Home دیدگاه شنبه بدون روسیه: تحلیل استراتژیک از فروپاشی نیابت‌محور جمهوری اسلامی و فرصت...

شنبه بدون روسیه: تحلیل استراتژیک از فروپاشی نیابت‌محور جمهوری اسلامی و فرصت تاریخی ملت ایران

دیدار عباس عراقچی و سرگئی لاوروف در نیویورک / سپتامبر ۲۰۲۴

آریا چَمروش – در حالی‌که منطقه خاورمیانه در بحران‌ها و تحولات ژرف ژئوپلیتیک فرو رفته، جمهوری اسلامی ایران با وضعیت بی‌سابقه‌ای روبروست؛ وضعیتی که به‌ درستی می‌توان آن را محصول انزوای استراتژیک، بن‌بست‌های ایدئولوژیک، و از همه مهم‌تر فروپاشی ستون شرقی نظام یعنی روسیه دانست. جمهوری اسلامی، که از نخستین روزهای حیات خود در مدار منافع بلوک شرق و با حمایت سازمانیافته اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت، امروز بدون تکیه‌گاه سنتی خود باید با غرب وارد گفتگو شود؛ گفتگویی که نه‌تنها موازنه‌ای ندارد، بلکه تنها مسیر آن شنیدن و تن دادن به تغییرات بنیادی است.

پیدایش جمهوری اسلامی، برخلاف روایت‌های رسمی، نه یک خیزش مردمی خودجوش، بلکه خروجی ائتلافی پیچیده میان نیروهای واپسگرای مذهبی و گروه‌های چپ وابسته به شرق بود. بسیاری از چهره‌های تأثیرگذار انقلاب، در اردوگاه‌های فلسطینی تحت حمایت شوروی آموزش دیده بودند، یا تجربه مستقیم از نظام‌های کوبایی و چینی داشتند. با سوء استفاده از شکاف‌های اجتماعی و نارسایی‌های مدرنیته اجتماعی در ایران، اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه موفق شد سامانه‌ای پست‌توتالیتر در ایران مستقر کند که در ظاهر اسلامی، اما در عمل نیابتی و ایدئولوژیک، با محور ضدغربی رادیکال عمل می‌کرد.

در طول بیش از چهار دهه، جمهوری اسلامی به ابزاری کارآمد برای تحقق منافع استراتژیک روسیه تبدیل شد. از حذف ایران از بازار جهانی انرژی، به‌ ویژه گاز، تا تثبیت بی‌ثباتی در منطقه و حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی در یمن، سوریه، لبنان و فلسطین، این رژیم نقش موثری در نقشه‌های کرملین ایفا کرد. این در حالیست که ایران در دوران پهلوی، صادرکننده گاز به اتحاد جماهیر شوروی بود و در قبال آن، از پروژه‌های ملی همچون کارخانه عظیم ذوب‌آهن اصفهان بهره می‌برد؛ اما امروز به‌واسطه‌ی حاکمیت جمهوری اسلامی، واردکننده گاز شده‌ایم. این چرخش تاریخی، نه‌تنها نشانه‌ی افول تکنولوژیک و زیرساختی کشور، بلکه سندی بر وارونگی منافع ملی در سایه‌ی نیابتی‌ شدن برای مسکو است. تمامی عملکرد جمهوری اسلامی در همراهی با استراتژی‌های روسیه، در تضاد آشکار با منافع ملت ایران بوده و چیزی جز فقر، فلاکت، انزوا، و از دست رفتن فرصت‌های تاریخی برای ایرانیان به همراه نداشته است.

اکنون اما روسیه، با فرو رفتن در باتلاق جنگ اوکراین، از دست رفتن توان نظامی و اقتصادی، و انزوای فزاینده جهانی، آن پشتوانه تئوریک و عملی پیشین را ندارد. مسکو حتی توان حمایت مؤثر از نیابتی‌های خود را نیز از دست داده و بازیگرانی چون حزب‌الله، حماس و حوثی‌ها عملاً در شرایط بی‌پدری و بی‌فرماندهی به حیات گیاهی خود ادامه می‌دهند. جنایت ۷ اکتبر و اقدامات بی‌هدف در منطقه، نشانه این فروپاشی فرماندهی نیابتی و نبود استراتژی روشن از سوی محور موسوم به مقاومت است.

در این شرایط، جمهوری اسلامی ناچار است در نشستی در عمان حاضر شود که دستورکار آن نه بازگشت به برجام یا تخفیف تحریم‌ها، بلکه بازنگری در ژنتیک ساختار نظام است. خواسته‌های طرف غربی بطور بی‌سابقه‌ای شفاف و بنیادی است: ترک مخاصمه علنی و رسمی با اسرائیل و غرب، انحلال ساختار نیابتی منطقه‌ای، توقف کامل برنامه‌های موشکی و هسته‌ای، و از همه مهم‌تر پایان کار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. واقعیت آن است که با پذیرش این شروط، اساساً چیزی به نام «جمهوری اسلامی» باقی نخواهد ماند؛ چرا که بدون سپاه، بدون پروژه‌های هسته‌ای و موشکی، و بدون شعارهای ضدغربی، انقلابی برای پاسداری وجود نخواهد داشت.

پرسش اصلی آن است که آیا این نظام توان پذیرش چنین دگرگونی بنیادی را دارد؟ پاسخ از دید تحلیلی منفی است. جمهوری اسلامی ذاتاً بحران‌ساز است و مشروعیت خود را از دشمنی، تهدید و تقابل می‌گیرد. حذف دشمن، به معنای حذف خود نظام است. حتی اگر از سر استیصال برخی شروط را بپذیرد، ساختار پنهان و دستگاه ایدئولوژیک آن دوباره بحران خواهد ساخت. تجربه برجام، که با امتیاز حداکثری برای نظام آغاز شد اما بدون هیچ تغییری در رفتارهای بنیادین آن پایان یافت، خود گواه روشنی بر این حقیقت است. بنابراین، حتی در سناریوی محالِ پذیرش کامل شروط، نتیجه محتوم چیزی جز آغاز فرآیند فروپاشی نخواهد بود.

آلترناتیو مشروع، مردمی، ریشه‌دار و پویا، تنها در چهره شهریار ایران، شاهزاده رضا پهلوی و همراهی مردم با ایده‌ی ایران‌مداری، میهن‌پرستی و همبستگی ملی متبلور شده است؛ مفاهیمی که در آغاز سال نو در آیین‌های نوروزی در خیام، فردوسی و تخت جمشید بازتاب یافتند.

سامانه پادشاهی ایران ، آلترناتیوی است که نه‌تنها ظرفیت نجات ایران را دارد، بلکه می‌تواند جایگاه جهانی آن را در مسیر توسعه، همزیستی داخلی و منطقه‌ای بازسازی کند.

این همان پیامی است که در «شنبه بدون روسیه» نه از عمان، بلکه از سوی مردم ایران، نهادهای مدنی، روشنفکران و کنشگران باید به جهان منتقل شود: جمهوری اسلامی نمی‌تواند تغییر کند! ایران می‌تواند شکوفا شود.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 8 / معدل امتیاز: 4.5

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید