از روز شنبه گذشته و پس از انتشار خبر انفجار در بندر «شهید رجایی»، شاهد سوگ جمعی و اندوه ملی ابرانیان در جغرافیای گسترده کشورعزیزمان هستیم. موج همبستگی و همدردی مردم با آسیبدیدگان نه تنها در شبکههای اجتماعی و دنیای مجازی بلکه در دنیای واقعی نیز با حضور پرشور در مراکز انتقال خون جاری بود. فستیوال کوچه بوشهر در غم مردم این بندر پایان زودهنگام خود را اعلام کرد ومردم ایران در غم “مردم دریا” یگانه شدند و نشان دادند آنجا که لازم باشد در کنار هم و در غم هم سهیم هستند.
مقامات مختلف حکومت اسلامی اما مثل همیشه با تناقضگوییها و پنهانکاریها نمک بر زخم مردم میپاشند. آنان حتی مرگ مردم ستمدیده را هم سانسور میکنند تا ضعف سیاسی نظام را پنهان کنند. همه اخبار داخلی و خارجی در مورد عامل این انفجار مهیب در نهایت به “محمولههای بسیار خطرناک انفجاری” ختم میشوند که تحت عنوان کالای معمولی در محوطه معروف به “سینا” متعلق به بنیاد مستضعفان وارد و دپو شده بودند. تصاویر آخرالزمانی حکایت از عمق فاجعه، میزان خسارت مادی و اقتصادی میلیارد دلاری، تلفات انسانی هنوز نامعلوم، از بین رفتن ده هزار کانتینر و ضربه سنگین به زیرساختهای مهمترین اسکله استراتژیک واردات و صادرات نفتی و غیرنفتی کشور میکنند. چه کسی پاسخگوی اینهمه خسارات جانی و مالی و اقتصادی و روانی است؟ این محمولههای نظامی به کدام نهاد تعلق دارند که پنهانی و با اسم جعلی وارد میشوند؟ همه میدانند سرنخ حادثه به کجا بر میگردد! باندهای قدرت و غارت حکومت اسلامی که ۴۶ سال است هستی کشور را نابود کردهاند، متهمین اصلی این پرونده هستند و برای همین است که دادستانی تهران مطابق معمول علیه رسانهها برای نشر این اخبار به بهانه بر هم زدن امنیت روانی جامعه اعلام جرم کرده است، تا بلکه بتواند پرده بر روی این جنایت بکشد و صداوسیمای حکومتی نیز در شبی که ایران در ماتم بندر عباس فرو رفته بود، برنامه طنز پخش میکند.
امیرعلی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوافضای جمهوری اسلامی در آذر ماه ۱۴۰۳ اعلام کرده است که کمتر شهری در ایران هست که پایگاه موشکی نداشته باشد. بنا به گفته ایشان شهرهای ایران هر کدام میتوانند سرنوشتی چون انفجار اسکله «شهید رجایی» را تجربه کنند، چون در این شهرهای زیرزمینی دهها تن مواد انفجاری ذخبره شده وجود دارد! درواقع سپاه پاسداران از شهروندان ایرانی به عنوان سپر دفاعی استفاده میکند. انفجار در پایگاه موشکی “مدرس یا الغدیر” در آبان ۱۳۹۰ که موجب کشته شدن ۲۷ نفر از اعضای سپاه پاسداران از جمله سرتیب “حسن تهرانی مقدم” از اعضای کلیدی برنامه موشکی شد، نمونهای از خطری است که در کمین مردم ایران نشسته است. در حقیقت سپاه پاسداران بدون توجه به امنیت شهروندان، مناطق مختلف کشور را “مینگذاری” کرده است، کاری که مشابه آنرا “نیروهای حماس” در غزه انجام داده و از بیمارستان و مهد کودک به عنوان سپر دفاعی اهداف نظامی خودشان استفاده کردند.
شورای مدیریت گذار ضمن همدردی با مردم بندر عباس و پیوستن به موج همبستگی ایرانیان در حمایت از آنان، نسبت به ابعاد مختلف ناروشن فاجعه بندر عباس هشدار میدهد. تبعات محیط زیستی این موضوع بر جغرافیای منطقه و سلامتی ساکنین آن هنوز روشن نیست. قطعا جمهوری اسلامی بسان همه حوادث مشابه تلاش خواهد کرد موضوع را سرپوش بگذارد و افکار عمومی و عقلانیت جمعی جامعه در جستجوی حقیقت از افشای جنایت کوتاه نخواهد آمد.
این حوادث به ما یادآوری میکنند که عامل اصلی جنگ و عدم امنیت شهروندان ایران خود این نظام سیاسی ولایت فقیه است، نظامی که تحریم را به عنوان ابزاری برای بقای خودش به مردم ایران تحمیل کرد و دغدغهاش نه منافع ملی، بلکه مردم غزه و لبنان و حوثیهای یمن است، نظامی که “ایران” را برای پروژه “هلال شیعی” مصرف کرد و خاورمیانه را به آتش کشید، نظامی که غزه و سوریه را به خرابهای تبدیل کرد و امروز عواقب این ماجراجویی ۴۶ساله را ما در تمام ابعاد زندگی خود میبینیم.
شورای مدیریت گذار باور دارد، که تنها راه نجات ایران از این حکومت “همه چیز باخته” اجماع ملی برای یک گذار دموکراتیک است، گذاری که همه نیروهای خواهان دموکراسی در آن مشارکت داشته باشند و با به رسمیت شناختن آرای گوناگون در یک همبستگی ملی شکوهمند آن “تغییر بزرگ” را رقم بزنند.
پیروز باد زن زندگی آزادی، پیروز باد همبستگی ملی برای نجات ایران از استبداد دینی
شورای مدیریت گذار دوشنبه ۲۸ آوریل ۲۰۲۵


