Home دیدگاه در سایه اتم؛ دیپلماسی روی میدان مین؛ مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی و...

در سایه اتم؛ دیپلماسی روی میدان مین؛ مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی و آمریکا؛ گفتگو یا بازی با زمان؟

نیروگاه اتمی بوشهر

یونس قانونی ( غلامی ) – در حالی که دور پنجم مذاکرات مستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در رم، پایتخت ایتالیا، با میانجیگری کشور عمان برگزار شد، بسیاری از ناظران سیاسی این گفتگوها را نه به عنوان گامی مؤثر در راستای حل بحران هسته‌ای، بلکه به‌ عنوان تکرار یک چرخه فرسایشی تحلیل می‌کنند که در آن طرفین، بیش از آنکه به دنبال توافقی عملیاتی باشند، در پی مدیریت زمان و موقعیت سیاسی خود هستند.

چشم‌انداز مبهم توافق 

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، عباس عراقچی، این مذاکرات را «سازنده» توصیف کرد، اما تأکید کرد که «هنوز توافقی حاصل نشده است». طرف آمریکایی نیز ضمن تأیید تداوم مذاکرات، نسبت به برخی مواضع تهران ابراز نگرانی کرده است. به‌ ویژه، اصرار جمهوری اسلامی بر حفظ و حتی گسترش ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم، همچنان به عنوان نقطه‌عطف اختلافات باقی مانده است؛ اختلافی که از نگاه واشنگتن می‌تواند زمینه‌ساز دسترسی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای باشد، در حالی که تهران آن را «حق مسلم و قانونی» خود می‌داند.

یونس قانونی (غلامی)

استفاده ابزاری از مذاکرات؟

در سطح تحلیل، برخی کارشناسان معتقدند که جمهوری اسلامی با بهره‌گیری از مذاکرات، به‌ دنبال خرید زمان است؛ فرصتی برای تقویت جایگاه منطقه‌ای و چانه‌زنی در برابر فشارهای بین‌المللی، به‌ ویژه در شرایطی که تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی تأثیرات جدی بر ساختار اقتصادی کشور گذاشته‌اند.

با نگاهی به تاریخچه مذاکرات هسته‌ای، به‌ ویژه پس از توافق برجام در سال ۲۰۱۵ و خروج آمریکا از این توافق در دوران ریاست‌ جمهوری دونالد ترامپ، می‌توان دید که جمهوری اسلامی همواره با اتخاذ رویکردی چند‌لایه، تلاش کرده است تا در عین حضور در میز مذاکره، بازی چند وجهی قدرت را در منطقه دنبال کند. این تاکتیک‌ها، شامل گسترش مناسبات با روسیه و چین، مداخله در بحران‌های منطقه‌ای، و تقویت توان دفاعی و موشکی می‌شوند.

نگرانی از گزینه‌های نظامی

با تداوم این بن‌بست دیپلماتیک، برخی تحلیلگران غربی هشدار داده‌اند که جمهوری اسلامی ممکن است در صورت شکست کامل مذاکرات، به‌ سوی مسیر مخاطره‌آمیز‌تر سوق داده شود؛ از جمله افزایش سطح غنی‌سازی اورانیوم و یا حتی در نظر گرفتن پاسخ‌های نظامی برای نمایش قدرت و مهار بحران‌های داخلی. چنین تحرکاتی می‌تواند به تشدید تنش‌های منطقه‌ای و حتی درگیری‌های نظامی ناخواسته منجر شود.

جامعه بین‌الملل در دوراهی فشار یا مصالحه

در این میان، جامعه بین‌الملل نیز در برابر یک دوراهی دشوار قرار گرفته است: اعمال فشارهای بیشتر از طریق تحریم‌ها و مکانیزم‌های سیاسی، یا تلاش برای حفظ فضاهای دیپلماتیک و ترغیب طرفین به توافق. کشورهای اروپایی، که نگران پیامدهای امنیتی و انسانی یک شکست کامل در مذاکرات هستند، در تلاش‌اند تا نقش میانجی را حفظ کنند، اما فاصله میان مواضع دو طرف به‌قدری است که حتی تحلیلگران خوشبین نیز شانس موفقیت را اندک می‌دانند.

در حالی که مذاکرات هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در حال انجام است، این پرسش مطرح می‌شود که آیا این گفتگوها در فضای پرتنش و متناقض کنونی، واقعاً می‌تواند به نتیجه‌ای مثبت منجر شود یا تنها ادامه‌ی بازی با زمان است؟

نگاه ایدئولوژیک و واقعیت سیاسی

جمهوری اسلامی ایران با توجه به ذات نظام خود و نگرش ایدئولوژیک که نسبت به غرب دارد، همواره در پی تأکید بر شعارهای انقلابی و مخالفت با حضور غرب در منطقه بوده است. این نگرش، به ویژه در سال‌های اخیر، با تأکید بر شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» و «محو اسرائیل» به بخشی از گفتمان سیاسی و ایدئولوژیک این نظام تبدیل شده است.

در چنین فضایی، پرسش اصلی این است که آیا گفتگوهای هسته‌ای می‌تواند فراتر از این شعارها و نگاه‌های ایدئولوژیک، به یک توافق واقعی و پایدار منجر شود یا نه؟

تضاد منافع و دیپلماسی 

واقعیت این است که در پس این مذاکرات، تضاد منافع و نگرش‌های عمیقاً متفاوتی نهفته است. از یکسو، جمهوری اسلامی به دنبال حفظ منافع استراتژیک خود و افزایش قدرت منطقه‌ای است. از سوی دیگر، ایالات متحده و کشورهای غربی نگرانی‌های جدی در مورد امنیت جهانی و عدم گسترش تسلیحات هسته‌ای دارند.

در چنین شرایطی، آیا می‌توان انتظار داشت که جمهوری اسلامی با توجه به شعارهای انقلابی و نگاه خصمانه‌ای که به غرب دارد، به توافقی معنادار و پایدار دست یابد؟ یا اینکه این مذاکرات صرفاً به عنوان ابزاری برای نمایش دیپلماسی و مدیریت زمان خواهد بود؟

دیپلماسی و واقعیت‌های ایدئولوژیک 

واقعیت این است که گفتگوهای هسته‌ای در چنین فضایی، نمی‌تواند تنها به یک فرآیند دیپلماتیک محدود شود. این مذاکرات در نهایت بازتابی از تضاد منافع، نگرش‌های ایدئولوژیک و واقعیت‌های ژئوپلیتیک است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

در نهایت، تنها زمان است که پاسخ خواهد داد که آیا این مذاکرات می‌تواند به یک تحول مثبت منجر شود یا اینکه تنها یک نمایش دیپلماتیک باقی خواهد ماند.

سخن پایانی 

در نهایت، مذاکرات هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا به نمادی از تقابل اراده‌های سیاسی، ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک بدل شده است. اگرچه طرفین همچنان به گفتگو ادامه می‌دهند، اما نبود شفافیت، فقدان اعتماد متقابل، و استفاده ابزاری از دیپلماسی می‌تواند این فرآیند را به یک بن‌بست خطرناک تبدیل کند. در شرایطی که خاورمیانه از تنش‌های متعدد رنج می‌برد، جهان نمی‌تواند ریسک یک بحران جدید هسته‌ای را نادیده بگیرد.

*یونس قانونی ( غلامی ) نویسنده و تحلیلگر سیاسی

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 3 / معدل امتیاز: 3.7

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید