مسعود باباپور – در هفتههای اخیر، نشانههای نگرانکنندهای از یک روند تدریجی و خطرناک برای تضعیف جایگاه تاریخی و منطقهای ایران دیده میشود؛ روندی که نهتنها تصادفی یا ناگهانی نیست، بلکه حاصل سکوتها و بیعملیهای مکرر حکومت جمهوری اسلامی است. در این میان، دولت فعلی ایالات متحده به ریاست دونالد ترامپ بار دیگر عملاً به این پروژه مشروعیت بخشیده، آنهم با طرح احتمال تغییر نام تاریخی «خلیج فارس» به «خلیج عربی».
نامگذاری یا پاکسازی هویت تاریخی؟
اشاره ترامپ به واژه «خلیج عربی»، در ادامه دههها تلاش برای حذف نام واقعی و تاریخی خلیج فارس از نقشهها، رسانهها و اسناد بینالمللی صورت میگیرد. این حرکت نه صرفاً یک تغییر واژه، بلکه گامی دیگر در مسیر تحریف هویت تاریخی و تضعیف مشروعیت حقوقی ایران است؛ آنهم در حالی که متحدان منطقهای آمریکا، به ویژه دولت امارات، مدعی مالکیت بر جزایر سهگانه ایران هستند.

تحرکات غرب و شرق: توافق و تفاهم در غیاب حاکمیت ملی در ایران
اخیراً اتحادیه اروپا رسماً از ادعای امارات درباره جزایر سهگانه حمایت کرده و خواستار مذاکره شده است؛ موضعی که به روشنی عبور از خطوط قرمز تاریخی ایران است. در همین حال، چین و روسیه نیز با زبان و بیان مبهم و بعضاً جانبدارانه، بارها پشت کشور ایران را خالی کردهاند.
اما باید تأکید کرد که افکار عمومی ایران، این کشورها را نه متحد، بلکه استعمارگران نوین میدانند؛ کشورهایی که در سالهای اخیر، منافع خود را بر ویرانههای سیاست خارجی جمهوری اسلامی پیریزی کردهاند. این تنها رژیم جمهوری اسلامی است که با توهم اتحاد استراتژیک، منابع و بازار و حتی خاک ایران را به نوعی در اختیار پکن و مسکو گذاشته و آنها را پشتوانهی خود معرفی میکند. در حالی که بارها و بارها، این کشورها جمهوری اسلامی را تنها گذاشتهاند.
اعتراض گسترده مردم؛ بدون پشتوانه، زیر تیغ سرکوب
مردم ایران به ویژه در شبکههای اجتماعی، بارها و به صورت گسترده به این تحریفها واکنش نشان دادهاند. کارزارهای مجازی، هشدارها، روشنگریها و حتی حمله به رسانههایی که نام جعلی به کار بردهاند، نشانهای از حس مسئولیت تاریخی ملت ایران است. اما این صدای قدرتمند، نهتنها حمایت نمیشود، بلکه سرکوب میگردد. جمهوری اسلامی نه در کنار مردم، که در دشمنی آشکار با آنان قرار دارد؛ صدای اعتراض را با زندان، شکنجه و اعدام پاسخ میدهد.
در چنین شرایطی، وقتی حکومت هم به ظاهر علیه تحریفها موضع میگیرد، این نه از روی ایراندوستی، بلکه تلاشی تبلیغاتی برای فریب افکار عمومی است. واقعیت این است که جمهوری اسلامی خودش با سیاستهای ذلیلانه و ضدملی، زمینهساز چنین تحقیرهایی شده و حالا با ریاکاری، ژست دفاع از هویت ملی میگیرد. ملت ایران این دورویی را به خوبی میشناسد.
رهبری ملی در غیاب حاکمیت مشروع
در این فضای خلأ و سردرگمی، تنها صدایی که همواره از جایگاه رهبری سیاسی از منافع ملی ایران دفاع کرده، شاهزاده رضا پهلوی است. او بارها، با صراحت و قدرت، از نام خلیج فارس، از مالکیت بیچونوچرای ایران بر جزایر سهگانه، و از ضرورت بازگشت به یک ایران آزاد و باعزت سخن گفته است. حضور مستمر و پیوسته او در این عرصه، نهتنها بیانگر آگاهی سیاسی اوست، بلکه نشانهای است از وجود بدیلی شایسته برای دفاع از ایران در سطح بینالمللی.
*مسعود باباپور فعال و تحلیلگر سیاسی



