برگ نخست Featured1 طالبان در همسایگی جمهوری اسلامی؛ فرصت یا تهدید؟!

طالبان در همسایگی جمهوری اسلامی؛ فرصت یا تهدید؟!

- تصرف سریع و سازمانیافته‌ی افغانستان توسط طالبان موهبتی برای جمهوری اسلامی به شمار می‌رود که با روی کار آمدن «قاضی مرگ» در گوشه رینگ قرار گرفته بود.
- با توجه حساسیت‌های اروپا نسبت به موج جدید مهاجرت، حضور پناهجویان افغانستانی در ایران را می‌توان امتیازی برای جمهوری اسلامی در مذاکرات با غرب دانست.
- قدرت گرفتن طالبان در همسایگی ایران، راه تنفسی برای مقامات جمهوری اسلامی گشوده تا کمی زیر بار نارضایتی‌های عمومی و فشارهای خارجی خستگی در کنند.
- برخی در داخل و خارج با اصرار بر اینکه طالبان «اصلاح» شده، تشکیل حکومت به دست این گروه فرقه‌ای و تروریستی را فرصتی برای گشایش در مشکلات افغانستان قلمداد می‌کنند.
- برخی در جمهوری اسلامی در حالی تصور می‌کنند با پذیرایی از طالبان و خانواده‌های آنها در ایران، سبب تضعیف آمریکا در منطقه شده و حالا می‌توانند روی طالبان حساب کنند که سرنوشت این گروه در خود افغانستان در ابهام قرار دارد.

نیروهای گروه تروریستی و اسلامگرای طالبان روز ۲۴ امرداد ۱۴۰۰ همزمان با خروج اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان از این کشور و تصرف ارگ ریاست جمهوری کابل از پایان جنگ در این کشور خبر دادند.

اول تیرماه ۱۴۰۰ نماینده سازمان ملل در افغانستان از محاصره  مراکز ولایت‌های افغانستان توسط  طالبان خبر داد و گفت این گروه تروریستی آماده می‌شود پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان بلافاصله مراکز استان‌ها را تصرف کرده و اختیار کشور را به دست بگیرد.

حملات طالبان از دو هفته پیش آغاز شد و پس از تصرف یکی پس از دیگریِ شهرها و روستاها سرانجام با سقوط کابل، افغانستان بار دیگر به چنگ طالبان افتاد.

رضایت جمهوری اسلامی از تاختن طالبان در افغانستان

تصرف افغانستان به دست گروه تروریستی طالبان شش ماه پس از سفر رسمی ملا عبدالغنی برادر یکی از بنیانگذاران طالبان و هیئت همراهش به تهران و استقبال گرم و میزبانی محمدجواد ظریف از وی روی داد.

سعید خطیب‌زاده سخنگوی وزارت امور خارجه یک هفته پس از هشدار نماینده سازمان ملل نسبت به تحرک گسترده طالبان در افغانستان گفت «طالبان همه افغانستان نیست و نخواهد بود بلکه بخشی از افغانستان است و بخشی از راه حل آتی افغانستان است.»

در همان روزها مواضع نظام در سرمقاله روزنامه کیهان تهران بازتاب یافت. در آن مطلب اشرف غنی «نوکر آمریکا» و مشکل افغانستان «آمریکا» معرفی شده بود. در این مطلب همچنین تلاش شده بود تا بر دیدگاه‌ها و اقدامات گروه‌ بنیادگرا و جنایتکار طالبان ماله کشیده شود: «در این پیشروی‌ها خبری از جنایت‌های هولناک، شبیه جنایات داعش در عراق نیست. طالبان حتا اعلام کرده کاری با شیعیان این کشور هم ندارد… خبری از قتل‌ عام غیرنظامیان بی‌گناه و تخریب خانه‌ها هم نیست.»

اینهمه در حالیست که حمایت‌ها و مذاکرات مقامات جمهوری اسلامی از طالبان در ماه‌های گذشته افزایش یافته بود و به نظر نمی‌رسد سپرده شدن افغانستان به طالبان بدون دخالت جمهوری اسلامی رخ داده باشد.

به بیان دیگر تصرف سریع و سازمانیافته‌ی افغانستان توسط طالبان، دست‌کم فعلا، موهبتی برای جمهوری اسلامی به شمار می‌رود که مدت‌هاست زیر فشار غرب قرار دارد و به ویژه با روی کار آمدن «قاضی مرگ» در گوشه رینگ قرار گرفته بود.

به همین دلیل است که مقامات جمهوری اسلامی تلاش دارند اشغال افغانستان توسط گروه تروریستی و اسلامگرای طالبان را «خروج آمریکا از افغانستان» قلمداد کنند.

سیدابراهیم رئیسی رئیس دولت سیزدهم پس از سقوط افغانستان از «شکست نظامی آمریکا در افغانستان» استقبال کرد و مدعی شد که شرایط فعلی باید «به فرصتی برای احیای زندگی، امنیت و صلح پایدار در این کشور تبدیل شود.»

ابراهیم رئیسی توضیح نداده است که یک گروه تروریستیِ مشابه زمامداران جمهوری اسلامی چگونه قرار است امنیت و صلح پایدار در افغانستان پدید آورد! آنهم درحالی که خود رئیسی در کنار دیگر مقامات جمهوری اسلامی، چهار دهه است با هدف گسترش ایدئولوژی شیعه، مردم ایران را زیر فشارهای سنگین اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و انواع سرکوب قرار داده‌اند و تحریم و سایه‌ی جنگ را بر کشور تحمیل کرده‌اند.

حمایت از حکمرانی گروه بنیادگرای طالبان در افغانستان تا آنجا پیش رفته که رسول موسوی دستیار ویژه وزیر امورخارجه و مدیرکل آسیای غربی این وزارتخانه هنگام اطلاع‌رسانی درباره سلامت دیپلمات‌های ایرانی و کارکنان سرکنسولگری ایران در هرات پیشاپیش اعلام کرد این شهر «در اختیار نیروهای امارت اسلامی در آمده است.»

شواهد نشان می‌دهد که مقامات جمهوری اسلامی مایل به اعلام هیچ موضعی علیه طالبان نیستند. محمود احمدی‌نژاد هم ادعا کرده که مسئولان امنیتی به او درباره انتقاد از طالبان هشدار داده‌اند.

به گفته برخی روزنامه‌‌نگاران نیز وزارت ارشاد جمهوری اسلامی به مدیران رسانه‌ها اعلام کرده که از به کار بردن عباراتی چون «وحشیگری»، «جنایت» و کلمات مشابه در مورد طالبان پرهیز شود.

سید صمصام الدین قوامی نماینده ولی فقیه و امام جمعه پردیسان در جریان حملات طالبان به شهرهای افغانستان در صفحه توئیتر خود نوشت «اوضاع افغانستان اصلا نگران‌کننده نیست و هماهنگ با انقلاب اسلامی بوده و دچار تحول مثبت است.» وی پس از تصرف کابل در توئیت دیگری اعلام کرد که «باید سریعاً دولت جدید افغانستان را به رسمیت شناخت و با آن همکاری کرد. اولین اقدام وزیر خارجه جدید دولت اسلامی ایران ایجاد ارتباط قوی با کابل است.»

برخی عوامل و تحلیلگران جمهوری اسلامی در داخل و خارج با اصرار بر اینکه طالبان «اصلاح» شده، تشکیل حکومت به دست این گروه فرقه‌ای و تروریستی را فرصتی برای گشایش در مشکلات افغانستان قلمداد می‌کنند.

از نظر اقتصادی نیز فعالان بازرگانی حکومتی اطمینان می‌دهند که هیچ مشکلی برای تجارت ایران و افغانستانِ زیر سلطه طالبان اتفاق نمی‌افتد. سید هادی نبی‌زاده رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان گفته که «تجارت میان کشور ایران و افغانستان، یک تجارت در هم تنیده است. مصرف و نیازها به گونه‌ای نیست که با تغییر حکومت تجارت بین این دو کشور قطع شود.»

احمد بارکی‌زاده kayhan.london©

از سوی دیگر با توجه حساسیت‌های اروپا نسبت به موج جدید مهاجرت، حضور پناهجویان افغانستانی در ایران را می‌توان امتیازی برای جمهوری اسلامی در مذاکرات با غرب دانست. حسین قاسمی مدیر امور مرزی وزارت کشور ایران گفته که از دو ماه پیش طرح اسکان موقت پناهجویان افغانستانی در سه استان شرقی ایران آماده اجرا بوده است.

جمهوری اسلامی؛ آزموده‌ای که با دوباره آزمودن خطا می‌کند

وجود حکومتی بسته‌تر و تندروتر از جمهوری اسلامی در همسایگی ایران، ابزار تنفسی برای مقامات جمهوری اسلامی به شمار می‌رود که با بحران نارضایتی عمومی در داخل و تحریم و فشار در خارج روبرو هستند.

بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و تشدید حضور آمریکا در منطقه و حمله به رژیم صدام حسین در عراق،  جمهوری اسلامی نگران شد که هدف بعدی آمریکا باشد. همین موضوع سبب برنامه‌ریزی زمامداران رژیم ایران برای ایجاد تنش در عراق و افغانستان شد و میزبانی سران فراری القاعده و طالبان را در کشور بر عهده گرفت.

جمهوری اسلامی دکترین امنیتی جدیدی مبتنی بر ضربه زدن به آمریکا در منطقه و سپس جنگ نامتقارن طراحی کرد که در آن عراق و افغانستان در دو طرف ایران به جبهه‌های زمینی جهت فشار به آمریکا با تقویت گروه‌های جهادی تبدیل شدند.

سردمداران جمهوری اسلامی ابومصعب الزرقاوی فرمانده القاعده در ایران را پذیرایی کردند و با آموزش‌های تروریستی او را راهی عراق نمودند اما میراث این فرمانده القاعده، داعش شد که یکی از اهدافش مقابله با جمهوری اسلامی و متحدانش بود.

با اینهمه جمهوری اسلامی همچنان با نگاهی امنیتی، خروج آمریکا از افغانستان و عراق را در راستای بقا و منافع امنیتی خود ارزیابی می‌کند. برخی در جمهوری اسلامی تصور می‌کنند با پذیرایی از طالبان و خانواده‌های آنها در ایران، سبب تضعیف آمریکا در منطقه شده و حالا می‌توانند روی طالبان حساب کنند. اما همه ماجرا این نیست و در کنار محاسبات امنیتی و آرزوی عدم حضور آمریکا در منطقه، نگاه ایدئولوژیک نیز دخالت دارد.

بخشی از تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی با نگاه ایدئولوژیک رسالت نظام را در اتحاد اُمت اسلام و جنگ با «شیطان بزرگ» می دانند. آنها گروه‌های اسلامی را از هر فرقه‌ای که باشند، هم‌پیمان خود دانسته و می‌کوشند مبتنی بر ایده «دارالاسلام» اختلافات مذهبی را کنار گذاشته و جبهه واحدی علیه آمریکا و اسرائیل باز کرده و آن را نخست در منطقه‌ای که «مهد اسلام» می‌دانند و سپس در کل جهان گسترش دهند!

اما این نگاه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی مانند همه ایدئولوژی‌هایی که تا کنون با به بار آوردن مصیبت از جمله جنگ برای مردم خود و دیگر کشورها به شکست انجامیده‌اند، در ایران نیز آبستن رویدادهاییست که بخشی از تاوان آن را مردم و منابع کشور می‌پردازند. دیر یا زود ماه عسل جمهوری اسلامی و طالبان که پشتیبان‌هایی باثبات‌تر و از نظر ایدئولوژیک نزدیک‌تر دارد به پایان می‌رسد. طالبان تا زمانی که بتواند قدرت خود را در افغانستان تثبیت کند، تلاش خواهد کرد حساسیت گروه‌های شیعه و جریان‌های مسلح تروریستی مانند «فاطمیون» را بر نیانگیزد تا از این راه مانع نزدیکی هزاره‌ها و تاجیک‌ها با آنها شود.

اما جمهوری اسلامی باید به فکر خودش باشد که از یکسو نمی‌تواند روی امثال طالبان حساب کند و از سوی دیگر با «قاضی مرگ» در رأس دولت باید مذاکرات با غرب را پیش ببرد! مردم ایران و مشکلات مزمن و حقوق آنها بجای خود که جمهوری اسلامی به تکرار اثبات کرده قادر به حل و تأمین آنها نیست. هم از این روست که با تشکیل گروه‌های جهادی و تروریستی امید به طالبان نیز می‌بندد تا از آنها برای مذاکره با غرب استفاده کند.
روشنک آسترکی

[کیهان لندن شماره ۳۲۵]

 

خروج از نسخه موبایل