فرید خلیفی – زمین، تابستان داغ سال 2050. نفسها در سینه حبس شدهاند. خورشید در حال آغاز فعالیت نامتعارفی است. اگر این روند ادامه یابد تنها نسل بشر نیست که برای همیشه از این سیاره پاک خواهد شد. گونههای جانوری و گیاهان نیز از بین خواهند رفت و زمین تبدیل به سیارهای آتشین خواهد شد. سیارات دیگر سامانه خورشیدی نیز از گزند بادهای شدید و بیسابقه خورشیدی در امان نخواهند ماند. راهی برای گریز نیست. چارهای نیست نیز جز روبرو شدن با سرنوشتی اجتنابناپذیر. در میان یأس و انتظار ناگهان چشمها به آسمان خیره میشوند. اشیاء نورانی یکی از پس از دیگری در آسمان زمین پدیدار و نزدیک و نزدیکتر میآیند. نجاتگرانی که از دوردستها آمدهاند تا بشر اهل زمین را نجات دهند. اما چگونه ما را یافتهاند؟ این ماجرای سراسر تخیل قرار نیست در آینده روی دهد. در عین حال هیچ تضمینی هم نیست که اتفاق مشابهی برای سیاره خاکی ما در آینده پیش نیاید. اگر ساکنان دیگری جز ما در هستی باشند، چگونه ما را خواهند یافت؟
پیامبران در فضا به سوی بیکران میروند
زمین، تابستان داغ سال 2050. نفسها در سینه حبس شدهاند. خورشید در حال آغاز فعالیت نامتعارفی است. اگر این روند ادامه یابد تنها نسل بشر نیست که برای همیشه از این سیاره پاک خواهد شد. گونههای جانوری و گیاهان نیز از بین خواهند رفت و زمین تبدیل به سیارهای آتشین خواهد شد. سیارات دیگر سامانه خورشیدی نیز از گزند بادهای شدید و بیسابقه خورشیدی در امان نخواهند ماند. راهی برای گریز نیست. چارهای نیست نیز جز روبرو شدن با سرنوشتی اجتنابناپذیر. در میان یأس و انتظار ناگهان چشمها به آسمان خیره میشوند. اشیاء نورانی یکی از پس از دیگری در آسمان زمین پدیدار و نزدیک و نزدیکتر میآیند. نجاتگرانی که از دوردستها آمدهاند تا بشر اهل زمین را نجات دهند. اما چگونه ما را یافتهاند؟






