Home دیدگاه بحران مسئولیت روشنفکری در لحظه‌ی انقلابی ایران

بحران مسئولیت روشنفکری در لحظه‌ی انقلابی ایران

الهام نجفی – در دوران‌های تحول تاریخی و قیام‌های مردمی، انتظار می‌رود که قشر تحصیلکرده به‌ ویژه در حوزه‌ی علوم انسانی و هنر به صدای روشنی برای وحدت، آگاهی و راهنمایی و هدایت تبدیل شود. اما در ایران امروز، بسیاری از این افراد نه‌تنها نتوانسته‌اند با لحظه‌ی تاریخی مردم همراه شوند بلکه بجای تقویت صدای ملت و ایفای نقش در روند تغییر، برخی از آنان به منبع سردرگمی، تردید و حتی مانعی پنهان در مسیر انقلاب بدل شده‌اند.

یکی از ریشه‌های اصلی این ناکارآمدی در نوع گفتار و منطق گفتگویی آنها نهفته است. در میان بخشی از تحصیلکردگان علوم انسانی در ایران، گفتگوی سیاسی بجای آنکه برای حل مسئله باشد، برای اثبات برتری فردی و شکست دادن طرف مقابل طراحی شده است. نتیجه، چرخه‌ای از بحث‌های بی‌پایان، پیچیده و بی‌ثمر است؛ چرخه‌ای آشنا از سفسطه و مغالطه، که هدف در آن پیروزی لفظی است، نه رسیدن به راه‌ حل. این سبک مناظره یادآور ساختار سنتی درس‌های حوزوی است؛ جایی که فرم مناظره و ظرافت‌های کلامی از خود حقیقت مهم‌تر می‌شود.

این نوع گفتگو، انرژی جامعه را می‌فرساید، ذهن مردم را خسته می‌کند، و باعث فرسایش امید و ضربه به انسجام ملی می‌شود؛ درست در زمانی که کشور نیازمند صراحت، شهامت و تصمیم‌گیری است.

بدتر آنکه، بسیاری از این تحصیلکردگان در فضایی آموزش دیده‌اند که فقه اسلامی در ساختار درسی حتی در رشته‌های فلسفه، ادبیات و هنر نیز حضور داشته است. این آمیختگی، نسلی از روشنفکران «هنری» و «نرم‌افزاری» پدید آورده است که ناخودآگاه در چارچوب فکری فقهی می‌اندیشند: دوگانه‌اندیش، مبهم‌گو، و مایل به تعویق تصمیم‌گیری. آنها بجای ارائه‌ی تحلیل روشن، در مفاهیم انتزاعی، تردید دائمی و نسبی‌گرایی افراطی غرق می‌شوند آنهم در حالی که مردم در خیابان جان می‌دهند.

اما اکنون، شرایط از همیشه بحرانی‌تر است.

ایران در یک نقطه‌ی عطف تاریخی قرار دارد. ملت، پس از دهه‌ها سرکوب، شکنجه، اعدام و اشغال ایدئولوژیک، رأی خود را اعلام کرده است. مردم با صدایی بلند و واضح، شاهزاده رضا پهلوی را به‌ عنوان رهبر انقلاب ملی خود برگزیده‌اند. این انتخاب، نه نمادین، بلکه عمیق‌ترین نمود اراده‌ی ملی در چند دهه‌ی اخیر است.

در این لحظه، وظیفه‌ی روشنفکران این نیست که این صدا را بی‌ارزش جلوه دهند، آن را تحقیر کنند یا در پیچیدگی‌های لفظی محو سازند. وظیفه‌ی آنها این است که گوش بسپارند، فوریت تاریخی را درک کنند و در کنار مردم قرار گیرند. صدای روشنفکر نباید در برابر صدای ملت بایستد، بلکه باید آن را تقویت کند و بازتاب دهد.

اگر این قشر از تحصیلکردگان همچنان منافع شخصی، نظریه‌پردازی‌های ذهنی، و پیشداوری‌های تاریخی خود را بالاتر از حیات ملی قرار دهند، عواقب آن فاجعه‌بار خواهد بود. رژیم جمهوری اسلامی پابرجا خواهد ماند. ماشین سرکوب نسل دیگری را خواهد بلعید. کشور ممکن است دچار فروپاشی، تکه‌تکه شدن، و بحران‌های جبران‌ناپذیر شود. در اینجا فقط از شکست سیاسی سخن نمی‌گوییم؛ بلکه از خطر فروپاشی ملی سخن است.

از همین رو، ایران اکنون روشنفکران خود را فرا می‌خواند؛ به‌ ویژه آنان که در رشته‌های علوم انسانی و هنر آموزش دیده‌اند تا به مسئولیت تاریخی خود پاسخ دهند. اکنون زمان آن است که کلیشه‌ها، تعصبات و قضاوت‌های ازپیش‌ساخته را کنار بگذارند و در کنار ملت قرار گیرند. اکنون زمان آن است که روشنفکری، بخشی از راه‌ حل باشد، نه بخشی از مسئله.

تاریخ در حال نگارش است. ما کارگران میهن‌پرست روشنفکران را تشویق به گذار از نظریه‌پردازی به سمت خدمت  ‌به مردم می کنیم. حتی اگر شما بیشتر از چهاردهه صدای ما را نشنیده، حذف کردید، و‌ بر رنج‌های ما افزودید، هدف ما ساکت‌کردن شما نیست، بلکه تغییر نقش شما است: که از تماشاگر به مفسر درد ملی، از تحلیلگرِ بی‌طرف به رابط استراتژیک و از منتقد همیشگی به حامی سازنده‌ی رهبری شاهزاده رضا پهلوی ارتقا یابید. آنانی که نمی‌توانند از مسیر انتخاب‌شده‌ی مردم حمایت کنند، بهتر است کنار بروند تا اینکه بایستند و مانع گذار به ایران آینده شوند.

*الهام نجفی از اعضای «جنبش پیشاهنگان ایران»


– برای مقایسه نقش روشنفکران در جنبش‌های معاصر:
• Vaclav Havel, The Power of the Powerless (1978) – درباره نقش روشنفکران در انقلاب چکسلواکی.
• Lisa Anderson, Demystifying the Arab Spring (Foreign Affairs, 2011) – اشاره به نبود رهبری فکری در خیزش‌های عربی و پیامدهای آن.
• Firoozeh Kashani-Sabet, Conceiving Citizens – درباره تجربه جنبش‌های اجتماعی ایران و نقش نخبگان.

– برای بررسی ساختار آموزشی جمهوری اسلامی در رشته‌های علوم انسانی:
• دفتر برنامه‌ریزی آموزش عالی، وزارت علوم، «برنامه درسی رشته‌های علوم انسانی»، نسخه‌های منتشرشده از ۱۳۸۴ به بعد، نشان می‌دهد که دروس فقهی و ایدئولوژیک مانند «حقوق اسلامی»، «اندیشه اسلامی»، «فلسفه اسلامی» در اغلب رشته‌ها، حتی هنر و ادبیات، به صورت اجباری تدریس می‌شوند.
• بشیریه، حسین. موانع توسعه سیاسی در ایران. تهران: نشر گام نو، ۱۳۸۰. در این اثر، نقد مستقیمی بر تزریق فقه به علوم انسانی و نتایج آن در ذهنیت دانشگاهیان مطرح می‌شود.

– برای تحلیل دیدگاه‌های شاهزاده رضا پهلوی:
• گفتگو با شاهزاده رضا پهلوی در «صدای آمریکا» و «ایران اینترنشنال» طی سال‌های ۲۰۲۲–۲۰۲۴، به‌ ویژه در مصاحبه‌ها پیرامون «وحدت ملی»، «رهبری انقلاب»، و «بحران روشنفکری» در ایران. شاهزاده رضا پهلوی، پیامی به ایرانیان داخل کشور، ۱۴۰۱. این پیام تأکید می‌کند که برخی روشنفکران با تردیدآفرینی، بجای حمایت از خواست اکثریت، باعث تضعیف حرکت ملی می‌شوند.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 9 / معدل امتیاز: 4.7

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید