Home دیدگاه کلید رهایی در دست مردم به رهبری شاهزاده رضا پهلوی است، نه...

کلید رهایی در دست مردم به رهبری شاهزاده رضا پهلوی است، نه در مسقط و رم

گرافیک از کیهان لندن

سیاوش پندار – مذاکرات جمهوری اسلامی با ایالات متحده، هرچند ممکن است در ظاهر تلاشی برای کاهش فشارهای خارجی یا تثبیت موقعیت رژیم به نظر آید، در واقعیت هیچ تأثیری بر سرنوشت این نظام رو به زوال نخواهد داشت.

ذات جمهوری اسلامی که ریشه در ایدئولوژی افراطی، فساد ساختاری و سرکوب بی‌امان دارد، با هرگونه توافق پایدار و سازنده در تضاد است. همانگونه که شاهزاده رضا پهلوی بارها به‌درستی تأکید کرده، این رژیم به دلیل ماهیت غیرعادی و بحران‌ساز خود، ناتوان از پایبندی به تعهدات بلندمدت است. هر توافقی، حتی اگر به کاهش موقت تحریم‌ها یا تزریق منابع مالی منجر شود، تنها به تقویت ماشین سرکوب، حمایت از گروه‌های نیابتی و پر کردن جیب‌های مافیای حاکم اختصاص خواهد یافت، بدون آنکه گره‌ای از رنج‌های ملت ایران باز کند که دسترسی به همین منابع نیز بعید به نظر میرسد. اما این مذاکرات، فارغ از نتیجه‌شان، بی‌اهمیت‌اند، زیرا آینده ایران نه در رم یا مسقط، بلکه در دستان مردم ایران رقم خواهد خورد.

مردم ایران، با آگاهی و شجاعتی بی‌سابقه، کلید سرنگونی این رژیم‌اند. دیگر زمان انفعال و سکوت، مانند سال ۵۷، گذشته است. آن روزها، اکثریت خاموش اجازه داد گروهی کوچک سرنوشت ملت را به بیراهه بکشانند، اما امروز ایرانیان از کارگران و معلمان گرفته تا دانشجویان و زنان شجاع، آماده‌اند تا با اتحاد و اراده‌ای پولادین، آینده خود را خود بسازند. این ملت، که دهه‌ها فقر، سرکوب و انزوای بین‌المللی را تحمل کرده، دیگر به وعده‌های توخالی رژیم اعتمادی ندارد. مذاکرات، در چشم مردم، چیزی جز ترفندی برای خرید زمان و فریب افکار عمومی نیست. آنها می‌دانند که تغییر واقعی نه از میز مذاکره، بلکه از خیابان‌های هر گوشه از این سرزمین به دست خواهد آمد.

عقب‌نشینی رژیم در برابر آمریکا، اگر رخ دهد، تنها شکنندگی آن را بیش از پیش آشکار خواهد کرد و به ریزش نیروهای وفادارش دامن خواهد زد. جمهوری اسلامی برای حفظ انسجام نیروهای خود، از بسیج و سپاه تا حامیان ایدئولوژیک، به روایت «مقاومت» در برابر غرب وابسته است. این روایت، که سال‌هاست توجیه سرکوب داخلی و ماجراجویی‌های خارجی بوده، بخش مهمی از مشروعیت رژیم در میان نیروهایش را تشکیل می‌دهد. اما هرگونه انعطاف آشکار، به‌ ویژه پذیرش شروط آمریکا یا کنار گذاشتن بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای یا سیاست‌های منطقه‌ای، این روایت را فرو خواهد ریخت. نیروهای وفادار که عمدتاً با پاداش‌های مالی یا باور به شعارهای رژیم به آن وابسته‌اند، با دیدن نشانه‌های ضعف دچار تردید و سردرگمی خواهند شد. بدنه میانی و پایینی بسیج و سپاه که سال‌ها با وعده دفاع از «آرمان‌ها» بسیج شده‌اند، احساس خیانت کرده و انگیزه خود را از دست میدهند. گزارش‌های پراکنده از نارضایتی‌های درونی در این نیروها، حتی در شرایط کنونی، نشان‌دهنده شکنندگی این پایگاه است.

عقب‌نشینی رژیم می‌تواند این نارضایتی‌ها را به انشقاق و حتی جدایی بخشی از نیروها تبدیل کند.
این ضعف داخلی رژیم، فرصتی طلایی برای مردم ایران است تا با قدرت بیشتری به میدان آیند. ایرانیان که با اعتراضات سراسری سال‌های اخیر شجاعت و عزم خود را به نمایش گذاشته‌اند، اکنون می‌توانند با مشاهده نشانه‌های فروپاشی رژیم، خیزشی فراگیرتر و نیرومندتر را رقم بزنند. هر فریاد آزادی، هر گام در خیابان، هر حرکت جمعی، تیری است بر قلب نظامی که در آستانه سقوط قرار دارد. مردم ایران، با حمایت از چهره‌ای چون شاهزاده رضا پهلوی که نماد اتحاد ملی و امید به آینده‌ای آزاد است، می‌توانند این مبارزه را به پیروزی برسانند. این ملت، با تاریخ و فرهنگی غنی، شایسته حکومتی است که نماینده خواست و آرمان‌هایش باشد؛ حکومتی که بجای چپاول منابع، به توسعه و رفاه بیندیشد، به جای سرکوب، آزادی را پاس بدارد و به جای انزوا، ایران را به جایگاهی شایسته در جهان بازگرداند.

عقب‌نشینی رژیم در برابر آمریکا نه‌تنها به تقویت آن منجر نخواهد شد، بلکه به کاهش مشروعیت‌اش در میان حامیان ایدئولوژیک و توده‌های مذهبی که هنوز به شعارهای نظام باور دارند، ضربه خواهد زد. این گروه‌ها، که رژیم را «پرچمدار مبارزه با استکبار» می‌دیدند، با دیدن انعطاف در برابر «دشمن» احساس سرخوردگی خواهند کرد. این سرخوردگی، همراه با فشارهای اقتصادی و اجتماعی که حتی در صورت توافق به دلیل سوء مدیریت رژیم ادامه می‌یابند، می‌تواند به کاهش حمایت مردمی و حتی پیوستن برخی از این گروه‌ها به صف مخالفان منجر شود. اما این تحولات، هرچند مهم، تنها زمینه‌ساز پیروزی نهایی‌اند. نیروی اصلی تغییر، مردم ایران‌اند که با اتحاد و حضور قدرتمند خود، رژیم را به زانو درخواهند آورد.

اکنون زمان برخاستن است. ایرانیان، در داخل و خارج از کشور، باید خیابان‌ها را به صحنه نمایش اراده ملی تبدیل کنند. این مبارزه نه فقط برای امروز، بلکه برای نسل‌های آینده است که حق دارند در سرزمینی آزاد و آباد زندگی کنند. رژیم می‌داند که پایانش نزدیک است؛ به همین دلیل با شدت بیشتری به سرکوب و فریب متوسل شده. اما این تلاش‌های مذبوحانه در برابر عزم راسخ ملت راه به جایی نخواهد برد. هر ایرانی، با هر قدم که در این مسیر برمی‌دارد، بخشی از بنای آینده‌ای روشن را می‌سازد. این شما هستید که با فریاد آزادی، با حمایت از آرمان‌های ملی و با اتحاد بی‌سابقه، جمهوری اسلامی را به تاریخ خواهید سپرد. مذاکرات بی‌ثمرند، توافقات پوچ‌اند، اما اراده مردم ایران شکست‌ناپذیر است. آینده ایران در دستان شماست؛ آن را با شجاعت و قدرت به چنگ آورید و ایران را به سوی آزادی، توسعه و سربلندی هدایت کنید.

*سیاوش پندار استاد علوم سیاسی

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 4 / معدل امتیاز: 5

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید