یکی از راهکارهای اسرائیل برای مقابله با تهدیدات اتمی و موشکی جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی، حذف فیزیکی مسئولان و فرماندهان آنهاست و تا کنون بسیاری از آنها را از میان برداشته است.

روزنامه «اورشلیم پست» در گزارشی تحلیلی که ۱۶ آوریل (۲۷ فروردین) منتشر شد مینویسد، با توجه به نگرانی اسرائیل از اینکه دولت ترامپ ممکن است توافق هستهای جدیدی با رژیم ایران امضاء کند که یک توافق ضعیف باشد، برخی کارشناسان و تحلیلگران مطرح میکنند که یکی از راهکارهای احتمالی برای خروج از این وضعیت میتواند طراحی یک عملیات توسط موساد باشد که طی آن مقام کلیدی جمهوری اسلامی که دستور شلیک ۴۰۰ موشک بالستیک به سمت اسرائیل در سال ۲۰۲۴ را داده، از میان برداشته شود.
هدف از این سناریوی فرضی، تحریک جمهوری اسلامی به حمله مستقیم جدیدی به اسرائیل خواهد بود تا از این طریق بهانهای برای حمله گسترده به تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی حتی پس از انعقاد توافق جدید با رئیس جمهور دونالد ترامپ فراهم شود.
امیرعلی حاجیزاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به صورت علنی نقش خود را در حمله به اسرائیل از طریق چندین موج حمله با حدود ۴۰۰ موشک بالستیک در سال ۲۰۲۴ مشخص کرده است.
تعدادی از مقامات اسرائیلی و آمریکایی حتی در اکتبر گذشته موضوع ترور حاجیزاده را به عنوان یک واکنش احتمالی به دومین حمله مستقیم تهران بررسی کرده بودند؛ هرچند در نهایت، اسرائیل به نابودی توانمندیهای دفاع هوایی و تولید موشکهای بالستیک ایران بسنده کرد.
اگرچه در آن حمله حاجیزاده موفق به کشتن اسرائیلیها نشد اما این ناکامی به دلیل تلاش گسترده و عظیم سامانههای پدافند هوایی آمریکا، اسرائیل و دیگر متحدان این کشور بود.
حذف فرماندهان و تخریبهای هدفمند
دیوید آلبرایت رئیس مؤسسه علوم و امنیت بینالملل به «اورشلیم پست» میگوید: «البته هنوز امید میرود که دولت ترامپ قانع شود یا توافقی را دنبال کند که راه دسترسی [رژیم] ایران به بمب هستهای را بطور قطعی مسدود کند، یا کارزار فشار حداکثری فعلی را حفظ نماید.»
آلبرایت افزود: «برای نخستین بار در چندین سال گذشته، کارزار فشار حداکثری جواب داده و میتوان آن را شدیدتر کرد. علاوه بر آن، گزینه نظامی هم معتبر است. رژیم ایران با احتمال فروپاشی مواجه است.»
او در تشریح دیدگاه خود گفت، «اگر رژیم حاضر به دادن امتیازاتی فراتر از برجام نباشد، بهتر است فشارها افزایش یابد. اگر رژیم از دادن این امتیازات سر باز زند، آنگاه منطقی است که تخریب هدفمند داراییهای کلیدی هستهای و احتمالاً برخی رهبران انجام شود- همراه با تهدیدی مبنی بر تخریب گستردهتر، از جمله اهداف اقتصادی و رهبری- در صورتی که رژیم بخواهد سایتهای هستهای را بازسازی یا برنامه سلاح هستهای را آغاز کند.»
جِیکوب نِیگل رئیس پیشین شورای امنیت ملی اسرائیل، به «اورشلیم پست» میگوید، ترامپ نباید وارد مذاکرات عمیق با رژیم ایران شود، مگر اینکه ابتدا امتیازات اصلی لازم برای پایان دادن به برنامه هستهای جمهوری اسلامی را تضمین کرده باشد.
بر همین اساس، هم نِیگل (که اکنون پژوهشگر ارشد در بنیاد دفاع از دموکراسیهاست) و هم آلبرایت توافق دارند که اصل موضوع باید به صورت «تسلیم [رژیم] ایران در برابر توقف برنامه هستهای» مطرح شود و جزئیات مذاکره بیشتر در مورد زمانبندی توقف برنامه و نحوه رفع تحریمها پس از اثبات پایبندی جمهوری اسلامی به آن باشد.
اما اگر ترامپ با توافقی پیش برود که آن را بهتر از برجام سال ۲۰۱۵ معرفی کند و برخی مزیتها نیز داشته باشد، اما همچنان راههای زیادی را برای حکومتی که بیش از هر زمان دیگری به آستانه هستهای شدن نزدیک شده، باز بگذارد، چه اتفاقی میافتد؟
نِیگل هشدار داد که مسیر فعلی ترامپ به سمت مدلی به نام «کمتر در برابر کمتر» در حال حرکت است، مدلی که در آن «میخواهند از طریق اقدامات اعتمادسازی موقت پیش بروند.»
به این ترتیب که «بخشی از اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی رقیق خواهد شد در ازای رفع بخشی از تحریمها»، که از نظر نِیگل، توافقی بد و معادل واگذاری بیشتر اهرم فشار آمریکا به جمهوری اسلامی بدون حتی بازگشت به توافقی ضعیف شبیه برجام است.
او هشدار داد: «اگر اوضاع به این صورت پیش برود، فرصت اسرائیل برای حمله از بین خواهد رفت و [حکومت] ایران دوباره قدرت خواهد گرفت.»
وقتی از نِیگل درباره دریافت امتیازات خاص احتمالی ترامپ از جمهوری اسلامی پرسیده شد- امتیازاتی که به توقف کامل برنامه هستهای نمیانجامند- مانند تعطیلی یا تخریب تأسیسات زیرزمینی فردو، پاسخ داد: «فُردو دیگر موضوعیتی ندارد. حتی اگر الان آن را نابود کنند، بیارزش است و نابودی نطنز نیز همینطور.»
او توضیح داد که ایران بدون فردو و نطنز هم میتواند به سلاح هستهای برسد و گفت: «آنها حدود ۲۷۵ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی دارند؛ تأسیسات زیرزمینی دارند؛ و سانتریفیوژهای پیشرفتهای دارند که ۱۰ برابر سریعتر از مدلهای قدیمی غنیسازی میکنند.»
او افزود: «آنها فقط به ۵۰۰ سانتریفیوژ پیشرفته، تیم تسلیحاتی، چند موشک و حتماً زمان نیاز دارند تا در نهایت به سلاح هستهای برسند.»
در پاسخ به اینکه چه امتیازات موقتی- که به توقف کامل برنامه اتمی نمیانجامند- میتواند دستکم فعالیت تهران را برای مدتی به عقب بیندازد، نِیگل گفت: «حداقل اگر تمام ۲۷۵ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی را رقیق کنند، چند ماه لازم خواهند داشت تا دوباره آنها را در سطح بالا غنیسازی کنند، ولی در نهایت این امتیاز برای اینکه اسرائیل و غرب از تهدید هستهای ایران در امان بمانند کافی نیست.»
طبق گفته آلبرایت، مهمترین امتیازاتی که ترامپ باید از رژیم ایران بگیرد تا تغییر واقعی در مسیر هستهای ایجاد شود، شامل اینهاست: «نابودی سانتریفیوژهای اضافی؛ رقیقسازی اورانیوم غنیشده ۲۰ و ۶۰ درصدی؛ همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی؛ و پیشرفت در موضوعات مربوط به مواد و فعالیتهای هستهای اعلامنشده پیش از هرگونه رفع تحریم.»
او افزود که پس از تحقق این موارد و راستآزمایی آنها، آنوقت ترامپ باید بر تعطیلی تأسیسات فُردو و بازگشت به محدودیتها و نظارتهای اولیه برجام آنهم برای ۲۰ سال و نه ۱۰ سال تأکید کند.
همچنین باید خواستار تصویب پروتکل الحاقی و کد ۳.۱ و اثبات همکاری، از جمله دادن دسترسی به افراد کلیدی و اطلاعات مرتبط با «طرح عماد» شد.
«طرح عماد» کد برنامه محرمانه تسلیحات هستهای ایران بین سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ بود که توسط موساد و سیا کشف و اعلام شد.
علاوه بر این، آلبرایت گفت که نه تنها باید محدودیتهای برنامه هستهای ایران برای ۲۰ سال تمدید شود، بلکه تهدید مکانیزم «بازگشت خودکار تحریمها» نیز باید تا آن زمان فعال باقی بماند.
فرمول نِیگل مشابه خلع سلاح کامل هستهای جمهوری اسلامی ایران و نیازمند حذف کامل غنیسازی اورانیوم، فعالیتهای تسلیحاتی، و برنامه موشکی بالستیک است تا جایی که مربوط به حمل کلاهک هستهای میشود، است.
مئیر بنشبات رئیس سابق شورای امنیت ملی اسرائیل نیز دیدگاهی مشابه برای حذف کامل برنامه هستهای جمهوری اسلامی دارد.
در نهایت، جِیکوب نِیگل گفت سختترین سناریو این است که «اگر اسرائیل مجبور به اقدام شود- ولی ترامپ بگوید: اقدام نکن!، در اینصورت چه خواهد شد؟» وی پاسخ به این پرسش کلیدی را باز گذاشته است.


