سپیده حجامی – در این تصویر، یوز ایرانی، نماد وطن، در حالی که با اشک در چشم نظارهگر فرزندان ناخواندهایست که از شیرش تغذیه میکنند، به حال فرزند واقعیاش که از این نعمت محروم است، اندوهگین است.
این تصویر نماد یک حقیقت تلخ است؛ حقیقتی که جمهوری اسلامی با سیاستهایش بر سر ایران و ایرانیان آورده است.
جمهوری اسلامی، ایران، سرزمینی پر از منابع، ثروت، فرهنگ و تاریخ را، به مادری تبدیل کرده که فرزندانش را از او ستاندهاند و او را وادار کردهاند، تمام سرمایهاش را خرج دیگران کند؛ نه از سر انسانیت، بلکه برای بقای قدرت خودش در منطقه.
این تصویر، روایت دردناک ایرانیانیست که سالهاست در کشوری زندگی میکنند که درآمدش خرج کشورهای دیگر میشود؛ از یمن و لبنان گرفته تا سوریه و فلسطین. مردمی که در صف دارو، نان و بنزین ایستادهاند، اما میبینند ثروت کشورشان در جای دیگری هزینه میشود. مردمی که سهمشان از منابع ملی، تنها سختی و فشار اقتصادی و اجتماعی است.
یمن، لبنان، فلسطین، سوریه… سالهاست سفرهی مردم ایران برایشان پهن است، در حالی که ایرانیان خود درگیر فقر، بیکاری، تورم، کمبود دارو و بیعدالتیاند. فرزند واقعی این سرزمین، یعنی مردم ایران، با حسرت به سفرهای نگاه میکنند که جمهوری اسلامی برای دیگران انداخته.
«ایرانیان محروم از ایراناند»؛ این فقط یک جمله نیست، واقعیت تلخیست که نسلهای زیادی با گوشت و پوست خود آن را لمس کردهاند.
این نظام، با شعار دفاع از مستضعفین جهان، ایرانی را مستضعفترین کرده. مردمی که مالیات میدهند، جان میدهند، اما در نهایت چیزی جز سرکوب و فقر نصیبشان نمیشود.
«ایرانیان محروم از ایراناند»، چون جمهوری اسلامی ایران را از آنها دزدیده است.



