Home Featured2 روایت یک شاهد عینی علیه فراموشی؛ ۲۴ آوریل ۱۹۸۲؛ یورش و ضرب...

روایت یک شاهد عینی علیه فراموشی؛ ۲۴ آوریل ۱۹۸۲؛ یورش و ضرب و جرح علنی مخالفین توسط حزب‌اللهی‌های جمهوری اسلامی در دانشگاه ماینز

- امروز ۴۳ سال از یکی از فرازهای خفه کردن صدای مخالفان و دگراندیشان در خارج کشور می‌گذرد. اهمیت واگویی آن رویداد شوم از این رو اهمیت دارد که سیاست ترور و حذف صدای مخالفان با تمام تغییراتی که در شکل داشته ما هنوز در نقطه‌ی کانونی‌ کارورزان نظام اسلامی جای دارد.
- چهار دهه پیش در روز شنبه ۲۴ آوریل ۱۹۸۲ یک خوابگاه دانشجویی در دانشگاه شهر ماینز آلمان مورد تهاجم سازمانیافته و از پیش برنامه‌ریزی‌شده‌ی عناصر مزدور حزب‌اللهی قرار گرفت.
- در آن یورش سازمانیافته بسیاری از دانشجویان خوابگاه ماینز دچار آسیب جدی شده و راهی بیمارستان شدند. عربده‌ی «الله‌ اکبر» حزب‌اللهی‌های جمهوری اسلامی فضایی ترسناک و مرعوب‌کننده در کل منطقه به  ویژه در دانشگاه به وجود آورده بود.
- در این تهاجم و «فتح‌الفتوح» اسلامی همچنین یک دختر دانشجوی آلمانی به‌ نام «اشتفانی دانسر» در اثر شوک و وحشت وارده از یورش چماقداران اسلامی جان سپرد.
- تمام ۸۶ حزب‌اللهی و مزدور جمهوری اسلامی که بازداشت‌شده بودند و  در میانشان دو تبعه‌ی ترک و یک افغانی نیز وجود داشت، هیچیک با خود کارت شناسایی نداشتند. تمامی‌شان نام خود را در مقابل پرسش پلیس، «محمد مسلمان» اعلام کردند!
- سفیر حکومت اسلامی که فردی به نام محمد‌مهدی نواب‌مطلق بود به شهر ماینز آمد تا با  برادران خود، محمدهای مسلمان، دیدار کند. وی در زندان ضمن دلجویی از بازداشت‌شدگان، آنها را نیروهایی معتقد و مکتبی و ارزشی خواند.

حمله به خوابگاه دانشجویان مخالف جمهوری اسلامی در دانشگاه ماینز/ ۲۴ آوریل ۱۹۸۲/عکس ارسالی از بهروز اسدی

بهروز اسدی – سیاست حذف صدای مخالفان بلافاصله همزمان با وقایع سال ۵۷ در ایران به اجرا درآمد؛ پیش از آنکه چرخ‌های ایرفرانس بر فراز مهرآباد باز شود و مسافر اهل هیچستان پا بر خاک وطن بگذارد. سیاست سرکوب  حذف مخالفان و دگراندیشان از همان زمان که خمینی زیر درخت سیب تسبیح می‌چرخاند به اجرا درآمده بود. آن‌زمان زورش نمی‌رسید و به‌ تعبیر خودش «خدعه» می‌کرد. چرا که جنبش اجتماعی‌- سیاسی از چنان ظرفیتی در آن روزگار برخوردار بود که حذف همگانی‌ بسیارانی که پا به میدان مبارزه گذاشته بودند، به سادگی امکان‌پذیر نبود و اجازه‌ی همه‌کشی و حذف عمومی‌ را نمی‌داد.

حمله به خوابگاه دانشجویان مخالف جمهوری اسلامی در دانشگاه ماینز/ ۲۴ آوریل ۱۹۸۲/عکس ارسالی از بهروز اسدی

با برآمدن خمینی و به فرجام رسیدن انقلاب اسلامی به‌ ویژه پس از ۳۰ خرداد سال ۶۰ کارورزان اصلی حکومت اسلامی شمشیر از رو بستند و افزون از سیاست حذف فیزیکی سازمان‌های سیاسی‌ِ به تعریف رژیم «برانداز» و مدافع سرنگونی، و خفه کردن هر صدای مخالف در داخل کشور، عربده‌کشی در برون‌‌مرز را نیز با اتکا به سیاست «النصر بالرعب» (پیروزی در وحشت‌آفرینی است) به اجرا درآوردند. این سیاست تا امروز بنا با سرشت ذاتی حکومت جنایت و خون پابرجاست و راهنمای عمل نظام خداسالار است. در عمر ۴۶ ساله‌ی نظام اسلامی هیچ جریان و جناحی  را  از هر گروه و دسته نمی‌توان در چرخه‌ی قدرت سراغ گرفت که نامش به جنایت و ترور سکه نخورده باشد. تمام نحله‌های فکری درون‌حکومتی با شدت و حدت متفاوت در برنامه‌ریزی جنایت‌های حکومت مشارکت  و همیاری داشته‌اند. خمینی با سیاست و شعار «همه ‌با هم» استادانه دست تمام کارگزاران را در تشتِ خون شستشو داد.

با این مقدمه می‌خواهم علیه فراموشی  نگاهی گذرا به اتفاق شومی‌ که ۴۳ سال پیش رخ داد بیاندازم. در آن دوران من به‌ عنوان دانشجو در بطن آن رویداد قرار داشتم.

امروز ۴۳ سال از یکی از فرازهای خفه کردن صدای مخالفان و دگراندیشان در خارج کشور می‌گذرد. اهمیت واگویی آن رویداد شوم از این رو اهمیت دارد که سیاست ترور و حذف صدای مخالفان با تمام تغییراتی که در شکل داشته ما هنوز در نقطه‌ی کانونی‌ کارورزان نظام اسلامی جای دارد.

چهار دهه پیش در روز شنبه ۲۴ آوریل ۱۹۸۲ یک خوابگاه دانشجویی در دانشگاه شهر ماینز آلمان مورد تهاجم سازمانیافته و از پیش برنامه‌ریزی‌شده‌ی عناصر مزدور حزب‌اللهی قرار گرفت. بیش از صد تن از جیره‌خواران حکومت نوپای اسلامی در یک برنامه‌ی از پیش تعیین‌شده زیر چتر حمایت سفارتخانه‌ی جمهوری اسلامی یا لانه جاسوسی رژیم در شهر بُن که آن زمان پایتخت کشور آلمان غربی بود و در همراهی با مسجد به اصطلاح مسلمانان در‌ هامبورگ یا همان «مسجد آبی» یا «مسجد علی» و انجمن ارتجاعی دانشجویان مسلمان «قدس»‌ و شماری از کنسولگری‌های حکومت با حدود صد نفر از عناصر حزب‌اللهی با  ایجاد جوّ ارعاب و با شعار «الله اکبر» به خوابگاه دانشجویانی که عمدتا مخالف نظام اسلامی بودند یورش بردند.

ابزار و ادواتی که حزب‌اللهی‌های جمهوری اسلامی با آنها به دانشجویان مخالف رژیم در خوابگاه دانشجویی دانشگاه ماینز حمله کردند/ ۲۴ آوریل ۱۹۸۲ / عکس ارسالی از بهروز اسدی

در این تهاجم تروریستی و فرهنگی به دانشگاه ماینز مزدبگیران و اوباش حکومت به سخن مراد و مقتدایشان عمل کردند. خمینی ، هم‌ او که در تمام عمرش با شمشیر زنگاربسته‌ی تحجر به جنگ قلم رفت و گفته بود «بشکنید این قلم‌ها را» در این تهاجم فرهنگی و سازمانیافته که افراد حزب‌اللهی به چاقو و خنجر‌های دست‌ساخته و پنجه بُکس و نانچیکو… مجهز بودند. نخست با یورش جمعی و ضرب و جرح دانشجویان مدارک و اسناد و کارت‌های رسمی آنان را به یغما بردند. اوباشان مزدور با در دست داشتن لیست دانشجویان در هر طبقه به اتاق‌ها یورش می‌بردند. یکی از فرماندهان اصلی عملیات کاظم دارابی بود که نام ویبه‌ عنوان متهم و مجرم اصلی در ترور رستوران میکونوس معروف است.

در آن یورش سازمانیافته بسیاری از دانشجویان خوابگاه ماینز دچار آسیب جدی شده و راهی بیمارستان شدند. عربده‌ی «الله‌ اکبر» حزب‌اللهی‌های جمهوری اسلامی فضایی ترسناک و مرعوب‌کننده در کل منطقه به  ویژه در دانشگاه به وجود آورده بود. حکومت اسلامی با هدف ایجاد ترس و رعب به نسق‌گیری دست زده بود. و البته هدف نهایی از این اقدام تحمیل اقتدار ترس و دعوت به سکوت بود.

یک از دانشجویان مخالف رژیم که توسط حزب‌اللهی‌های جمهوری اسلامی زخمی شد/ ۲۴ آوریل ۱۹۸۲/ عکس ارسالی از بهروز اسدی

در این تهاجم و «فتح‌الفتوح» اسلامی همچنین یک دختر دانشجوی آلمانی به‌ نام «اشتفانی دانسر» در اثر شوک و وحشت وارده از یورش چماقداران اسلامی جان سپرد. برنامه به‌ گونه‌ای طراحی شده بود که آنها نخست به خوابگاه دانشجویان مجرد یورش بردند و در مرحله‌ی بعد قصد داشتند به خوابگاه دانشجویان متأهل و خانواده‌ها حمله کنند که با ورود انبوه نیروهای پلیس موفق به انجام آن نشدند و در محاصره‌ی نیروهای پلیس قرار گرفتند. شماری از حزب‌اللهی‌های مهاجم موفق به فرار و تعداد ۸۶ نفر از آنها توسط پلیس بازداشت شدند. علی فلاحیان کارگزار و برنامه‌ریز وزارت اطلاعات که برای رهبری‌ عملیات از ایران به آلمان آمده و در گوشه‌ای ایستاده و ناظر عملیات بود طبق اطلاعات بعدی همان شب با هواپیما به ایران برگشت. کاظم دارابی نیز پس از بازگشت به ایران مورد استقبال حکومت قرار گرفت.

این حد از مماشات در مقابل چنین عناصر تباه و پلیدی که تحت پوشش دانشجویی آزادانه به ایران و آلمان ییلاق و قشلاق می‌کردند، یک دهه بعد در سال ۱۹۹۲ در جریان ترور رستوران میکونوس  تأثیر جنایتکارانه‌ی خود را نشان داد.

تمام ۸۶ حزب‌اللهی و مزدور جمهوری اسلامی که بازداشت‌شده بودند و  در میانشان دو تبعه‌ی ترک و یک افغانی نیز وجود داشت، هیچیک با خود کارت شناسایی نداشتند. تمامی‌شان نام خود را در مقابل پرسش پلیس، «محمد مسلمان» اعلام کردند! ۸۶ محمد مسلمان و مهاجم! همان‌ زمان سفیر حکومت اسلامی که فردی به نام محمد‌مهدی نواب‌مطلق بود به شهر ماینز آمد تا با  برادران خود، محمدهای مسلمان، دیدار کند. وی در زندان ضمن دلجویی از بازداشت‌شدگان، آنها را نیروهایی معتقد و مکتبی و ارزشی خواند. برخی از این  مزدوران سال‌های بعد نیز در خدمت نظام ترور و وحشت بودند و جایزه‌ی رذالت خود را با اشغال پست‌های نان ‌و ‌آبدار در حکومت دریافت کردند.

قتل نیروهای مخالف  و دگراندیش توسط باندهای سیاه در سال‌های آغازین حکومت اسلامی تا ترورهای رسمی‌ حکومت توسط نیروهای امنیتی و وزارت اطلاعات و امنیتی‌های  سپاه پاسداران و زیرساخت‌ها و شبکه‌های گروه تبهکار غیرایرانی  در خارج کشور نشانگر ماهیت این رژیم سفاک و ترور و وحشت است. سیاست خفه کردن صدای مخالفان توسط فعالیت‌های امنیتی و سایبری و حمله به مبارزین و به ویژه مبارزین میدانی تا امروز کارپایه‌ی رسمی‌ سیاست در نزد زمامداران نظام اسلامی است آنهم در حالی که مماشات دولت‌های غربی به ویژه اروپا و کشور آلمان‌ با جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد.

هدف نهایی مردم  و مبارزین راستین رسیدن به آزادی و دموکراسی و حرمت و کرامت انسانی در ایران بدون جمهوری اسلامی است.
و چنین باد
و هنوز «قصابانند بر گذرگاه‌ها مستقر با کنده و ساتوری خون‌آلود و ترور»
زن زندگی آزادی

*بهروز اسدی  شاهد عینی رویداد ۱۹۸۲ خوابگاه دانشجویی ماینز، فعال سیاسی و حقوق بشر

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 20 / معدل امتیاز: 4.3

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید