 535 و در گذشته 607 تا 612)،  که پيرامون دو سده پس از فردوسی می‌زيسته است. نظامی بخش آغازين را که 105 بيت است چنين آغاز می‌کند:

ای نام تو بهترين سـرآغـاز

بی نام تو نامه کی کنم باز

ای ياد تو مونس و روانم

جز نام تو نيست بر زبانم

…

نظامی اگرچه در پايان بخشِ سرآغاز سخن‌اش، مانند فردوسی انديشه خواننده را مهيای بخش پس از آن می‌کند، سخن‌اش درباره ستايش از پيامبر اسلام است و نه چيزی ديگر:

زان پیش کاجل فرا رسد تنگ

و ایـام عنـان ستانـد از چنـگ

ره بــــــاز ده از ره قبولــــم

بـر روضـه تربـت رسولـــم

و 109 بيت که 4 بیت بيش از ستايش پروردگار باشد را برای ستايش پيامبر اسلام می‌سرايد.

همچنان که خوانديم شاهنامه انسان را بدون نام بردن از رنگ پوست، زبان و ايل و تبار و باورش، بهترين کرده کردگار جهان، و دارای توان شناخت از آشکار و نهان می‌داند:

تويی کردۀ کردگار جهان

شناسـی همه آشکار و نهان

در داستان ليلی مجنون چنين نيست و اين تنها پيامبر اسلام می‌باشد که بهترين بوده و چشم آفرينش به او روشن است:

ای خاک تو توتیای بینش

روشن به تو چشم آفرینش

در پيروی از چنين روش و آيينی، نظامی تنها نيست و بسياری هم‌چون سعدی شيرازی نيز چنين می‌کنند، و برای نمونه، سعدی “بوستان”اش را با ستايش پروردگار آغاز می‌کند:

به نام خدایی که جان آفریـد

سخن گفتن اندر زبان آفریـد

خداونـد بخشنــدهٔ دست‌گیر

کریم خطابخش پوزش پذیر

عزیزی که هر کز درش سر بتافت

به هر در که شد هیچ عزت نیافت

و سپس با ستايش پيامبر اسلام، آن هم با واژگان عربی دنبال می کند*:

کریم السجایا جمیل الشیم

نبی البرایا شفیع الامم

امام رسل، پیشوای سبیل

امین خدا، مهبط جبرئیل

شفیع الوری، خواجه بعث و نشر

امام الهدی، صدر دیوان حشر

با نگرش به چنين نوشتارها و سرودهايی است که می‌توان پی به ويژگی کار استاد سخن و آرمان ويژه‌اش برد و شاهنامه را تافته جدابافته‌ای برای فر و فرهنگ ايران به شمار آورد.

24 ماه مه 2015

*از آنجا که سعدی به زبان عربی آگاهی بسیاری داشته است، نوشتارهايش گاه آميخته  عربی دارد و اين از دانش و بی گمان بينش اوست.

[بخش یک]   [بخش دو]  [بخش سه]   [بخش چهار]    [ادامه بخش چهار]   [بخش پنج]   [بخش شش]   [بخش هفت]   [بخش هشت]

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 0 / معدل امتیاز: 0

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید