دیوید اعتباری – در یک گزارش تحلیلی که در روز ۲۲ مه ۲۰۲۵ در وبسایت خبری The Media Line منتشر شد، با افزایش فشارهای جهانی بر برنامهی هستهای جمهوری اسلامی، تحلیلگران سیاسی و امنیتی با ارائهی دیدگاههایی گاه متضاد اما مکمل، چشماندازی چندلایه از وضعیت حساس مذاکرات هستهای ایران ترسیم میکنند.
نیما باهلی تحلیلگر سیاسی ایرانی معتقد است که ما «هنوز به پایان این راه نرسیدهایم». از نگاه او، مواضع تند و متغیر واشنگتن، نه نشانهی تصمیمگیری قاطع، بلکه ابزاری برای اعمال فشار روانی و دیپلماتیک است. باهلی باور دارد که آمریکا در تلاش است تا دامنهی مذاکرات را فراتر از چارچوب برجام بکشاند؛ از جمله با وارد کردن موضوعاتی نظیر برنامهی موشکی ایران، نقش نیروهای نیابتی، و حتی مشارکت کشورهای عربی منطقه در قالب یک چارچوب امنیتی گستردهتر.
او در همین زمینه به گفتگوهای غیررسمی دربارهی ایجاد یک کنسرسیوم ایرانی– عربی برای ذخیرهسازی اورانیوم و نظارت بر غنیسازی اشاره میکند؛ ابتکاری که تا چند سال پیش غیرقابل تصور بود. اما در فضای در حال تغییر منطقهای، کشورهایی مانند قطر، امارات و حتی عربستان سعودی، در صورت تضمین شفافیت و ثبات، لزوماً با چنین طرحی مخالفتی ندارند.
باهلی تأکید میکند که اصرار جمهوری اسلامی بر غنیسازی اورانیوم نهتنها بر پایهی ادعای غرور ملی، بلکه مبتنی بر حقوق بینالمللی تثبیتشده در پیمان منع گسترش تسلیحات کشتار جمعی (NPT) است. به گفتهی او، رژیم میداند که اگر از این حق قانونی عقبنشینی کند، موقعیت خود را به عنوان یک بازیگر مستقل و برابر در مذاکرات از دست خواهد داد.
وی همچنین هشدار میدهد که حملهی محدود اسرائیل میتواند نتیجهی معکوس داشته باشد: «چنین حملهای نهتنها برنامهی هستهای را متوقف نمیکند، بلکه روند آن را تسریع میکند و در داخل کشور، به نفع آن صداهایی تمام میشود که دیپلماسی را تلهای خطرناک میدانند. در چنین سناریویی، هیچکس برنده نخواهد بود.»
از سوی دیگر، یوسی کوپرواسر رئیس پیشین اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل و از تحلیلگران ارشد در مؤسسه استراتژی و امنیت اورشلیم، رویکردی مبتنی بر بازدارندگی سختگیرانه و اقدام پیشگیرانهی نظامی را پیشنهاد میکند. او هشدار میدهد که رژیم ایران اکنون به اندازهای اورانیوم با غلظت بالا در اختیار دارد که میتواند دستکم سه سلاح هستهای تولید کند. از این رو تأکید میکند که جمهوری اسلامی ایران باید فوراً تمام فعالیتهای غنیسازی را متوقف کند، و هرگونه توافقی که این توانمندی را از میان نبرد، از نظر اسرائیل قابل قبول نخواهد بود.
کوپرواسر همچنین نسبت به «وقتکُشی هدفمند» از سوی رژیم ایران هشدار میدهد و میگوید که در صورت شکست مذاکرات، اسرائیل باید برای اقدام نظامی آماده باشد؛ هرچند ترجیح آن، هماهنگی کامل با ایالات متحده است.
در جمعبندی، گرچه مواضع باهلی و کوپرواسر در ظاهر متضادند، اما در مجموع تصویری واقعگرایانه از بنبست فعلی ارائه میدهند: در حالیکه جمهوری اسلامی میکوشد با راهکارهای ترکیبی حقوق خود را حفظ کرده و موقعیت منطقهایاش را تقویت کند، اسرائیل بر خطر نزدیک دستیابی رژیم ایران به سلاح هستهای و لزوم اقدام فوری تأکید دارد.
در این میان، تحولات اخیر در خلیج فارس و امکان مشارکت کشورهای عربی در ساز و کارهای نظارتی چندجانبه، شاید فرصت تازهای برای خروج از بنبست دیپلماتیک فراهم کند؛ گرچه سایهی خطر تقابل همچنان گسترده باقی مانده است.






