روزنامهنگاران و همکاران کیهان لندن اگرچه در کشورهای مختلف ولی همگی در یک تحریریه کار میکنند. هر یک کنج خود را برای نوشتن و طراحی و انجام کارهای تصویری و هر آنچه به روزنامهنگاری مربوط میشود دارند و به برکت امکانات مجازی در ارتباط و گفتگوی دائم با یکدیگر هستند. مدتها پیش از آنکه سر و کلهی «کلاب هاوس» پیدا شود، همکاران کیهان لندن نام گروههای مجازی خود را که برای کارهای مختلف تشکیل شده «اتاق» گذاشته و گاهی در اتاقی را اشتباهی زده و با پیامی وارد میشوند و یا سراغ یکدیگر را در یکی از اتاقها میگیرند و یا در راهروهای منتهی به اتاقها به گفتگوهای دو نفره میپردازند و… حتا «اتاق استراحت» هم دارند که در آن چیزی مینوشند و به شوخی و خاطره و رد و بدل لینک و فایلهای متفرقه و خارج از کار میپردازند.
در آستانهی نوروز ۱۴۰۰ خورشیدی سه پرسش با همکاران کیهان لندن مطرح شده که پاسخ برخی از آنها را در اینجا به همراه عکس کنجهایی که در آن کار میکنند میخوانید و میبینید.
?آنچه در سال ۹۹ در حیطه خبر و گزارش و تحلیل مسائل مربوط به عرصههای روزنامهنگاری خودتان داشتید چه تفاوتی با قبل داشته و چه مسیری را (صعودی/ نزولی یا ثابت) طی کرده!
?وضعیت ایران را در همین عرصهها در سال آینده چگونه میبینید؟
? چه آرزویی برای سال ۱۴۰۰ خورشیدی دارید؟
احمد رأفت
در سال ۱۳۹۹ نفوذ جمهوری اسلامی در کشورهای موسوم به «محور مقاومت» به صورت محسوس کاهش پیدا کرد. کشته شدن قاسم سلیمانی و کمبود منابع مالی، در کنار خیزشهای مردمی در لبنان و عراق علیه فساد و وابستگی به جمهوری اسلامی، و همچنین افزایش تضادها میان تهران و مسکو در ارتباط با آینده جنگ سوریه، از جمله عواملی هستند که کاهش نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه را رقم زدند. «پیمان ابراهيم» و برقراری روابط دیپلماتیک ۴ کشور عربی با اسرائیل و تلاش برای ایجاد ائتلاف نظامی بین اسرائیل و کشورهای عربی نیز تاثیر چشمگیری در تشدید انزوای جمهوری اسلامی داشتند.
سال ۱۳۹۹ برای جمهوری اسلامی در منطقه و در سطح بینالمللی سال موفقی نبود. درگیری با نیروهای تحت حمایت روسیه در شمال، جنوب و شرق سوریه، ادامه تظاهرات در لبنان و عراق با وجود بحران ناشی از گسترش ویروس کرونا، برداشته نشدن تحریمهای اقتصادی دوران ترامپ از سوی دولت جدید آمریکا، از جمله عواملی هستند که جمهوری اسلامی را در موقعیتی بیش از پیش بحرانی قرار دادهاند.

در سال ۱۴۰۰ شاید مذاکراتی بین جمهوری اسلامی و آمریکا برای احیای توافق هستهای که در حال احتضار است صورت گیرد ولی مشکل به نظر میرسد که این گفتگوها در کوتاهمدت به نتیجهای برسند.
در منطقه نیز دوران سیاستهای قلدرمنشانه جمهوری اسلامی به پایان رسیده. گسترش روابط اسرائیل با کشورهای عربی نیز یکی دیگر از مشکلاتی است که در سال ۱۴۰۰ جمهوری اسلامی را بیش از پیش به حاشیه خواهد راند.
آرزوی من برای سال ۱۴۰۰ خورشیدی نقطه پایانی برای جمهوری اسلامی و جانشینی آن با نظامی دمکراتیک است که قبل از هر چیزی و بیش از هر چیزی جان انسانها برایش مهم باشد.
حامد محمدی
تفاوت مهمی که در وضعیت کشور در مقایسه با سال پیشتر دیده میشود این است که چنین مواردی از هر نظر تشدید شد: درز اطلاعات محرمانه از نهادهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی در بالاترین ردهها؛ مثلا محمود علوی وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی گفت حذف فخریزاده توسط عناصری در داخل نیروهای مسلح اتفاق افتاد؛ یا سلسله انفجارها در تاسیسات اتمی و واحدهای پتروشیمی و نیروگاهها که بدون دخالت عوامل داخلی تقریبا ممکن نیست.

درباره سال آینده نیز میتوان گفت که ضربات امنیتی به رژیم که ترکیبی از مؤلفهها و انگیزههای درونی و خارجی است تشدید شده، و به نوعی، جنگ نامتقارن با حکومت تقویت خواهد شد و در مقطعی نه چندان دور بطور همزمان و موازی به عاملی برای گسترش اعتراضات مردمی و ابزاری برای مقابله با حکومت تبدیل میشود؛ مثل قطع برق در عراق که مردم را به خیابان کشاند و یا از کار انداختن تاسیساتی که به ساختار نظام لطمه بزند.
آرزوی من در ارتباط با گسترش اعتراضات مردم علیه جمهوری اسلامی است: فعال شدن سرویس اینترنت برای ایران که در بزنگاههای سرنوشتساز امکان مسدود شدن آن برای رژیم وجود نداشته نباشد.
فیروزه رمضانزاده
در ماه مارس سال گذشته بود که سازمان بهداشت جهانی از همهگیری جهانی ویروس مرگبار کرونا در دنیا خبر داد. این ویروس تمامی حوزههای اقتصادی، سیاسی فرهنگی و اجتماعی کشورها از جمله ایران را تحت تاثیر خود قرار داد آنهم در شرایطی که به دلیل سوء مدیریت و بیمسئولیتی مقامات جمهوری اسلامی در پنهانکاری و ارائه اطلاعات غلط، ایران هماکنون در فهرست بالاترین آمار کرونا قرار دارد. با وجود کرونا اما افزایش مشکلات اقتصادی ناشی از بیکاری از یکسو و امنیتی کردن مسئله کرونا از سوی حکومت بر روند اعتراضات صنفی کارگران، بازنشستگان و حقوقبگیران تاثیر چندانی نداشته. در این میان، فاجعه شلیک دو موشک سپاه پاسداران به هواپیمای مسافربری و در پی آن بیشتر شدن فشار بر معترضان در لابلای اخبار مربوط به ابتلا و شیوع ویروس کرونا همچنان در کانون توجه افکار عمومی قرار دارد. در مجموع به نظر من سالی که گذشت سختترین سال برای مردم ایران بود؛ سالی پر از بحرانهای شدید اقتصادی و اجتماعی مانند فقر، بیکاری، گرانی. خشونت خانگی، زنکشی و قتل ناموسی و خانوادگی…

با ادامه روند فعلی و بالا رفتن بحرانهای اقتصادی در کنار افزایش میزان مرگ و میر ناشی از ویروس کرونا به دلیل بیتوجهی و پنهانکاریهای حکومت، نه تنها هیچ چشمانداز روشنی برای رسیدن به وضعیت عادی قبل از کرونا در کشور وجود ندارد بلکه وضعیت ایران در برابر کرونا شکنندهتر از سال ۱۳۹۹ خواهد شد. در پی این شرایط به علت بحرانهای ناشی از شیوع این بیماری، اقشار کارگر و حقوقبگیر شرایط دشوارتری خواهند داشت، ضمن اینکه نرخ تورم و خط فقر همچنان سیر صعودی طی خواهد کرد.
آرزوی من در سال ۱۴۰۰ خورشیدی دیدن ایرانی آزاد بدون جمهوری اسلامی است و فکر میکنم این آرزوی تمام ایرانیان آزادهای باشد که دغدغه صلح، امنیت و آزادی ایران را در سر دارند.
محمدرضا حمیدی
پيشبينى من اين است كه وضعيت ايران تا زمانى كه جمهورى اسلامى در قدرت است، قطعا بهتر از اين كه هست نخواهد شد و اينطور كه به نظر مىرسد، مشاوران آشنا به ذات و خصلت گردانندگان رژيم جمهورى اسلامى و بلندپروازىهاى آنها، با هدف گسترش نفوذ و تسلط بيشتر بر منطقه از طريق استخدام مزدور و بهم ريختن آرامش كشورهاى همسايه، سركوب ناراضيان در داخل ايران، رئيس جمهورى آمريكا را از هرگونه نرمش و كوتاه آمدن در مقابل آنها به شدت برحذر داشته است. به همين دليل در هفته هاى اخير ديگر صحبتى از جو بايدن در مورد سرپا نگه داشتن برجام و نوعى كنار آمدن با جمهورى اسلامى يا تحويل پولهاى مسدود شده ایران در كره جنوبى و نقاط ديگر شنيده نشده است. ضمن آنكه جمهورى اسلامى خيلى علنى و حتما از سر ناچارى و نياز شديد مالى و فروش نفت، بيشتر از زبان حسن روحانى و محمدجواد ظريف براى رهبران آمريكا پيغام مىفرستند و همكاران آنها هم هفتهاى چندبار اعلام مىكنند به محض آزاد شدن پولهاى ايران در خارج، ميزان غنىسازى اورانيوم را كاهش خواهيم داد.
در همين حال مجمع تشخيص مصلحت نظام هم با اشاره ولى فقيه به دنبال راهى براى عضويت جمهورى اسلامى در پيمان F.I.T.F است تا بتواند با دنيا روابط آزاد بازرگانى داشته باشد. همزمان لابد خامنهاى و اطرافيانش تلاش مىكنند تا راهى براى تامين حقوق ماهانه و هزينههاى گروههاى مزدور سركوب خارج از مرزهاى ايران پيدا كنند.
خامنهاى اين هفته گفت سرانجام ايران به يك كشور اسلامى سياسى تبديل شده! كه البته سخنان او بيشتر به توپ توخالى براى دلخوشى سپاه پاسداران و ديگر رؤساى رژيم ميماند تا يك واقعيت. ضمن آنكه همه مىدانند هفتاد درصد مردم ايران به اذعان دست اندركاران حكومت زير خط فقر زندگى مىگذرانند و مهاجرت پزشكان و تحصيلكردهها يا به قول جمهورى اسلامى «نخبگان» همچنان به شدت ادامه دارد.

آرزوى من هم مانند هر ايرانى وطندوست، سرنگونى رژيم واپسگرا، هولناک و ضدتاريخ و تمدن كهن ايرانزمين است كه در اين سالها با توسل به زشتترين و بیرحمانهترين روشهاى ضدبشرى مرسوم در صحراى عربستان مانند قطع انگشتان و بريدن مچ دست و به دار آويختن آزادیخواهان و مخالفان استبداد و خفقان در هر كوچه و برزن در چهل و چند سال گذشته بوده است. رژيم خونآشام ولايت فقيه يكى از دو سه حكومت گرفتار در تونل زمان است كه بدون ترديد دير يا زود به سرنوشت آلمان هيتلرى و اتحاد جماهير شوروى استالين دچار خواهد شد و واقعا دست مريزاد به دختران پُر دلى كه براى نشان دادن نفرت و مخالفت زنان كشور در ملاء عام روسرى از سر بر مىدارند و شعار آزادى میدهند و ساعاتى بعد بدون محاكمه به بيست سال زندان محكوم مى شوند. قربان و تصدق همه آنها.
فرید خلیفی
در سال 99 باز هم مانند سالهای پیش مردم بیشتری به دست فرقه تشنه به خون حکومت اسلامی جان خود را از دست دادند. اما یک تغییر مهم نسبت به گذشته به خوبی در ایران مشهود است؛ ایرانیان بیشتری امروز از حقوق مسلم ربوده شدهی خود آگاه شدهاند و این روند بیداری به سرعت ادامه دارد. با همان سرعتی که مردم آگاه میشوند، فرقه ابله حکومت اسلامی کنترل خود بر جامعه را که بر پایه تحمیق مردم استوار بوده از دست میدهد و گفتار و کردارش بیشتر از قبل در قشر بیدار جامعه مضحکه و طرد میشود.

اگر قرار باشد دورنمایی از وضعیت ایران در سال آینده داشته باشم، مسلماً تا جمهوری اسلامی، ایران را به اسیری گرفته، تاراج منابع کشور و در نتیجه فقر مردم هم بیشتر از قبل خواهد شد.
آرزو برای ایران کم نیست. یک دنیا آرزو هم برای آدمهایی که لحظههای با ارزش عمرشان، بیش از 40 سال در اسارت سوخته، کافی نیست. از صمیم قلب آرزو دارم روزی از راه برسد، مردمی که هیچوقت رنگ شادی و آزادی را ندیدهاند، زندگی عادی مانند تمام مردم آزاد دنیا داشته باشند.
روشنک آسترکی
اقتصاد ایران در سال ۱۳۹۹ روند نامطلوب سالهای گذشته را ادامه داد؛ با این تفاوت که شیوع کرونا آثار منفی همه آنچه سردمداران جمهوری اسلامی در اقتصاد انجام میدادند و نمیدادند را بیش از پیش نمایان کرد. ثبت رکورد ۳۲ هزار تومان برای دلار در نیمه سال، تورم، کاهش شدید ارزش پول ملی و کاهش قدرت خرید مردم در کنار درآمدهای ناچیز، رکود و بیکاری ناشی از کرونا، سفرههای مردم را کوچکتر کرد.
فشار سوءمدیریت اقتصادیِ چهل سال گذشته حالا به اساسیترین مواد غذایی رسیده و فاصله دستمزد اکثر اقشار جامعه با قیمتها آنقدر زیاد شده که پدیده خرید میوه دانهای و گوشت گرمی بر معیشت مردم سایه انداخته است.
ویرانی اقتصادی در ایران مردم تنگدست را به خوردن چلواستخوان و خرید پوست و اسکلت مرغ انداخته. در آنسوی کلانشهرها، همچنان «خودی»های نظام از «سفره انقلاب» میخورند و به جیب میزنند. این فاصله آمیخته با بیعدالتی و تبعیض برای من دردناکترین بخش اخبار اقتصادی ایران بوده است.

جمهوری اسلامی امید بسته که در سال پیش رو، پس از مذاکرات احتمالی با ایالات متحده و امضای هر چه سریعتر توافقی دیگر بتواند صادرات نفت را از سر بگیرد و منابع بلوکه شده ایران در دیگر کشورها را آزاد کند. این اقدام هرچند در ظاهر و برای مدت کوتاهی به اقتصاد ایران قدرت تنفس میدهد اما مشکلات زیربنایی اقتصاد ایران با جمهوری اسلامی حل نخواهد شد.
آرزوی من، سرعت گرفتن روند فرو ریختن ساختار فاسد و شکننده جمهوری اسلامی، بازگشت سرافرازی و آرامش به مردم ایران و ادامه مسیر توسعه کشور است که با انقلاب ۵۷ منحرف شد.
الاهه بقراط
در زمینه مسائل داخلی ایران، در کنار همه مشکلاتی که بطور معمول از حوادث طبیعی تا رویدادهای ناشی از ناکارآمدی جمهوری اسلامی روی میدهد، بیتردید شیوع ویروس کُرونا که کیهان لندن بطور مرتب و روزانه موضوعات و مسائل مربوط به آن را پوشش داده، در صدر مضامین خبر و گزارش قرار داشته؛ یک پدیدهی استثنائی که طبیعتا با شرایط موجود در ایران از نظر سیاسی و اقتصادی نمیشد و نمیشود پاسخ مساعد و مناسب به آن داد. چنانکه هزاران نفر جان و کار خود را از دست دادهاند و از نظر روحی و روانی نیز به شهروندان و جامعه ضربههای هولناک وارد آمده؛ از جمله افزایش شمار خودکشی حتا دانشآموزان به دلیل کمبود امکانات. عمق پیامدهای ناگوار چنین معضلی را شاید فقط در آینده بتوان بررسی و درک کرد. معضلی که ابعاد جهانی دارد منتها در ایران به دلیل نظام حاکم، با متن و حواشی منحصر به فرد روبروست. از این نظر میتوانم بگویم که در شرایط غیرعادی ایران هیچ موضوعی ثابت نمیماند و هیچ پدیده مثبتی سیر صعودی ندارد! بلکه همه تغییر و تحولات منفی روی هم انبار میشوند و آنچه مثبت است را، که عمدتا هم به جامعه و مناسبات بین شهروندان بر میگردد، میبایست در میان انبوه مشکلات جستجو کرد. نارضایتیها اما همواره سیر صعودی را طی کرده تا معلوم نیست چه زمانی به نقطه جوش و غلیان برسد.

موضوع جامعه جهانی و برخوردهایش با جمهوری اسلامی و جامعه ایران، به نظرم، در یک حرکت مارپیج، به سوی تعیین تکلیف نهایی حرکت میکند. حرکت مارپیچ به این دلیل که اگرچه مسائل تکراری به نظر میرسند اما هیچکدام از مواضع و رویدادها در جای سابق خود تکرار نمیشوند!
ایران در سال ۱۴۰۰ بیش از هر زمان دیگری به یک نقطه عطف تاریخی نزدیک میشود. اگرچه رویدادها قابل پیشبینی نیستند، اما اینکه بنیهی جمهوری اسلامی از همه نظر، ذهنی (سیاسی/ ایدئولوژیک) و عینی (سیاست و اقتصاد) و برگهای بازیاش چه در داخل و چه در خارج، به پایان میرسد، امری قطعی است. آیندهی ایران متکی بر منابع و نیروی انسانی و همچنین نقش تاریخی و فرهنگی و سیاسیاش در خاورمیانه، روشن است. منتها مشکلی داخلی دارد که آن را باید خودش حل کند: جمهوری اسلامی!
آرزوی من در تمام این سالها نابودی نظام قرون وسطایی و ضدانسانی جمهوری اسلامی و کنار رفتن این مقامات نادان و ناتوان و ناکارآمد بوده است! و البته جایگزینی آنها با افراد شایسته و کارآمد و کارشناس در یک نظام مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر که پرچمدار صلح و دوستی و مناسبات مبتنی بر احترام متقابل در داخل و منطقه و جهان باشد. در سال ۱۴۰۰ نیز آرزویی جز این ندارم و میدانم ایران به تحقق آن نزدیکتر از هر زمان دیگریست.




