دکتر جمشید آموزگار در سال 1302 خورشیدی چشم به جهان گشود.
او یکی از چهار فرزند حبیبالله آموزگار (جهانگیر، جمشید، کوروس و هوشنگ) بود که پدرشان، مؤلف لغتنامهی موسوم به «فرهنگ آموزگار» و بیست و چند جلد کتاب دیگر، در شمار شخصیتهای قضایی و فرهنگی کشور قرار داشت و نیز در عالم سیاست از روزنامهنگاری شروع کرد و به وزارت فرهنگ و سناتوری رسید.

جمشید آموزگار، پس از پایان تحصیلات در دانشگاه تهران، به آمریکا رفت و در دانشگاه «کرنل» به تحصیل ادامه داد. در سال 1330 با درجۀ فوق لیسانس در رشته بهداشت و درجهی دکترا در رشته مهندسی هیدرولیک به ایران بازگشت. مدتی رئیس ادارهی مهندسی آژانس عمران بینالمللی بود و با اصل 4 همکاری داشت. در سال 1334 دکتر جهانشاه صالح وزیر بهداری کابینهی علاء او را به معاونت این وزارتخانه برگزید که آغاز فعالیتهایش در عرصهی سیاسی بود.
در سال 1337 در کابینهی دکتر اقبال ابتدا وزیر کار و سپس وزیر کشاورزی شد. در کابینهی حسنعلی منصور و سپس در دولت هویدا وزارت بهداری را برعهده داشت. در نخستین ترمیم کابینهی هویدا، از وزارت بهداری به وزارت دارایی انتقال یافت و قریب 9سال این وزارتخانه را اداره میکرد.
اولین قانون کار، اولین قانون اصلاحات ارضی و قانون جدید مالیاتهای مستقیم در زمان تصدی دکتر آموزگار بر وزارتخانههای کار و کشاورزی و دارایی تهیه شد. در دوران وزارت دارایی، دکتر جمشید اموزگار ریاست هیأت نمایندگی ایران در سازمان کشورهای صادرکنندۀ نفت «اوپک» را نیز برعهده داشت و به سبب نقش مهمی که در پیروزی این سازمان ایفا کرد، شهرت جهانی یافت.
یکی از رویدادهای به یادماندنی زندگی جمشید آموزگار نیز در همین مأموریت رخ داد.
روز 21دسامبر سال 1975 (سیام آذر 1354) هنگامی که جلسۀ عمومی اوپک در وین تشکیل بود، یک گروه تروریستی به ریاست «کارلوس» تروریست معروف اهل ونزوئلا به مقر اوپک حمله برد و بیش از شصت تن از اعضای هیأتهای نمایندگی سیزده کشور عضو، ازجمله یازده وزیر به گروگان گرفته شدند.
جمشید آموزگار یکی از اسرا بود. کارلوس اعلام داشت که آموزگار و زکی یمانی وزیر نفت عربستان را خواهد کشت. ولی بر اثر اقداماتی که صورت گرفت آنها از خطر جستند و آزاد شدند.
در اوایل سال 1353 دکتر جمشید آموزگار وزارت کشور را بهعهده گرفت و با تشکیل حزب «رستاخیز» در این زمان، دبیرکلی حزب نیز بر وظایف وی افزوده شد.
در این زمان، جمشید آموزگار بهعنوان شخصیتی کارآمد و پاکدامن شناخته شده بود. بههمین سبب وقتی اوضاع و احوال سیاسی اقتضا کرد دولتی جدید روی کار آید و تحولی در ادارۀ امور کشور انجام گیرد، قرعۀ فال بهنام وی اصابت کرد.
با اعلام «فضای باز سیاسی»، دولت آموزگار با وضعی کاملا متفاوت نسبت به دوران قبل روبرو بود. در داخل و خارج کشور صدای مخالفان اوج گرفت و تجمعات و تظاهرات با رنگ ملیـ مذهبی آغاز شد. دولت، در همه جا، از مجلس و مطبوعات گرفته تا کوچه و بازار تحت فشار قرار داشت و اقداماتی در جهت مبارزه با فساد، از قبیل حذف پرداختهای محرمانه از بودجۀ دولت نیز بر گروه مخالفان میافزود.
انتشارمقالۀ کذایی با امضای «احمد رشیدی مطلق» مانند جرقهای آتش مخالفان را شعلهور ساخت. با تظاهرات مذهبی که به بهانهی انتشار این مقاله صورت گرفت و مداخلهی قوای انتظامی را موجب شد، مخالفت با دولت، جنبۀ سیاسیـ مذهبی پیدا کرد و سرانجام فاجعهی آتشسوزی سینما رکس آبادان و استعفای دکتر آموزگار و تشکیل کابینهی بعدی بهریاست مهندس شریف امامی را به دنبال آورد.
محمدرضاشاه در «پاسخ به به تاریخ» مینویسد: «آقای آموزگار داوطلب استعفا شد. من استعفای او را پذیرفتم ولی اکنون باید اعتراف کنم که قبولی استعفای او، اشتباه بزرگی بود. من هرگز نمیبایستی با کنارهگیری این مشاور صدیق و بیغرض و دانا موافقت میکردم.»
دکتر جمشید آموزگار در دی ماه سال 1357 ایران را ترک گفت و به آمریکا رفت و با تأسیس یک دفتر مشاورۀ انرژی در واشنگتن، زندگی خود را اداره میکرد. وی روز ۷ مهرماه ۹۵ دور از خاک کشوری که سربلندی آن را آرزو داشت، درگذشت.
*کیهان لندن درگذشت دکتر جمشید آموزگار را به دوستان، آشنایان و بازماندگان به ویژه خانوادهی ایشان تسلیت میگوید.


