همایون نادری فر – در شرایطی که مذاکرات غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا درباره مسائل هستهای، امنیتی و اقتصادی در هاله ای از ابهام ، در جریان است، تحلیلگران معتقدند نقش فزاینده اسرائیل در این معادله، ممکن است مسیر دیپلماسی را به سمت یک برخورد نظامی سوق دهد.

نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، بارها و به صراحت اعلام کرده که خواسته نهایی او، برچیده شدن کامل برنامه هستهای ایران است. این خواسته، نه به عنوان یک موضع تاکتیکی بلکه به مثابه راهبرد کلان اسرائیل در منطقه تلقی میشود. با توجه به جایگاه برنامه هستهای در دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی، پذیرش چنین درخواستی برای تهران به منزله «خودزنی راهبردی» خواهد بود.
در سوی دیگر، دولت ایالات متحده، اگرچه هنوز ترجیح میدهد از مسیر دیپلماسی حرکت کند، اما واقعیت میدانی پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و گسترش بیثباتی در منطقه، به ویژه در مرزهای اسرائیل، نشان میدهد که دامنه تصمیمگیری آمریکا در حال محدود شدن است. فشار لابیهای حامی اسرائیل، هم در ساختار سیاسی واشنگتن و هم در فضای انتخاباتی آینده، ممکن است ایالات متحده را ناگزیر به حمایت فعال از حملهای احتمالی توسط اسرائیل کند.
سؤال کلیدی اینجاست: آیا هنوز فضای مؤثری برای دیپلماسی باقی مانده است؟ پاسخ این پرسش، بیش از آنکه در اتاقهای مذاکره در رم یا مسقط تعیین شود، در جلسات امنیتی تلآویو و تحرکات پدافندی در خلیج فارس نهفته است. چنانچه نتانیاهو احساس کند پنجره اقدام محدود شده، احتمال آغاز درگیری نظامی، حتی بدون چراغ سبز رسمی آمریکا، بالا خواهد رفت.
در مجموع، میتوان گفت سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا به نقطهای رسیده که «حرف آخر» دیگر نه در میز مذاکره، بلکه شاید در میدان نبرد زده شود و در این میدان، بازیگر اصلی کسی نیست جز اسرائیل.


