فیروزه نوردستروم- پدری در اقدامی جنونآمیز پسران دوقلویش را در شادگان خوزستان زنده به گور کرد و خیلی زود آزاد شد. پسر جوانی در آبادان که ۵ سال پیش به خاطر آبروی طایفهشان دخترعمویش را کشته بود هماکنون آزاد است. این دو نمونه از جنایاتی است که خبرشان در بخش حوادث رسانهها درباره جنایتهای موسوم به «قتلهای ناموسی» منتشر میشوند.
قتلهای ناموسی با قتلهای دیگر اندکی تفاوت دارند؛ در بسیاری از این قتلها، قاتل نه تنها از صحنه قتل فرار نمیکند بلکه از معرفی خود به عنوان قاتل نیز ابایی ندارد و پشیمان هم نیست! چرا که قاتل، قتل را برای «پاک کردن لکه ننگ از ناموس» و برای جلب رضایت و آرامش اعضای خانواده، قبیله و اطرافیان و فرهنگ مذکر و زنستیز مرتکب شده است!
اما چرا قاتلان آنهم با رضایت خانواده مقتول، در نهایت پس از چند ماه یا چند سال حبس، آزاد میشوند؟
در شهریور ۱۴۰۰ مبینا سوری «کودکهمسر» ۱۴ ساله لرستانی توسط همسر به اصطلاح «روحانی»اش به قتل رسید. ۱۱ ماه بعد، در امرداد ۱۴۰۱ همسر مبینا سوری به عنوان قاتل، برای خودش به مرخصی رفت و سینا قلندری خبرنگاری که این خبر را منتشر کرد به ۲۶ ماه حبس محکوم شد!
همان زمان روزنامه «شرق» در گزارشی به این موضوع پرداخت و نوشت: «پدر قاتل مبینا سوری با سر افراشته در دادگاه حاضر میشود و مقابل قاضی بدون هیچ ابایی میگوید که پسرش رسم عشیرهای را اجرا کرده و هیچ خطایی مرتکب نشده است. میگوید اینجا عرف است. در مقابل، این خانواده مقتول هستند که با ترس و لرز در دادگاه حاضر میشوند و به سختی میتوانند حتی یک کلمه از خود دفاع کنند چون اصلا پروندهای تشکیل نمیشود و اگر هم شکایتی باشد با فشار اجتماعی و قومی و قبیلهای یا بزرگان پس گرفته میشود یا در نهایت فرد از چند ماه تا چند سال زندان را میگذراند.»
در این ارتباط مهناز ت. یک فعال حقوق زنان به کیهان لندن میگوید: «نکتهای که شاید در مورد قتلهای ناموسی کمتر مورد توجه قرار گرفته این است که همه این قاتلان موسوم به قتلهای ناموسی در مدارس جمهوری اسلامی درس خوانده و آموزشدیدهاند؛ اما چرا این افراد همچنان فرهنگ مردسالار و زنستیز دارند؟»
وی معتقد است که اجرای مجازات شدید هم هیچ تاثیری در کاهش میزان چنین قتلهایی ندارد، حتی اگر حکم اعدام هم در مورد این افراد اجرا شود باز هم هستند بسیاری از مردان با تفکر مردسالار که به بهانه حفظ ناموس و غیرت دست به چنین قتلهایی بزنند چرا که میدانند در نهایت با رضایت اولیای دم، حداکثر بعد از سه سال آزاد میشوند.
این فعال حقوق زنان به ضعف قانون در زمینه برخورد جدی با قاتلان قتلهای ناموسی اشاره میکند: «به دلیل سستی و ضعف قانون در برخورد با این مجرمان این مردها به خاطر داشتن حس تملک نسبت به زنان خانواده خود برای به اصطلاح حفظ «شرف» خود دست به هر کاری میزنند و در بسیاری از موارد اعضای فامیل و خانواده هم حامی آنها هستند.»
به گفتهی وی، «در این نوع جرائم معمولا این اشخاص مجازات قانونی یعنی قصاص نمیشوند چرا که وقتی قاتل عضوی از اعضای خانواده است صاحبان حق قصاص نیز خودشان هستند و با گذشت از حق مجازات، امکان قصاص هم از بین میرود. این افراد با علم به اینکه در نهایت بین ۳ تا ۱۰ سال مجازات تعزیری در انتظارشان است دست به چنین قتلهایی میزنند، آنها میدانند که بعد از مدتی با این قوانین سهل و آسان، به نحوی از زندان خلاص میشوند حالا یا با مرخصی یا با استفاده از آزادی مشروط.»
بر اساس قوانین کیفری جمهوری اسلامی، پدر یا جد پدری میتواند فرزند خود را به قتل برساند بیآنکه سزاوار قصاص باشد. طبق همین قوانین، قصاص قاتل منوط به شکایت اولیای دم است؛ به همین دلیل درباره قتلهای ناموسی از آنجا که قاتل خودش از اولیای دم است، با شکایت نکردن از او امکان قصاص قاتل منتفی و به حبسهای سبک محکوم خواهد شد.
یکی از وکلای ساکن تهران در گفتگو با کیهان لندن معتقد است: «گرچه مجازات قتل در ماده ۳۸۱ قانون مجازات اسلامی، قصاص تعیین شده و گرچه من بنا به دلایلی که بسیار دربارهی آن گفته شده، با اجرای هر نوع مجازات مرگ مخالف هستم اما دربارهی پرسشی که در این زمینه مطرح میشود، بجز موارد استثنایی، علت عمدهی این نوع قتلها را بیشتر فرهنگی و قانونی میدانم تا قضایی. با این توضیح که بیشتر قتلهایی که “قتلهای ناموسی” خوانده میشوند و قربانی زن است توسط پدر یا خویشاوندان صورت میپذیرد و بیشتر در قسمتهایی از کشور روی میدهد که تعصب و وابستگیهای قومی و عشیره ای و دینی در آن پُررنگ است و بررسی علل آن موضوع جرمشناسی و جامعهشناسی است.»
به گفته این حقوقدان، درواقع پدر یا برادر یا شوهر یا یکی از خویشاوندان است که تصمیم گرفته زن قربانی را که بنا به تشخیص آنها باعث ننگشان شده بکشد و قبیله وظیفهی خود میداند از قاتل او حمایت کند و این لکهی ننگ را بشوید و اینجاست که ضعف قانون و عدم بازدارندگی آن به کمک قاتل یا قبیله میآید و تعصب و قانون همدیگر را پوشش میدهند.
این وکیل دادگستری ادامه میدهد: «طبق ماده ٦١٢ کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی، حبس از سه تا ده سال به عنوان مجازات قانونی برای مرتکب در نظر گرفته شده است؛ قانونگذار طبق ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، پدر و جد پدری را از مجازات مرگ معاف دانسته و پدری را که فرزند خود را کشته باشد نیز مطابق ماده ۶۱۲ تنها مستحق ۳ تا ۱۰ سال حبس میداند و در همین مادهی ۶۱۲ و در فرض گذشت اولیای دم، مجازات قاتل را همین ۳ تا ۱۰ سال تعیین کرده و همه اینها هم مشمول موارد قانونی مانند عفو، آزادی مشروط، تعلیق و تخفیف مجازات که خود بحث مفصلی است، میشود. این میزان مجازات نه تنها بازدارنده نیست بلکه نسخه شفابخشی را که از پیش نوشته شده به دستِ قاتل یا آمر قتل داده و به آنها اطمینان میدهد که جنایت آنها عاقبت بدی نخواهد داشت و در محاسبه، شستن ننگ به تحمل مدتی زندان میارزد و اینگونه است که مرگ بین قانونگذار و قبیله به معامله تبدیل میشود. از سوی دیگر قاضیانی که به پروندههای چنین قتلهایی رسیدگی میکند هم متأثر از همین سپهر فرهنگی هستند و همه اینها دست به دست هم میدهند تا از شدت زشتی و عقوبت قتلهایی که در بیشتر موارد به شیوهای فجیع اتفاق میافتند و احساسات و افکار عمومی بخش بزرگی از جامعه را برمیآشوبند کاسته شود و ما شاهد افزایش آمار چنین جرائمی در کشور باشیم.»
اینهمه در حالیست که در شرایط امروز ایران، «قتلهای ناموسی» از زنان و مسائل جنسی و فرهنگی مربوط به آنها فراتر رفته و دامان پسرانی را که رفتاری خلاف سنتهای رایج و یا تمایلات جنسی دیگری دارند میگیرند.
هفته گذشته خبر قتل پسری در رسانههای داخلی بازتاب یافت که توسط پدرش به خاطر رفتار و آرایش زنانه که «آبروی خانواده» را برده بود کشته شد.
در این میان، خبرگزاری دولتی ایرنا در بهمن ۱۴۰۰ به نقل از معصومه تمیمی نویسنده و مترجم عربی نوشته بود: «سالهاست که به صورت آشکار خبری از قتلهای ناموسی نمیشنویم ولی این قتلها به صورت خاموش اکثرا در روستاها هنوز ادامه دارد و بیشتر مواقع این قتلها را به عنوان دختر خودکشی جا میزنند. مثلا میگویند دختر سم خورده. پارسال در عبدالخان گفتند دختری خودسوزی کرده اما بعد شنیدیم که خودشان او را کشتهاند. یکی دیگر دختری از بستگان دوستم بود که برادرش او را مجبور کرد اسید بخورد. شنیدهها از این قتلهای ناموسی خیلی زیاد است و شاید ماهی یکبار موردی را از دوستان و آشنایان میشنویم.»
https://mykayhan.org/1402/07/03/331607/
در یکی از چنین نمونههایی، خبرگزاری «رکنا» که اخبار حوادث در ایران را پوشش میدهد گزارش داده کههایده حسن زاده از خردادماه امسال یعنی حدود ۴ ماه پیش یکباره ناپدید شده بود. خانواده این دختر نوجوان پیش از این برای پنهان کردن قتل مدعی خروج دخترشان از ایران شده بودند.
«رکنا» به نقل از یک منبع آگاه نوشت که پدر هایده پس از بازداشت، انگیزه قتل این دختر نوجوان را تأخیر در برگشتن به خانه و «انگیزه ناموسی» عنوان کرد.
قتلهای معروف به «ناموسی» به ویژه در استانهای غربی ایران هر ساله تعداد زیادی از موارد «زنکشی» را به خود اختصاص میدهد. قتلهایی که از سوی مردان خانواده از پدر و برادر و همسر تا پدربزرگ و عمو و دایی انجام میشود.
