ندیم قطیش (اساس مدیا) – زمانی که علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی عید فطر نسبت به خطر «فتنه» در داخل کشور هشدار داد و احتمال حمله نظامی را کماهمیت دانست، تنها خطاب به مردم نبود، بلکه او بطور ضمنی عمق بحرانی را که نظام وی را فرا گرفته، فاش ساخت.

خامنهای گفت با وجود تهدیدهای مداوم، احتمال زیادی برای حملهی خارجی نمیبیند.او مدعی شد که اگر به ذهن دشمنان خطور کند که فتنهای در داخل کشور ایجاد کنند، خود مردم ایران پاسخ آنها را خواهند داد. این اعتراف که کمتر از رهبر جمهوری اسلامی شنیده میشود، و کسی که همواره دشمن خارجی را عامل بحرانها میداند در حقیقت نوعی خود محکوم دانستن رژیمی است که پس از ۴۶ سال از انقلاب و گفتمان ایدئولوژیک آن، دیگر قادر به جلب حمایت مردمی نیست و حتی از «همراهی» مردم با دشمنان خارجی رژیم ناتوان است!
وقتی رهبری چون خامنهای اعتراف میکند که مردم ممکن است بار دیگر مانند سال ۲۰۰۹ (خیزش معروف به جنبش سبز) قیام کنند و ابزار دشمن شوند، و زمانی که سلطه فقط با زور و سرکوب آخرین گزینه نظام میشود، درواقع او اذعان میدارد که مشروعیت حکومت از درون در حال فرسایش است، تا جایی که نیاز به هشدار علنی دارد.
در نتیجه، این سخنرانی با جزئیاتش، دریچهای برای فهم برخی پیامهای بیسابقه از تهران به ویژه در رابطه با آمریکا و فشارهای آن است و این صرفاً یک مانور سیاسی نیست، بلکه تلاشی برای نجات مشروعیتی است که پیش از شکست از نیروهای خارجی، در داخل کشور از دست رفته است.
پیامهایی بیسابقه
۱- رهبر جمهوری اسلامی برای نخستین بار از زمان انقلاب ۱۹۷۹، بطور مستقیم به نامهای از رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، پاسخ کتبی داد. با وجود مخالفت با مذاکرات مستقیم، همین پاسخ او به نوعی پذیرش مذاکرات غیرمستقیم درباره برنامه هستهای ایران بود.
۲- روزنامه بریتانیایی «تلگراف» گزارش داد که رژیم ایران شروع به خارجکردن مشاوران نظامی خود از یمن کرده است. این حرکت پس از شدت گرفتن حملات آمریکا علیه حوثیها به عنوان نشانهای از آمادگی برای کاهش حمایت از آنها تفسیر شد.
۳- منابع مطلع به «اساس مدیا» گفتهاند که مذاکرات اولیه میان رژیم ایران و آمریکا در عمان ممکن است فراتر از مسئله هستهای گسترش یابد و شامل برنامه موشکی و نفوذ منطقهای از طریق شبهنظامیان و گروههای نیابتی هم بشود.
این سه سیگنال با وجود سابقه جمهوری اسلامی در «تقیه سیاسی» نشاندهنده درک نظام است که ادامه تقابل با واشنگتن، با پیامدهای فاجعهبار برای آن میتواند به فروپاشی منجر شود که از حمله خارجی نیز خطرناکتر است.
آنچه خواب از چشم خامنهای ربوده، جبهه داخل است
ترکیبی از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ساختاری، جبهه داخل را به نقطه ضعف اصلی نظام جمهوری اسلامی تبدیل کرده است:
۱. فروپاشی اقتصادی و نارضایتی مردم
ارزش ریال ایران به واسطه تحریمهای فلجکننده آمریکا، فساد گسترده و سوء مدیریت، به شدت کاهش یافته و قیمت هر دلار مرز صدهزار تومان را رد کرده است. تورم از ۴۰ درصد فراتر رفته، در حالی که کالاهای اساسی مانند غذا و سوخت کمیاب شدهاند. بیکاری به ویژه در میان جوانان به بیش از ۲۵ درصد رسیده و درخواست مهاجرت در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته است.
۲. ناآرامیهای اجتماعی و احتمال بروز اعتراضات
شهرهای ایران از تهران گرفته تا ارومیه و اصفهان شاهد اعتراضات پراکنده با محورهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، آزادیهای فردی از جمله پوشش هستند. خامنهای در سخنرانیاش به عدم روزهداری برخی اشاره کرد، که نشانهای از شکاف میان نظام دینی و نسل جوان به شمار میرود (۶۰٪ جمعیت ایران زیر ۳۵ سال دارند). هشدار او از «فتنه» و تهدید به «پاسخ سخت» نشانهای از ترس نظام از این شکاف است.
۳. شکافهای قومی و منطقهای
تنوع قومی ایران از فارس گرفته تا آذری، کرد، بلوچ، عرب و دیگران اقلیتهای قومی در بستر تحولات منطقهای اهمیت بیشتری یافته است. در مارس ۲۰۲۵، در بلوچستان درگیریهایی بین گروههای مسلح سنی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رخ داد و ۱۱ نفر کشته شدند؛ نشانهای از تبدیل تنشهای قومی و مذهبی به خشونتی که میتواند گسترش یابد.
۴. فرسایش انسجام نظام و تشدید درگیری بین نخبگان
پس از مرگ ابراهیم رئیسی در مه ۲۰۲۴، مسعود پزشکیان در اوت همان سال رئیس دولت چهاردهم شد. با این حال، کشمکش میان به اصطلاح عملگرایان و محافظهکاران تندرو وابسته به سپاه پاسداران شدت یافته است. علی لاریجانی مشاور ارشد خامنهای موضعی تند نسبت به تولید احتمالی سلاح هستهای اتخاذ کرده، در حالی که وزیر خارجه عباس عراقچی آن را کاملاً رد کرده است. فساد نیز همچنان مشروعیت نظام را تهدید میکند از جمله پرونده چای دبش در ۲۰۲۳ و اتهامات فساد مطرحشده از سوی پزشکیان علیه سپاه پاسداران و نهادهای وابسته به خامنهای در مارس ۲۰۲۵.
۵. سالخوردگی خامنهای و بحران جانشینی
خامنهای ۸۶ ساله است و جانشین مشخصی ندارد. پسرش، مجتبی خامنهای، با اتهام رانتخواری و تلاش برای انتقال قدرت موروثی روبروست، که میتواند اعتراضات شدید مردم و نهادهای مختلف را در پی داشته باشد. این وضعیت احتمال خلأ قدرت یا انتقال آن به فردی بدون مشروعیت را افزایش میدهد—و به تبع آن، خطر درگیریهای داخلی یا حتی کودتا در دوره انتقال به رهبر بعدی نظام را بالا میبرد.
رژیم به این دلایل بهسوی مذاکرات میرود
جبهه داخلی متزلزل ناشی از بحران اقتصادی، جامعه آماده اعتراض، شکافهای مذهبی- قومی، تفرقه بین نخبگان، عصیان جوانان و نگرانی از جانشینی رهبر رژیمی که نفوذ منطقهای آن در حال فروپاشی است، ناچار علی خامنهای را به سوی مذاکره با آمریکا سوق داده است. اما همین مذاکرات، که هدفش کاهش فشار خارجی و نجات نظام است، ممکن است مشروعیت آن را بیش از پیش تضعیف کند و تناقضات داخلی را تشدید کرده و حتی انگیزههای بیشتری برای اعتراض مردمی فراهم آورد. چرا که دیگر مردم باور ندارند که تهدیدها از بیرون میآید یا این نظام، پناه و محافظی واقعی برای آنهاست.
*منبع: وبسایت خبری «اساس مدیا» در امارات
*نویسنده: ندیم قطیش مدیر تلویزیون اسکای نیوز عربی و نویسنده روزنامه الشرق الاوسط و وبسایت اساس مدیا
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن





