اسماعیل نوریعلا – با توجه به اينکه در جريان مبارزاتی کنونی، فاعل و انجام دهنده انواع افعال پيشنهادی معلوم نيست و، بدون معلوم شدن آن، هر پيشنهادی به صورت يک برنامه بی مجری باقی میماند، نظر اکثريت حضار آن بود که اگر بتوان در برابر حکومت اسلامی«آلترناتيوی سکولار دموکرات» آفريد در آن صورت افعال پيشنهادی ما نيز دارای فاعلی خواهند بود که میتواند جريان مبارزه را تسريع کند. به عبارت ديگر، توافق بر سر ضرورت ايجاد يک آلترناتيو سکولار دموکرات از جمله دست آوردهای کنگره بود.

تازه از راه رسيدهام و هنوز باورم نمیشود که ديگرباره از آن همه همراهان موافق اين همه دور افتادهام. به سومين کنگره سکولار دموکراتهای ايران در شهر فرانکفورت آلمان رفته بودم و دو سه روزی را در ميان کسانی گذراندم که اکنون آشنايان مهربان من اند؛ با آن در آغوش کشيدنهای گرم، دست دادنهای پر از اميد، و گفتگوهائی که تا سقف بلند شب ادامه میيافت. در آنجا من خود را به نوعی ميزبان ياران نيز میديدم؛ چرا که کميته برگزاری اين کنگره به من مأموريت داده بود که دعوت نامهها را، از طرف آنان، با نام خود امضا کنم. اينگونه بود که يکی دو پاسخ ناموافق و دهها نامه پر از مژدهامدن، يا عذرخواهی از نيامدن، همه خطاب به من نوشته شده بود و میديدم که کنگره باعث شده است تا شاهزاده و سياستمدار حرفه ای، شاعر و آهنگساز، مفسر سياسی و کنشگر حقوق بشر، جملگی مرا خطاب قرار داده اند. پس بايد بعنوان ميزبان – يا سخنگوی ميزبانان – با يکايک آمدگان به گفتگو و خوش آمد گوئی مینشستم و همين گفتگوها بود که دلم را سرشار از اميد و وجودم پر از انرژی کرده است.
از نظر من، نسبت به دو کنگره دو سال گذشته، کنگرهامسال به طرز محسوسی منسجم تر اجرا میشد و حرکتی تدريجی اما مستمر به سوی نوعی همگرائی دلگرم کننده در آن مشهود بود. در هيچ گوشه ای از سالن برگزاری کنگره تنش و اضطراب خاصی به چشم نمیخورد و جريان محسوس همدلی و همآوائی همچون رودخانه ای زلال در ميان ما حرکت داشت.
و اکنون که کنگره به پايان رسيده و هر يک از ما به خانه برگشته ايم بد نمیبينم که مروری داشته باشم بر آنچه برای کنگره تدارک ديده شده بود و آنچه در عمل به تحقق پيوست و، از اين طريق، خلاصه ای از نقاط قوت و ضعف اين گردهمآئی را، البته از ديدگاه کسی که به اين جريان تعلق خاطر دارد و به ناچار نمیتواند بی طرف باشد، بيان کنم.
کنگره در پی چه بود؟
«کميته برگزاری کنگرههای سالانه سکولار دموکراتهای ايران» خود را نهادی مستقل از همه سازمانهای سياسی (و از جمله از «نهاد هماهنگی چنبش سکولار دموکراسی ايران») میداند و اين کنگره را چنين تعريف میکند: «مکان و امکانی برای گردهمآئی باورمندان به ضرورت استقرار حکومتی سکولار دموکرات در ايران که، داوطلبانه و با خرج جيب خود، برای مبادله فکر و نظر، اما در اصل برای آشنائی با يکديگر و به دست آوردن شناختی ژرف تر نسبت به آنانی که، گاه برای موافقت و گاه بمنظور ابراز مخالفت، در دنيای مجازی اينترنتی درگيرشان میشويم. اين آشنائیهای حضوری میتوانند در حد يک ديدار ساده و کنجکاوانه بمانند و يا به همکاریهای بيشتر و نهادسازیهای تشکيلاتی مختلف بيانجامند».
بدين لحاظ، برگزار کنندگان کنگره مصرّند که نه جريانی از پيش تعيين شده در کار باشد و نه لازم آيد که کنگره قطعنامه ای صادر کند. مهم آمدن داوطلبانه و به خرج جيب خويش است، همراه حشر و نشر با کسانی که در پايههای نظری اصلی فعاليتهای خود با ما شريک و همراهند.
برای کنگرهامسال اما، کميته برگزاری تصميم گرفته بود تا، در راستای انسجام بخشی به جريان گفتگوها، اين پرسشی عمومیرا با شرکت کنندگان در ميان بگذارد که «چرا سکولار دموکراتها هنوز متحد نشده اند؟» نظر آن بود که شرکت کنندگان در کنگره بکوشند دلايل عدم توفيق ِ تا کنونی ِ کوشندگان ِ سکولار دموکرات را در وصول به اتحادی شايسته برای ساختن آلترناتيوی مؤثر و کارا به دست آورند.
همچنين، برای هر يک از چهار نشست کنگره، موضوعی انتخاب شده بود که جملگی بواقع حوزههای مختلف موانع اتحاد در عمل عليه حکومت اسلامیرا در بر میگرفتند. بعبارت ديگر، حوزههای شناخته شده اختلاف نظر را قرار بود در اين کنگره مورد بحث و بررسی قررار دهيم. به همين دليل، در سراسر عمر کنگره میشد، با خط کش همان پرسش اول، پيش رفت و پسرفت، و پيروزی و ناکامیدست اندرکاران سکولار دموکراسی را ارزيابی کرد.
نگاهی به آنچه گذشت
کنگره با سرود ايران و در برابر پرچم سه رنگ شير و خورشيد نشان کشورمان گشوده شد. ابتدا شهناز شاهبخشی، مسئول کميته محلی کنگره گزارش کوتاهی از فعاليتهای اجرائی را ارائه داده و به اين نکته اشاره کرد که برادرش، شهرام، بجرم فروش روزنامه، دو سالی در زندان به سر برد و سپس در جريان قتل عام دهه شصت اعدام شد. او اضافه کرد که اگر روحی وجود داشته باشد روح برادرش حتماً از اينکه او وقت و انرژی اش را برای راه اندازی اين کنگره صرف کرده راضی و خشنود است.
آنگاه دکتر حسن کيانزاد، رئيس کميته برگزاری کنگره پيرامون دلايل و آرزوهائی که شالوده ساز اين کنگره بوده اند سخن گفت و در پايان از دکتر سيروس آموزگار، نويسنده، حقوقدان، استاد دانشگاه، سياستمدار، شخصيت پيشکسوت مطبوعات ايران و عضو کابينه سکولار دموکرات دکتر شاپور بختيار، دعوت کرد تا بعنوان رئيس افتخاری کنگره سوم اين کنگره را با سخنان خود بگشايد.
دکتر آموزگار، که سخنوری شيرين بيان و زرف انديش است، با تصديق اهميت پرداختن به سکولاريسم در متن دموکراسی خواهی، برای کنگره آرزوی موفقيت کرد. آنگاه، در پی تنفسی چند دقيقه ای، کار نشستهای چهارگانه کنگره آغاز شد. طبق تصميم کميته برگزاری نظامت نشستهای کنگره با حسن اعتمادی بود که اين کار را با درايت و مهارت انجام داد.
در نشست نخست (صبح شنبه 13 تير ماه 1394) به بحث درباره موانع و ضرورتهای اتحاد نيروهای سکولار دموکرات در راستای ايجاد آلترناتيو نشستيم. اين مبحث را دکتر حسن ماسالی، که عمری را در مبارزه گذرانده و در اين سالها میکوشد حاصل تجربيات تلخ و شيرين اش را با نسلهای پس از خود در ميان بگذارد، گشود.
در بعد از ظهر آن روز، با توجه به جريان مذاکرات جاری حکومت اسلامیبا کشورهای پنج به اضافه يک، به اختلاف نظرها در مورد «فعاليتها و قراردادهای خارجی ِ حکومت اسلامیو وظيفه متحد اپوزيسيون سکولار دموکرات» پرداختيم. سخنران اصلی اين بخش دکتر رضا تقی زاده بود که چند و چون توافقات را ارزيابی کرده و نتايج احتمالی آن را مورد بررسی قرار داد.
صبح يکشنبه به گفتگو درباره اختلاف نظرها بر سر دو مفهوم «حفظ تماميت ارضی ايران و عدم تمرکز، همچون پيش شرطهای استقرار سکولار دموکراسی در ايران» گذشت. سخنران اين جلسه کورش اعتمادی بود که سالها است در مورد نحوه مديريت نامتمرکز کشورهای دموکرات مطالعه کرده و با انواع گزينههای راهکاری اين مقوله آشنا است. اين نشست بلندترين، شلوغ ترين و پر هيجان ترين نشست کنگره بود.
در جلسه پايانی از «مشکل “فقدان زمين بی طرف” از يکسو و عدم توجه به تفاوتهای مسائل داخل و خارج کشور، از سوی ديگر» سخن گفتيم و نتايج تفرقه انگيز اين غياب را مرور کرديم. سخنران اصلی اين جلسه دکتر شهريار آهی بود که در سالهای اخير کوشش بسياری در راستای انسجام دادن به «اتحاد برای دموکراسی» و اتخاذ «انتخابات آزاد» بعنوان استراتژی محوری برای برگذشتن از حکومت اسلامیداشته است.
پيش از پايان کنگره تعداد کسانی که اعلام داشته بودند به فرانکفورت میآيند به 86 نفر رسيده بود. از اين عده 11 نفر موفق نشدند که بيايند اما تعداد کسانی که بدون اطلاع قبلی آمدند به 61 نفر رسيد. در مجموع 136 نفر به تفاريق در جلسات کنگره حضور داشتند و از ميان آنها در حدود 50 نفر در جريان بحثهای اچهار نشست شرکت فعال داشتند.
همچنين حضور دکتر سيروس آموزگار، بعنوان رئيس افتخاری کنگره، همراه با دکتر اسماعيل خوئی، رئيس دو کنگره قبلی، و نيز شرکت جمعی از شخصيتهای سياسی فعال و سرشناس بر وزن و اعتبار کنگره افزوده بود.
متأسفانهامسال هم در پخش زنده و مستقيم برنامههای کنگره چندان موفق نبوديم و روشن بود که در سالهای آينده بايد از کادر فنی مجرب و وسائل حرفه ای تری استفاده کنيم. اما، با حضور دو فيلمبردار، موفق شديم کل جريان کنگره را ثبت کنيم و هم اکنون دوستان فنی ما مشغول تر و تميز کردن پروندههای صوتی ـ تصويری هستند و کل جريان کنگره بزودی روی سايت آن قرار خواهد گرفت.
کوششی در جمع بندی
کميته برگزاری کنگره مرا موظف کرده بود که در پايان کنگره نوعی جمع بندی کلی يا گزارش کلی کميته برگزاری را از جريان مطالب رد و بدل شده ارائه دهم. در اين مورد من سخنانم را با طرح اين نکته آغاز کردم که متأسفانه هيچ يک از نشستهای کنگره پاسخ روشنی به پرسش کلی کنگره («چرا سکولار دموکراتها هنوز متحد نشده اند؟») نداده است و اغلب سخنرانان و شرکت کنندگان در بحثها،، با کنار نهادن اين پرسش، به طرح نظرات کلی خود پيرامون مسائل مختلف مبتلابه جامعه ايرانی پرداخته اند. اما، در عين حال، و بعلت همين روش، ميز خطابه کنگره به صحنه نمايشی تبديل شد که کاراکترهائی با عقايد مختلف و گاه متضاد بر روی آن حضور يافته و نظرات خود را بيان داشته و مورد تشويق يا رد حاضران قرار گرفتند و، بدين ترتيب، دلايل متحد نشدن سکولار دموکراتها بصورت عينی، و آشکار در برابر چشم حاضران در نشست و نيز تماشاگران پخش مستقيم راديو – تلويزيونی به تماشا نهاده شد. بعبارت ديگر، ناظران ديدند که، مثلاً، چگونه اختلاف بر سر «نوع حکومت» يا «نوع اداره کشور» ـ که هيچ کدام در خارج کشور و پيش از انحلال حکومت اسلامیقابل حل و توافق نيستند ـ بر همه مشترکات چند گانه فعالان سياسی (نظير دموکراسی، سکولاريسم، تقسيم قدرت، ابتنای به اعلاميه جهانگستر حقوق بشر و انتخابات آزاد) سايه افکنده و آنها را بی حاصل کرده و، در عين حال، موجب شده است که اغلب احزاب منطقه ای و سراسری اسم و رسم دار، و برخی از شخصيتهای متعصب، از آمدن به کنگره خودداری کنند.
اما کنگره بی شک دارای دست آوردهائی چند نيز بود که از جمله آنها میتوان به موارد زير اشاره کرد:
– وصول پيامهای درخشان مهندس عباس امير انتظام و مهندس کورش زعيم و توجهی که هر دوی آنان به فعاليت سکولار دموکراتهای خارج کشور نشان داده بودند، از ساخته شدن پلی ما بين داخل و خارج حکايت داشت. اين موفقيت بزرگی برای سکولار دموکراتهای انحلال طلب خارج کشور، در مقابله با موجی از ايراد گيریها نسبت به فقدان رابطه مابين داخل و خارج کشور محسوب میشد.
پيام کوتاه مهندس امير انتظام، به شرح زير، گويای صريح اين واقعيت است:
«دوستان و هم اندیشان گرامی؛ از اینکه شما در غربت اندیشه وطن در سر دارید و برای آینده این کشور بلازده چاره جویی میکنید، سپاسگزارم و قدردانی میکنم. من افسوس میخورم که با شرایطی که دارم نمیتوانم در کنار شما باشم. تنها خواستی که دارم اینست که همبستگی خود حفظ کنید. این راه درست را پی بگیرید، که شاید روزی بتوانیم دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر را با کمک شما در ایران عزیزمان برقرار کنیم. شاد و موفق باشید».
– تأکيدی که حاضران در مورد داشتن رابطه با سازمانها و نهادهای اروپائی داشتند نيز تا حدود زيادی راه آينده سکولار دموکراتها را، برای تثبيت خود بعنوان يک نيروی گسترده سياسی، روشن ساخت.
– و بالاخره، با توجه به اينکه در جريان مبارزاتی کنونی، فاعل (يا انجام دهنده)ی انواع افعال پيشنهادی معلوم نيست و، بدون معلوم شدن آن، هر پيشنهادی به صورت يک برنامه بی مجری باقی میماند، نظر اکثريت حضار آن بود که اگر بتوان در برابر حکومت اسلامی«آلترناتيوی سکولار دموکرات» آفريد در آن صورت افعال پيشنهادی ما نيز دارای فاعلی خواهند بود که میتواند جريان مبارزه را تسريع کند. به عبارت ديگر، توافق بر سر ضرورت ايجاد يک آلترناتيو سکولار دموکرات از جمله دست آوردهای کنگره بود. من در اين مورد نظر جنبش سکولار دموکراسی را چنين جمع بندی کردم: «اکنون تصديق ضرورت استقرار يک آلترناتيو سکولار دموکرات برای برانداختن حکومت اسلامیبشکل مهمترين معيار تشخيص خادم از خائن در آمده است. يعنی اکنون باور به ضرورت ايجاد “آلترناتيو” يک فريضه و خدمت ملی است.
من، بعنوان سخنگوی نهاد هماهنگی جنبش سکولار دموکراسی ايران، تعهد ارکان اين نهاد را نيز، برای کوشش در راستای تفهيم ضرورت آلترناتيو سازی و حرکت به سوی آن بيان داشتم و توضيح دادم که ما اين راه را با انرژِی و اميد آغاز کرده ايم و ادامه خواهيم داد. در واقع کنگره در کليت خود دستور کار نهاد هماهنگی جنبش را به روشنی مشخص کرده بود و ما میدانستيم که موظفيم تا کنگره آينده زمينه را برای اعلام موجوديت آلترناتيو سکولار دموکرات و انحلال طلب حکومت اسلامیآماده ساخته و نتايج مشخص فعاليتهای خود را به کنگره چهارم گزارش دهيم.
بازخوردها
با پايان گرفتن کنگره، و تا همينجا، تعداد زيادی نامه به دست من رسيده است که هر يک به نوعی موافقت خود را با جمع بندی بالا بيان داشته اند. مثلاً، بهمن زاهدی، سردبير سايت اينترنتی حزب مشروطه ايران (ليبرال)، در مقاله ای خاطر نشان کرده است که:
«در دو سال گذشته، زمانی که سکولار دموکرات در سالروز جنبش مشروطیت کنگره خود را برگزار میکردند، از خود میپرسیدم که آیا سکولار دموکراتها با اندیشه مشروطه خواهی آشنایی دارند؟ امسال توانستم تجدد گرایی مشروطه خواهان را در سکولار دموکراتهای ایران تجربه کنم. انسان گرایی و حقیقت گرایی صدر مشروطیت را میتوان در اندیشههای نوین سکولار دموکراتهای ایران لمس کرد. به همین جهت از شرکت در کنگره آنها بسیار خرسند شدم و میتوانم تصور این را داشته باشم که گذشته را فراموش کرده و بهسوی آینده مشترکی حرکت داشته باشیم که طی آن تمامیاندیشههای ایرانی توان رشد کردن را داشته باشند».
بهزاد صمیمیکه با علاقه، اما در سکوت، مذاکرات دو روزه را تعقيب میکرد، نوشته است:
«پیام شخصیتهای مبارز و خوشنامیمانند آقای امیر انتظام و آقای کوروش زعیم به کنگره بسیار دلگرم کننده است و بر درستی سمت و سوی تلاشهای چند ساله بخش خارج از کشور سکولار دمکراتها صحه میگذارد. این مهمترین ویژگی این کنگره در رابطه با داخل کشور بود. نتیجه اینکه در داخل کشور کنشگران سیاسی ِ با سابقه، و حتی مردم عادی ِ بدون سابقه کار سیاسی و سازمانی، نه فقط فعالیت سکولار دموکراتهای ایرانی در خارج از کشور را زیر ذره بین دارند، بلکه به ضرورت و اهمیت تداوم فعالیت این بخش تاکید میکنند».
حميدرضا برهانی، کوشنده سياسی مقيم بلژيک، اينگونه توضيح داده است که:
«بسیاری از شرکت کندگان ـ با کارنامه ای پر از تلاش برای کنشگری علمیو کوله باری مملو از کتابها، مقالات و اطلاعات جمع آوری شده ـ یادآوری میکردند که دیگر برای اداره سرزمین مان، ایران، حکومتی مذهبی را مناسب نمیبینند. تقریباً 90 در صد شرکت کنندگان در این کنگره همصدا بودند که بیش از این نمیتوان حکومت مذهبی را تحمل کرد و برای ساختن سرزمین مان، و همچنین برای از میان برداشتن تبعیضهای مختلف، از جنسیتی و مذهبی گرفته تا نژادی، ملیتی یا عقیدتی و سیاسی، راهی بجز اجرای سیستم سکولاریسم دمکراتیک نمیتوان در مقابل حکومت مذهبی پیشنهاد نمود».
و آقای زمان فيلی، نويسنده و شاعر کرد زبان مان اضافه کرده است که:
«کنگره سکولار دموکراتهای ایران، که سومین نشست خود را در فرانکفورت برگزار کرد، شاهدی نیک بر این حقیقت است که دادخواهیهای مردم ایران تنها با گذار از حکومت اسلامیامکان پذیر است؛ و اینکه این مهم نیز میسر نمیشود مگر اینکه ـ با هر اندیشه و نظر که داريم ـ در کنار هم بنشینیم و برای ایجادِ “آلترناتیو” به بحث و گفتگو بپردازیم. این امرِ مهم در این کنگره اتفاق افتاد، و فعالانِ سیاسی و مردمِ عادی با هر تفکری در کنار هم نشستند تا بیان کننده عزمیراسخ جهتِ رسیدن به آرمانِ آزادیِ ایران باشند.»
و بگذاريد مطلب اين هفته را با بخشی از خطابه مهندس کورش زعيم به پايان برم، آنجا که در قالب يک سخنرانی غيابی در کنگره و در پی تحليل اوضاع وحشتناک کنونی وطن مان میگويد:
«هدف ما، که قشر روشنفکر و آینده نگر کشور را تشکیل میدهیم، از این گردهماییها این است که به یک همگرایی دیدگاهی برسیم که: “برای کشورمان چه میخواهیم؟” ما دموکراسی میخواهیم؛ یعنی فرمانروایی مردم بر مردم برای مردم و با رأی مردم؛ یعنی یک نظام سیاسی که هیچگونه وابستگی ایدئولوژیک، ابزاری، نژادی، یا فرقه ای نداشته باشد؛ یعنی مردم کشور آزاد باشند به هر عقیده و مذهب و فرقه و نظام سیاسی یا اقتصادی باور داشته باشند؛ یعنی یک نظام مردمسالار متکی به رأی اکثریت با حفظ حقوق اقلیت، برابری همه شهروندان در برابر قانون، آن هم تنها قانونی که نمایندگانی که با رأی آزاد مردم برگزیده شمیشوند تدوین کرده باشند؛ قانونی که: میان اکثریت و اقلیت، این مذهب و آن مذهب، با دین و بی دین، زن و مرد، این نژاد و آن نژاد، و این نیاکان و آن نیاکان، تفکیک و تبعیضی قایل نشده نباشد؛ که در ظل آن هیچ سازمان یا شهروندی نتواند نسبت به آزادی و حقوق شهروندی دیگری تجاوز کند، که اصول بیانیه جهانی حقوق بشر چراغ راه حکومت و جامعه برخاسته از آن باشد.»
باری، بدينسان، میتوانم چنين نتيجه بگيرم که به استناد اجماع اين نظرها است که ما سکولار دموکراتها، با دلی پر از اميد، سالی ديگر از فعاليت و مبارزه و روشنگری را در راه ايجاد ايرانی آزاد و آباد آغاز میکنيم.
esmail@nooriala.com
http://www.puyeshgaraan.com/NoorialaWorks.htm






