وفا آذربهاری ـ مراسم «بزرگداشت پادشاهان پهلوی و سالگرد انقلاب مشروطیت» در منطقه واشنگتن دی سی برگزار شد.
در این مراسم که از سوی حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) سازماندهی شده بود، احمدرضا بهارلو (گوینده، برنامهساز و مدیر پیشین بخش فارسی صدای آمریکا) و بهرام بهرامیان (استاد دانشگاه مریلند) سخنرانی کردند. انوشیروان کنگرلو (گوینده پیشکسوت تلویزیون ملی ایران) نیز پیام شهبانو را قرائت کرد. مینا رضوانی و فریدون کامرانپور نیز چند ترانه ملی و میهنی اجرا کردند.
بزرگداشت پادشاهان پهلوی با حضور انوشیروان کنگرلو و احمدرضا بهارلو

عصر روز یکشنبه (۱۵ مرداد- ۶ اوت) «بزرگداشت پادشاهان پهلوی و سالگرد انقلاب مشروطیت» در هتل «دبل تری» در شهر بتزدا ایالت مریلند در نزدیکی پایتخت آمریکا برگزار شد. حضور چهرههای معروف و محبوب رسانهای، آقایان انوشیروان کنگرلو و احمد رضا بهارلو، در کنار ترانهخوانی مینا رضوانی حال و هوای به این برنامه داده بود.
مراسم «بزرگداشت پادشاهان پهلوی و سالگرد انقلاب مشروطیت» از ساعت ۶ بعد از ظهر با اجرای زندهی سرود «ای ایران» با صدای مینا رضوانی، و سخنان کوتاهی از احمد مظاهری، مسئول شاخه واشنگتن حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) رسمیت یافت.
در ادامه، خسرو اکمل، رایزن حزب مشروطه ایران، سخنانی در تجلیل و ستایش پادشاهان پهلوی ایراد کرد و تاسف خود را از ادامهی نظام جمهوری اسلامی بیان نمود.
قرائت پیام شهبانو فرح توسط انوشیروان کنگرلو
پس از آن انوشیروان کنگرلو (گوینده پیشکسوت و صدای آشنای پنج دهه در تلویزیون ملی ایران و صدای آمریکا) پیام شهبانو را قرائت کرد.

واکنش مدیر پیشین بخش فارسی صدای آمریکا به انتشار «مجموعه اسناد کودتای ۲۸ مرداد»
احمدرضا بهارلو سخنران اصلی مراسم بزرگداشت پادشاهان پهلوی بود که در قسمتی از سخنرانی نیم ساعته خود، به انتشار «مجموعه اسناد کودتای ۲۸ مرداد از سوی آمریکا» واکنش نشان داد و گفت: «ببينيد كه در همين هفتههاى اخير با انتشار تعدادى نامههاى ادارى وزارت امورخارجه آمريكا به عنوان اسناد محرمانه ٢٨ مرداد كه در حقيقت هياهوى بسيار براى هيچ بود چه ولولهاى از شادى و شعف بى جهت ميان دشمنان ژنتيكى پهلوى افتاد. حالا صرف نظر از اينكه مثلا پاسخ شاه به سوال روزنامهنويسها در ايتاليا كجايش سرّى و محرمانه بوده كه به عنوان سرّى و محرمانه به خورد اين ملت بدهند، صحبت بنده اين است كه چگونه همانها كه امروز مدعیاند از فريبهاى تاريخى و از فريب فريبها ، نيرنگ ٥٧ درس آموختهاند باز هم بعد از انتشار همين مثلا اوراق كه هيچ چيز را ثابت نميكند، دوباره دارند همان حرفهاى سال ٥٧ را به زبان میآورند كه اين بلاى سى و نه ساله را گريبانگيرشان و گريبانگيرمان ساخت؟»

دخیل بستن به ترامپ
در شرایطی که پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، و حضور او در کاخ سفید، امیدها و انتظاراتی را برای افراد و گروههایی در جامعه ایرانی داخل و خارج ایجاد کرده است، مدیر پیشین بخش فارسی صدای آمریکا اظهار داشت:
«من در اين تكرار هر ساله اين روز همچنان ماندهام كه اين ملت با استعداد و تيزهوش چرا در درس تاريخ اين چنين مردود و رفوزه مىشود؟ به یاد نمیآورد، حتى تاريخ همين ايام معاصر را به یاد نمیآورد كه هيچ دولتمرد بيگانهاى دلش به حال او نسوخته. كه آنها دلشان به حال ملت خودشان هم نسوخته چه رسد به او. به يادش نمیآيد نواى خوشآهنگ حقوق بشر جيمى كارتر را كه در حكم سوت شروع والس مرگ انقلاب بود. و چه خوشرقصىها كه اين ملت با آن نكرد.
يادش نمیآيد كه چگونه منتظر شد رونالد ريگان رئيس جمهور شود و پدر صاحب آخوند را در آورد اما به جايش حكايت ايران- كنترا و زد و بند جنجالبرانگيز با آخوند و فرستادن انجيل و كيک به شکل قلب توسط مک فارلين و آليور نورث براى خمينى رو شد كه ماهها نمايش روزانه تلويزيونهاى آمريكا بود.
اين ملت يادش نمیآید كه در دوران كلينتون هم وقتى منتظر بود بابت انقلاب ٥٧ از او عذرخواهى شود، خانم اولبرايت به جاى آن رفت سراغ نبش قبر ٢٨ مرداد كه داشت از حافظه او پاک مىشد و بابت آن اظهار تاسف كرد تا باز گريه به ياد مستان بياورد.
و نمیآموزد كه «محور اهريمنى» گفتن جرج بوش هم كمكى نكرد كه هيچ، تنها منجر به نفوذ بيشتر آخوند در عراق و سوريه و افغانستان شد. همين امروز هم يادش نمیآيد.»
حکایت همیشگی «دو حزب آمریکا براى يک نقشه واحد» برای ایران: «يكى پاس مى دهد تا آن يكى آبشار بزند»
احمد بهارلو در ادامه این سخنان اضافه کرد: «اين ملت در گوشه ذهناش يادى نقش بسته از ريچارد نيكسون كه جمهوريخواه بود، و در يک موقعيت نادر تاريخى او و شاه با درايت شايسته دو رهبر دلسوز به منافع مشترک دو كشور در سايه اتحاد با هم، وقوف يافتند و سالهاى درخشان اوج پيشرفت ايران و همچنين كم شدن دردسر منطقه براى آمريكا نيز در همين دوران بود.
او نمىآموزد كه اين اتحاد و يكدلى يک استثناء تاريخى بود.عليرغم همه موانعى كه جلو هر دو قرار داشت كه سردسته اين موانع جبهه جنگافروزان دنيا بود، و هر دو نيز تاوان آن را به سختی سرانجام پرداختند.

در همان دولت نيكسون نيز وزير خزانهدارى تحميلى وال استريت، ويليام سايمون عضويت داشت كه دشمن شماره يک شاه ايران و فردى بود كه بالاخره در دوران جرالد فورد با وسوسه كردن احمد زكى يمانى عليه ايران، توطئه دوحه را در دسامبر ١٩٧٧ به ثمر رساند و زهر خود را وارد پيكره اقتصاد ايران كرد تا در زمان كارتر زمينه براى انقلاب فراهم باشد. اين ملت حكايت دست اندر دست داشتن دو حزب براى يک نقشه واحد را ياد نمیگيرد، كه اينجا يكى پاس مىدهد تا آن يكى آبشار بزند.»
احمدرضا بهارلو، با تاکید بر اینکه «اما اين حكايت به اين صورت غمانگيز ادامه نمییابد»،سخنان خود را با امیدواری نسبت به آینده به پایان برد و گفت: «اين پايان اميد كه با مرگ شاه آغاز شد، در سالهاى بعدتر و امروز با ياد دوباره شاه، و ادامه زندگى او در ذهن جمعى يک ملت، به صورت يک اسطوره و به ابعادى دست نيافتنى رسيده است. با اين تفاوت كه، با ياد شاه نمیتوان كارى كرد كه با خود او شد. ياد شاه را ديگر نمیتوان در ذهن مردم كشت. اين ياد چون رودى در ذهنيت ملت جاريست، و جاويدان. از اين فرصت تاريخى بايد براى نجات ايران و خطرى كه آن سرزمين را امروز بيشتر از هرروز تهديد میكند، بهره گرفت.»
بهارلو در انتها افزود: «اگر بسيارى از خود اپوزيسيون خواندهها، كه خود را مخالف نظام غاصب ميخوانند، يا به سبب دورى از ايران، اين را ندانند و يا اصولا به خاطر همان ژن پهلوىستيزى، نخواهند تا بدانند و از اين اهرم تاريخى براى نجات ايران بهره بگيرند، به خودشان مربوط است، اما اين پديده «زندگى ياد شاه در ذهن ايران»، فراتر از حزب و سليقه يک گروه و جمع است، اسمش هم حتى فراتراز هرنوع «طلبى»، حتى فراتر از سلطنتطلبى، كه «امنيتطلبى» يک ملت است، امنيتی، كه بدون آن شاه، سى و نه سالى میشود از ايران و ايرانى، گريخته است.»
تاکید استاد دانشگاه مریلند بر میزان توانایی اپوزیسیون
استاد دانشگاه مریلند، بهرام بهرامیان نیر در سخنان کوتاه خود، بر این موضوع تاکید کرد، که هیچ یک از نیروهای اپوزیسیون در حال حاضر، به تنهایی توانایی مقابله با جمهوری اسلامی را به قصد سرنگونی ندارند.

گفتگوی خبرنگار کیهان لندن با رایزن حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات)
در انتهای این برنامه، خسرو اکمل رایزن حزب مشروطه ایران، به پرسش خبرنگار کیهان لندن در واشنگتن دی سی، مبنی بر اینکه مهمترین انگیزهای که بزرگداشت پادشاهان پهلوی، ۳۸ سال پس از انقلاب همچنان برگزار میشود، چیست، پاسخ داد: «در درجه اول ما خودمان را مدیون پادشاهی میدانیم، که مملکتمان را از یک شرایط ناخوشایند تغییر داد و به موفقیتهای بزرگ رساند، و متاسفانه آن طوری که باید و شاید از ایشان به هیچ وجه قدردانی نشد و در یک شرایط بسیار نامناسبی از این دنیا رفتند. بنا بر این وظیفه خودمان میدانیم که این قدردانی را حالا در غیاب ایشان حداقل انجام دهیم. از طرف دیگر برای نجات مملکتمان راهی دیگر نمیبینیم، که با گردهمایی و نزدیک شدن به هم بتوانیم شرایطی را به وجود بیاوریم، که مملکتی با یک رژیم دمکراتیک و سکولار به وجود بیاید، و برای به وجود آوردن آن چارهای نداریم که این راه را ادامه دهیم و خودمان را به آن مرحله برسانیم.»






