هرات سقوط کرد. قندهار سقوط کرد. یازده مرکز ولایت از ۳۴ استان افغانستان در کنترل طالبان قرار دارند که تا ۱۵۰ کیلومتری کابل پیشروی کردهاند. با اشغال بخشهایی از ولایت غزنی توسط طالبان، البته با همدستی والی این ولایت، ارتباط پایتخت با مناطق شمالی نیز قطع شده است.

بدون شک وضعیت خطرناک و نگرانکننده است، ولی با وجود این، ادعای طالبان مبنی بر کنترل ۷۰ درصد از خاک افغانستان هنوز از واقعیت دور است. طالبان علاوه بر پایگاه هوایی شهر هرات، پایگاه بگرام را نیز که تا دو هفته پیش پایگاه اصلی نظامیان آمریکایی در افغانستان بود، اشغال کرده است. بگرام دوهفته پیش شبانه و تقریبا مخفیانه تخلیه شد، در حالی که جو بایدن تاریخ ترک نظامی افغانستان را ۳۱ ماه اوت اعلام کرده بود. منابع امنیتی آمریکا پیشبینی میکنند که اگر معجزهای رخ ندهد، طالبان حداکثر تا ۹۰ روز دیگر قدم به کابل خواهند گذاشت.
مذاکرات بینتیجه در دوحه
در دوحه که از مدتها پیش میزبان طالبان است، و در روزهای گذشته محل گفتگوهای صلح بوده، نیز خبری مبنی بر پیشرفت این مذاکرات در دست نیست. عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان که ریاست نمایندگی دولت کابل را در این مذاکرات عهدهدار است که نمایندگان آمریکا، بریتانیا، روسیه، چین و پاکستان هم در آن حضور داشتند، میگوید «طالبان با افزایش اقدامات نظامی نشان دادند که قصد مذاکره برای دستیابی به صلح بینالافغانی و یافتن راه حل سیاسی ندارند.» این مذاکرات دو سال پیش در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ و به پیشنهاد آمریکا آغاز شد و مسئولیت آن به زلمای خلیلزاد دیپلمات افغانتبار و سفیر سایق آمریکا در عراق سپرده شد. آنچه تعجب برانگیز است تمدید ماموریت زلمای خلیلزاد پس از تغییر دولت در آمریکا و ورود دمکراتها به کاخ سفید است.
پاکستان که «پدرخوانده» طالبان افغان به حساب میآید و در تمام این سالها از این گروه حمایت سیاسی، مالی و تسلیحاتی کرده، استعفای محمد اشرف غنی احمدزی از ریاست جمهوری را شرط اصلی متوقف ساختن حملات روزهای اخیر اعلام کرده است. در ۴۳ سال پیس در ایران نیز روحالله خمینی استعفای شاپور بختیار از سمت نخست وزیری را شرط اصلی برای پایان دادن به تظاهرات خیابانی و آغاز گفتگو اعلام کرده بود. تا امروز محمد اشرف غنی این شرط را نپذیرفته، چنانکه ۴۳ سال پیش شاپور بختیار نیز آن را نپذیرفت.
حمایت جمهوری اسلامی و پاکستان از طالبان
اگر اروپا و آمریکا هنوز معلوم نیست چه رویکردی در صورت بازگشت طالبان به قدرت در پیش خواهند گرفت، اما چین و پاکستان از هماکنون رسما اعلام کردهاند که دولت طالبان را به رسمیت خواهند شناخت. جمهوری اسلامی نیز که زمانی طالبان را تروریست می خواند، ولی بعدا از آنها رسما در تهران با فرش قرمز استقبال کرد و در این روزها نیز مذاکراتی را با اعزام نمایندگانی از تهران در منطقه مرزی بین دو کشور که در تصرف طالبان است انجام داده، روز پنجشنبه در عمل حکومت طالبان را به رسمیت شناخت. رسول موسوی دستیار محمدجواد ظریف در امور آسیای جنوبی گفت: «اداره هرات در اختیار نیروهای امارت اسلامی درآمده است.» «امارت اسلامی» عنوانی است که طالبان برای حکومت خود انتخاب کردهاند.
تحلیلگران افغان معتقدند که آمریکا دیگر قصد ندارد در منظقه حضور چشمگیری داشته باشد و بر این نظر است که باید جمهوری اسلامی (به نیابت از مسکو) و پاکستان (به نیابت از پکن) را درگیر این بحران سازد و آنها هزینه سالها جنگ داخلی و هرج و مرج در افغانستان را پرداخت کنند. به گفتهی این تحلیلگران، این سیاست دیروز و امروز آغاز نشده بلکه چندین سال است که روی میز ریاست جمهوری آمریکا اعم از جمهوریخواه و دمکرات قرار دارد.
اگر پاکستان از ابتدای تشکیل طالبان نقش «پدرخوانده» را بازی میکرده ، جمهوری اسلامی نیز در یک دهه گذشته حمایتهای مالی و تسلیحاتی، و در دو سال گذشته پشتیبانی سیاسی خود را از طالبان دریغ نکرده است. در این میان، رجب طیب اردوغان که هنوز رؤیای احیای امپراتوری عثمانی را در سر دارد، نمی توانست از فرصت برای ورود به این بحران چشمپوشی کند. رئیس جمهور ترکیه نیز که فعلا تامین امنیت فرودگاه بینالمللی کابل را عهدهدار است، گفته به زودی رهبران طالبان را ملاقات خواهد کرد.
کشورهای غربی بیاعتنا به وضعیت افغانستان
البته آمریکا نیز به نوعی حکومت طالبان را از هماکنون برسمیت شناخته است. میچ مککانل رهبر جمهوریخواهان در سنا وضعیت کنونی در افغانستان را «قابل پیشبینی و پیشگیری» دانسته و میافزاید تنها اقدام دولت جو بایدن در این روزها «تماس با طالبان برای گرفتن تضمین عدم حمله به سفارت آمریکا در کابل در صورت ورود آنها به این شهر بوده است!» خود جو بایدن میگوید از تصمیم خود مبنی بر خارج ساختن نیروهای آمریکایی از افغانستان اصلا پشیمان نیست. گرچه آنتونی بلینکن وزیر خارجه دولت جو بایدن که پنجشنبه با رئیس جمهور افغانستان تلفنی صحبت کرد، تلاش دارد صحبتهای صریح رئیس خود را به نوعی تلطيف کند: «ما به حفظ روابط قوی دیپلماتیک و امنیتی با دولت کابل برای یافتن راه حلی سیاسی متعهد هستیم!»
اروپا نیز مانند همیشه در انتظار است ببیند چه اتفاقی خواهد افتاد. فعلا نگرانی کشورهای اروپایی مقابله با موج جدیدی از پناهجویان افغان است. کشورهای اتریش، دانمارک، هلند، بلژیک، یونان و آلمان در نامه مشترکی خطاب به اتحادیه اروپاخواستهاند که در تصمیم توقف اخراج پناهجویان افغانستانی که تقاضای آنها رد شده است تجدید نظر کند. این توقف، بنا بر آنچه این کشورها ادعا میکنند، میتواند «موجب افزایش انگیزه شهروندان افغانستان برای ترک کشورشان بشود». البته آلمان و هلند، پس از رأی اخیر دادگاه حقوق بشر اروپا که از اخراج یک پناهجوی افغان از اتریش جلوگیری کرد، تصمیم گرفتند فعلا دست نگهدارند و افغانها را به کشورشان بازنگردانند. در سال گذشته میلادی ۴۴ هزار و در ۵ سال گذشته ۵۷۰ هزار افغان به کشورهای عضو اتحادیه اروپا پناه آوردهاند. این در حالیست که ایران در کنار پاکستان کشوریست که همسایگان افغان در دوران جنگ و پس از روی کار آمدن طالبان به آن پناه بردهاند. آمار دقیقی از پناهجویان افغان در ایران وجود ندارد اما بر اساس تخمینها شمار آنها تا سه میلیون تن تخمین زده میشود. با موج جدید پناهجویی که از سال ۲۰۱۵ آغاز شد بسیاری از افغانستانیهای ساکن ایران نیز که در آن کشور از حقوق انسانی خود محروماند به کشورهای اروپایی پناه آوردند.
احمد رأفت





