حامد محمدی- واقعیت این است که در ایران تقریباً بجز حسن روحانی و تعداد اندکی از اطرافیان او هیچکس امیدوار نیست با پایان یافتن تحریمهای تسلیحاتی، جمهوری اسلامی بتواند به این سادگیها وارد بازار خرید و فروش تسلیحات نظامی شود.

اگرچه اروپاییها در تمدید تحریمهای تسلیحاتی ایران با آمریکا مخالفت کردند اما این پیام را نیز مخابره میکنند که اگر تحریمهای تسلیحاتی برداشته شود اینطور نیست که برای فروش اسلحه به ایران صف بکشند و سر و دست بشکنند زیرا:
۱) وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی چنان بحرانیست که توان خرید تجهیزات و تکنولوژیهای مدرن نظامی را ندارد.
۲) فهرست اختلافات اروپاییها با دولت دونالد ترامپ طولانی است اما بر سر لزوم مهار رژیم ایران موضع و منافع مشترک دارند. تجربه به آنها آموخته اگر غفلت کنند جمهوری اسلامی در ایران برای تأمین تسلیحات شبهنظامیان منطقه هیچ فرصتی را از دست نمیدهد.
۳) هرچند تصمیم به خرید تسلیحات نظامی بستگی به جیب و موقعیت خریدار دارد اما فروشنده حتماً نیّت و اهداف خریدار را نیز زیر نظر دارد و بعید به نظر میرسد اروپاییان سلاح به طرفی بفروشند که منافع فروشنده را مستقیم و غیرمستقیم، از جمله در رابطه با کشور اسرائیل، تهدید میکند.
خرید تسلیحاتی نظامی ویژگیهایی دارد که معمولا از نگاه معمولی پنهان است و مردم نیز به دنبال جزئیات آن نمیروند زیرا برای آنها صرفاً امنیت مهم است نه ابزار تأمین و تضمین امنیت! اما به بیان ساده خرید نظامی صرفاً این نیست که مقامات ارشد نظامی و امنیتی کشورِ خریدار به شرق و غرب سفر کنند و پس از بازدید از نمایشگاههای بزرگ و کوچک نظامی در لابی هتلهای شیک بنشینند و خرید چند فروند جنگنده یا تانک را امضا کنند و عکس یادگاری بگیرند.
خرید نظامی معمولا در چارچوبهایی تعریف میشود که زمینهی آن را «دکترین دفاعی» کشورِ خریدار بر اساس نوع تهدیدات و پیشبینی معادلات سیاسی منطقهای و بینالمللی در آینده تشکیل میدهد.
هرچند دستگاههای تبلیغاتی رژیم ایران خریدهای نظامی ایران در در دوران پهلوی را زیر سؤال میبرند اما حتی فرماندهان ارشد ارتش جمهوری اسلامی نیز محمدرضا شاه و ژنرالهای او را برای خریدهای تسلیحاتی ویژه ستایش میکنند و میدانند همان تسلیحات بود که نه تنها ایران را هشت سال در برابر عراق سر پا نگه داشت و آن را از خاک ایران بیرون راند بلکه ارتش و سپاه پاسداران هنوز ریزهخوار همان تجهیزات هستند!
سرتیپ دوم خلبان رحمان قُضات از فرماندهان رده بالای هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی که مدتی است بازنشسته شده به روزنامه «اطلاعات» چاپ تهران میگوید «شاه تجهیزات فراوان و پیشرفتهای برای هوانیروز خریده بود. جایی خواندم که به شاه گفته بودند ارتش عراق در حال خرید تعداد زیادی تانک است و شاه جواب داده بود جلو هر تانک عراقی یک هلیکوپتر کبرا میگذارم. حتی گفته میشد فرمانده وقت هوانیروز- منوچهر خسروداد [که به دستور خمینی در ۲۶ بهمن ۵۷ اعدام شد]- از وزارت نفت بودجهای مستقیم میگرفت و صرف خرید تجهیزات میکرد. این بود که هوانیروز ایران در شروع جنگ [با عراق] مشکلی در تجهیزات نداشت و بعد از آمریکا دومین هوانیروز مجهز دنیا به حساب میآمد.»

در عین حال، بین خرید نظامی با ساختار دفاعی یک کشور ارتباط مستقیم برقرار است که آن نیز مرتبط با سیاستهای کلان کشور خریدار و فروشنده است. ساختار و سازمان نظامی ایران که قبل از انقلاب ۵۷ بر اساس «دکترین دفاعی» دوران پهلوی بنا شده بود چنان کارآمد بود که حتی با تغییر عمیق سیاستهای رژیم برآمده از انقلاب اسلامی که سودای صدور انقلاب به سراسر جهان را در سر داشت توانست در مقابل تهدیدات نظامی که اصلیترین آن یورش نظامی عراق بود دوام بیاورد.
سیاستهای ویرانگر و سلطهجویانهی جمهوری اسلامی شکل و نوع تهدیداتی را که متوجه ایران است به شدّت تغییر داده و «ایران» را به یک کشور دردسرساز و ناسازگار و مخاصمهجو تبدیل کرده است. رژیم ایران طی چهار دهه گذشته نتوانست سازمان اصلی دفاعی خود یعنی ارتش و مرزبانی را با آرمانهای انقلابیاش تطبیق دهد اما سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آنچه را ملایان در تهران برای اهداف ویرانگر خود لازم داشتند پیاده کرد که تهدید اتمی و موشکی و ایجاد جبههای از شبهنظامیان نیابتی اساس آن را تشکیل میدهد.
بیش از دو دهه است که برای تغییر سازمان نظامی ارتش در ایران و تبدیل آن به یک بازوی نظامی مطابق اهداف سیاسی- عقیدتی رژیم تلاش شده اما چندان نتیجهبخش نبوده چون لازمه چنین تغییراتی همانا تولید یا خریدهای نظامی مطابق با تغییر است که برای جمهوری اسلامی مقدور نبوده و نیست.
بعید است حتی دوستان جمهوری اسلامی یعنی چین و روسیه حاضر باشند سلاحهایی در اختیار تهران قرار دهند که به تقویت اتمی یا موشکی رژیم منجر شود یا برای پشتیبانی از شبهنظامیان به کار گرفته شود.
در سالهای اخیر منهای سیستم دفاعی S-300 روسی که پس از هشت سال بهانهتراشی مسکو به ایران ارسال شد بجز ادوات سرکوب مورد نیاز برای پلیس ضدشورش و تجهیزات محدود و پیش پا افتاده مخابراتی و پدافندی، تسلیحات و ادوات نظامی دیگری به صورت رسمی به جمهوری اسلامی ایران فروخته نشده است. چین و روسیه حتی از فروش جنگندههای قدیمی به ایران نیز خودداری کردند.
اینهمه در حالیست که مقامات ارشد سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی دائم ادعا میکنند در تولید نظامی به خودکفایی کامل رسیدهاند. آنها ادعا میکنند ایران در سلاح و تجهیزات نظامی وابسته به هیچ کشوری در دنیا نیست! اما همین مقامات در مصاحبههای خود بارها هشدار دادهاند که با کمبودهای شدید مالی و تجهیزاتی مواجهاند.
این نکته را نیز باید اضافه کرد که شکل تهدیدات در خاورمیانه متفاوت و بسیار پیچیدهتر از سایر مناطق استراتژیک دنیاست. هیچ جا به اندازه خاورمیانه گروههای شبهنظامی اسلامگرا و جهادی مانند قارچ رشد نکردهاند. مقابله با تهدیدات نظامی غیردولتی و درواقع مقابله با گروههای تروریست که گاهی پبوند محکمی با دولتها دارند، سازمان و ساز و کار دفاعی و ادوات نظامی متفاوت میخواهد. اتفاقاً تهران یکی از دولتهای اصلی حامی تروریسم است که عملاً سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این ماموریت منطقهای را برای حکومت ملاها پیش میبرد. درواقع فروش تسلیحات نظامی به این رژیم دیوانگی محض است وگرنه چین و روسیه پیش از اینها هم اگر میخواستند میتوانستند به این رژیم کلی تسلیحات بفروشند.
بجز اینها خریدهای نظامی محمدرضا شاه پهلوی برای ایران بود و هشت سال ایستادگی در جنگ با عراق با آن تسلیحات مُهر تایید بر این ادعاست. آن تجهیزات در چارچوب منافع ملّی برای هر فروشندهای نیز قابل توجیه است اما علی خامنهای خیال رهبری جهان اسلام را در سر دارد و اهداف و ابزارش برای رسیدن به آن در تضاد با منافع ایران و کشورهای دیگر منطقه قرار دارد.
محمدرضا شاه پهلوی و پایوران نظامیاش در چارچوب تمامیت ارضی ایران با نگاه و اهداف ملّی- میهنی سیاستهای کشور را پیش میبرند و آنچه به عنوان «دکترین نظامی» ایران پایهریزی شده بود جنبهی تهدید برای هیچ کشوری نداشت. اما در چارچوب فکری روحالله خمینی و علی خامنهای و سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و امیران ارتش جمهوری اسلامی، ایران یکی از خاکریزهای «جبهه مقاومت» است!






