وبسایت شبکه خبری تلویزیون انتیوی در آلمان در پی قتل قاسم سلیمانی در حمله پهپادی ایالات متحده آمریکا و سپس موشکپرانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با عنوان «انتقام سخت»، در گزارشی به خصوصیات رفتاری و سیاستهای علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی پرداخته است. در این مقاله از خامنهای به عنوان دیکتاتوری نام برده میشود که با اندیشههای اسلامی بنیادگرایانه که از قرون وسطا باقی مانده، کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم را ساخته و پرداخته ذهن خود یهودیان میداند و سی سال است میخواهد اسرائیل را از نقشه منطقه محو کند.
شبکه خبری انتیوی مینویسد:
علی خامنهای از سی سال پیش به عنوان یک دیکتاتور بر ایران حکومت میکند. وی همواره جنگ و ترور صادر کرده، میخواهد اسرائیل را نابود کند، هولوکاست را تکذیب میکند و حالا هم در پی نمایش زورآزمایی در برابر آمریکاست زیرا این کار قدرت او را تحکیم میکند. دونالد ترامپ نیز ناخواسته موقعیت او را تقویت کرده است.
با معیارهای غربی، او هم پاپ است و هم رئیس کشور و هم فرمانده ارتش، همگی در یک فرد! علی خامنهای قدرت سیاسی، مذهبی و نظامی را مثل یک کلاف در هم پیچیده در دست خود دارد. او خود را «رهبر مذهبی» و «رهبر انقلاب» مینامد و همچنین فرمانده کل قوا و شخص اول مملکت به شمار میرود. خامنهای درواقع نقطهی مقابل اصل تفکیک قواست! از سی سال پیش کشور ایران تحت انقیاد، جنگطلبی و جنون اسلامی او رنج میبرد.
جنبشهای اعتراضی بارها کوشیدهاند به دیکتاتوری خامنهای پایان بدهند، از قدرت او بکاهند و یا دستکم بخشی از آزادیهای جامعه را دوباره کسب کنند. از جمله جنبش سبز جوانان آزادیخواه ایران در سال ۲۰۰۹. اما او فرمان میدهد تا هرچه در برابر بنیادگرایی وی قرار میگیرد با خشونت تمام در هم بشکنند. با اینهمه، قدرت او مدتی است شکاف برداشته. وضعیت تندرستی این مرد هشتاد ساله هر روز بدتر میشود، بحران اقتصادی از نفوذ او میکاهد، سیاستمداران لیبرال برای به دست گرفتن اهرمهای قدرت فشار میآورند و امید نسل جوان به آزادی همچنان سرزنده و پویاست.
اما به نظر میرسد تشدید تنش میان واشنگتن و تهران موقعیت تندروها را دوباره به تقویت کرده است. خامنهای از کشته شدن قاسم سلیمانی برای حضور اشکبار در مراسم متعدد بهره میبرد و حس داغ انتقامجویی در جامعه را تحریک میکند. او در برابر دوربینها به دیدار خانواده این نظامی مقتول میشتابد و بار دیگر سخنران بلامنازع میشود و آشکارا حرکت ضدآمریکایی را به صورت فعال هدایت میکند، در حالی که رئیس جمهور اسلامی حسن روحانی که مایل است کشور را که منزوی شده با توافق هستهای با غرب آشتی بدهد، به حاشیه رانده شده است. خامنهای در یک بیانیه همه کسانی را که قلبی برای قیام دارند، به انتقام گرفتن فرا میخواند: «ادامه قیام و پیروزی نهایی آن برای قاتلان و جنایتکاران تلختر خواهد بود».
۵ دلیل اساسی در زندگی خامنهای
در این فضای جنگی تازه، خامنهای در موقعیت دلخواه خود قرار گرفته است. در زندگی او پنج دلیل بنیادی وجود دارد که طی دههها به یک مانیفست تبدیل شدهاند:
یک: جنگ برای اسلام خوب است
از سال 1982 او جنگ و ترور را وسیله موجهی برای اجرای ماموریت مذهبی خود میداند. گروههای تروریستی او در لبنان، سوریه، عراق، فلسطین و یمن در سالهای اخیر نفوذ ایران را آشکارا گسترش دادهاند. حتی در جریان نخستین جنگ خلیج فارس در دوران صدام حسین در عراق راه حل غیرقابل عقبنشینی او به عنوان رئیس جمهور «جنگ، جنگ، تا پیروزی» بود. او آشکارا میگفت: «عراقیها! افسران و کارمندان فرادست خود را به گلوله ببندید!» و فکر میکرد: «برکت جنگ برای ما به گونهای خارج از تصور بزرگ است». لحن جنگی او در سی سال گذشته به همان صورت باقی مانده. امسال به مناسبت سال نو، پیش از قتل سلیمانی آشکارا علیه آمریکا اعلام جنگ کرد: «ما بدون هیچ ملاحظهای با آمریکا مقابله میکنیم و ضربه را وارد خواهیم کرد».
دو: اسرائیل باید نابود شود
نابودی اسرائیل یکی از هدفهای راهبردی او است. برنامه غیرقابل بازگشت او «این موضع ایران است که در آغاز از سوی امام خمینی اعلام شده و بارها از سوی مسئولان تکرار شده که غده سرطانی موسوم به اسرائیل باید در منطقه محو شود». او نابودی اسرائیل را حتی برنامه تهران اعلام کرده است: «پایه رژیم اسلامی مقابله با اسرائیل و موضوع دائمی ایران محو اسرائیل در منطقه است» و فراتر از این حتا گفته است که «به زودی جهان از شرّ رژیم صهیونیستی، این غده سرطانی آزاد خواهد شد. ایران به هر کسی که با رژیم صهیونیستی میجنگد کمک میکند، همانطور که در گذشته به حزبالله و حماس کمک کرده است».
سه: هولوکاست را انکار میکند
خامنهای هولوکاست را افسانه یهودیان میداند. منظور او این است که «آمارهای اغراقآمیز درباره کشتار یهودیان ابزار خود یهودیان برای بیدار کردن همدردی مردم است». او درباره غرب با تمسخر میگوید: «آزادی عقیدهای که آنها حرفش را میزنند اصلا اجازه نمیدهد که کسی نسبت به افسانه کشتار یهودیان که هولوکاست هم خوانده میشود تردید کند».
چهار: تروریستها الگو هستند
خامنهای به تازگی در وبسایت خود نواب صفوی تروریست معروف را الهامبخش خود معرفی کرده است. نواب صفوی قاتل زنجیرهای بود که در سال 1324 گروه اسلامگرای «فداییان اسلام» را بنیاد نهاد. هدف این گروه پاک کردن اسلام از طریق تروریسم سیستماتیک و قتل مسئولان دولتی [و همچنین منتقدان اسلام و اندیشمندان] بود. خامنهای جنبش خود را در کشورش سنت باقی مانده از یک گروه بنیادگرای اسلامی قرون وسطایی میداند.
پنج: نبرد فرهنگی
خامنهای دارای یک اعتماد به نفس عجیب در عرصه نبرد فرهنگی است. او موعظه میکند، چیزهایی مینویسد و در رسانهها حضور مییابد و حتی یک وبسایت شخصی به زبان انگلیسی دارد و میخواهد نبرد خود را در عرصه علوم انسانی هم پیش ببرد. او خود را جنگندهای علیه آزادی غربی میداند. پشتیبانی او از فتوای قتل سلمان رشدی به خاطر نوشتن رمان «آیههای شیطانی» را در سطح جهان همه میدانند، اما اعمال سانسور به فرمان او بر رسانههای ایرانی کمتر شناخته شده است. منتقدان سیاسی و مذهبی بیرحمانه تحت تعقیب قرار میگیرند. حتی اینترنت هم سانسور میشود. وبلاگنویسان منتقد حکومت و فعالان اینترنتی تحت پیگرد قرار میگیرند، در دانشگاهها تحقیق آزادانه مجاز نیست، به ویژه در زمینه علوم انسانی. خامنهای در برابر دانشجویان و استادان دستچین شده گفته است: «اغلب علوم انسانی بر پایه فلسفه ماتریالیستی بنیاد نهاده شدهاند و انسان را یک حیوان ارزیابی میکنند. این نگران کننده است که دو میلیون دانشجو در رشتههای علوم انسانی و اجتماعی ثبت نام کردهاند!» خامنهای معتقد است «از طریق علوم انسانی افکار سکولاریستی به جوانان آموخته و بذر تردید در اصول و بیاعتمادی نسبت به ارزشهای اسلامی پراکنده میشود». در محاکمههای نمایشی دستگیرشدگان در دوران جنبش سبز، منتقدان رژیم مجبور شدند از فیلسوفانی مثل ماکس وبر و یورگن هابرماس اعلام برائت کنند!
خشونت به مثابه یک عادت
خامنهای از حذف اعضای خانواده خودش هم پروا نمیکند. خواهر او بدری حسینی خامنهای با آیت الله علی تهرانی ازدواج کرد. تهرانی به خاطر انتقاد از رژیم به 20 سال زندان محکوم شد، در زندان دست به خودکشی زد و خانواده از هم پاشید.
خواهرزاده خامنهای، محمود مرادخانی تهرانی، در تبعید در شهر پاریس زندگی میکند. او در یک مصاحبه رادیویی درباره دایی خود و رژیم او گفته است: «جمهوری اسلامی همواره با مخالفان خود با خشونت برخورد کرده است. آنها از همان روز نخست که به قدرت رسیدند شروع به کشتن انسانها کردند. کسی که به زبان آنها حرف نزند و مخالف آنها باشد، چه ملا و چه کراواتی، محارب یا دشمن خدا شناخته میشود. آنها واقعا فکر میکنند خدا هستند و از آغاز چنین بود. در اردوگاه اسلامگرایی، خشونت یا عادت است یا تکلیف!»
اگر با بمب اتمی باشد چه بهتر!
*منبع: وبسایت شبکه خبری انتیوی
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن







