Home دیدگاه اعتصاب کامیونداران: این همان لحظه است؛ اگر از دست برود، تنها حسرت...

اعتصاب کامیونداران: این همان لحظه است؛ اگر از دست برود، تنها حسرت می‌ماند

- رژیم می‌داند اعتصاب کامیونداران با یک اعتصاب ساده فرق دارد. اختلال در حمل‌ و نقل یعنی اختلال در همه‌چیز: اقتصاد، توزیع کالا، خدمات، امنیت غذایی. جمهوری اسلامی خوب می‌داند که چنین حرکتی می‌تواند دومینووار نارضایتی را به خیابان‌ها بکشاند. و به همین دلیل، با تمام قوا در تلاش برای خاموش کردن این اعتصاب است؛ با تهدید، با تطمیع، با فریب، با انحراف.
- اگر این اعتصاب به سطح ملی ارتقا پیدا کند، اگر معلمان، کارگران، بازنشستگان، دانشجویان و بازاریان با آن همراه شوند، این رژیم دیگر نمی‌تواند دوام بیاورد. اینبار اگر پیروز نشویم، نه‌تنها فرصتی از دست می‌رود، بلکه رژیم جسورتر از قبل، بی‌رحم‌تر و مصمم‌تر برای سرکوب خواهد بود.
- بله، ممکن است کالا کمیاب شود، قیمت‌ها بالا رود، سختی‌هایی به‌ وجود آید. اما این سختی‌ها صد برابر کمتر از خفّتی است که رژیم در تمام این سال‌ها تحمیل کرده. اگر مردم ایران می‌توانند چهل‌ و چند سال فقر و بی‌عدالتی را تاب بیاورند، می‌توانند چند هفته اختلال در حمل‌ و نقل را هم تاب بیاورند؛ به شرطی که بدانند این رنج، مسیر رهایی‌ست.

مسعود باباپور – فرصتی بی‌تکرار برای اعتصاب ملی، پایان نظام و آغاز آینده؛ دیگر وقت تردید نیست. هفت روز از اعتصاب سراسری کامیونداران گذشته و این اعتصاب، برخلاف بسیاری از خیزش‌های پیشین، شاهرگ حیاتی رژیم را هدف گرفته است. این، فقط یک حرکت صنفی نیست. این یک نقطه عطف تاریخی است. فرصتی‌ست برای ریشه‌کردن رژیمی که چهار دهه است جز فقر، فساد، سرکوب و خفت، چیزی برای مردم ایران نداشته.

 

 

اگر امروز، در همین لحظه، از این اعتصاب پشتیبانی نکنیم، اگر اقشار دیگر همراه نشوند، اگر مردم نجنبند، چیزی جز حسرت باقی نخواهد ماند؛ حسرت از دست رفتن بهترین، واقعی‌ترین، و مؤثرترین فرصت برای پایان دادن به کابوس جمهوری اسلامی.

مسعود باباپور

جمهوری اسلامی اینبار به‌ درستی وحشت‌زده است

رژیم می‌داند اعتصاب کامیونداران با یک اعتصاب ساده فرق دارد. اختلال در حمل‌ و نقل یعنی اختلال در همه‌چیز: اقتصاد، توزیع کالا، خدمات، امنیت غذایی. جمهوری اسلامی خوب می‌داند که چنین حرکتی می‌تواند دومینووار نارضایتی را به خیابان‌ها بکشاند. و به همین دلیل، با تمام قوا در تلاش برای خاموش کردن این اعتصاب است؛ با تهدید، با تطمیع، با فریب، با انحراف.

و درست به همین دلیل است که ما باید آن را گسترش دهیم.

این آخرین فرصت نیست؛ اما از این واقعی‌تر، مؤثرتر و خطرناک‌تر برای رژیم، ندیده‌ایم.

بارها خیزش کردیم، فریاد زدیم، کشته دادیم، زندان رفتیم، شکست خوردیم. اما این اعتصاب ویژگی‌هایی دارد که آنها نداشتند:
– ماهیت حیاتی و ساختاری‌اش
– گسترش‌پذیری سریع به دیگر صنوف
– اثر فوری بر زندگی مردم و حکومت
– غیرقابل مصادره بودن به‌ دلیل مشخص بودن محور اعتراض (فلج کردن سیستم توزیع)

اگر این اعتصاب به سطح ملی ارتقا پیدا کند، اگر معلمان، کارگران، بازنشستگان، دانشجویان و بازاریان با آن همراه شوند، این رژیم دیگر نمی‌تواند دوام بیاورد. اینبار اگر پیروز نشویم، نه‌تنها فرصتی از دست می‌رود، بلکه رژیم جسورتر از قبل، بی‌رحم‌تر و مصمم‌تر برای سرکوب خواهد بود.

الان زمان فداکاری است، نه مصرف‌گرایی و نازک‌نارنجی بودن.

باید افکار عمومی را آماده کرد: بله، ممکن است کالا کمیاب شود، قیمت‌ها بالا رود، سختی‌هایی به‌ وجود آید. اما این سختی‌ها صد برابر کمتر از خفّتی است که رژیم در تمام این سال‌ها تحمیل کرده. اگر مردم ایران می‌توانند چهل‌ و چند سال فقر و بی‌عدالتی را تاب بیاورند، می‌توانند چند هفته اختلال در حمل‌ و نقل را هم تاب بیاورند؛ به شرطی که بدانند این رنج، مسیر رهایی‌ست.

سه فرمان فوری: گسترش، پیوند، تدارک!

۱. اعتصاب کامیونداران باید سراسری شود. نه‌فقط در چند استان. باید از هر شهر و جاده و انبار و ترمینالی صدای اعتراض بلند شود.
۲. پیوند با دیگر اقشار حیاتی است. اگر یک معلم، یک کارگر، یک بازنشسته، یک دانشجو، صدای اعتصاب کامیوندار را صدای خودش بداند، آنوقت ما یک ملت متحد خواهیم بود.
۳. تدارک برای حمایت مالی، رسانه‌ای و انسانی از اعتصاب‌کنندگان لازم است. نباید این قشر را تنها گذاشت. کمک‌های مردمی، اطلاع‌رسانی وسیع و حمایت اخلاقی، ضامن تداوم اعتصاب است.

نه به خواست‌های جزئی؛ بله به پایان کل سیستم

باید حواسمان باشد: این اعتصاب نباید به موضوع کرایه حمل‌ و نقل یا نرخ گمرک تقلیل یابد. ما با حکومتی طرفیم که هیچ خواس و حقی را- هیچ حق و خواستی را- برآورده نمی‌کند مگر برای شکستن اتحاد. این رژیم اصلاح‌پذیر نیست. این اعتصاب، نه برای نان، بلکه برای نجات ایران است.

سخن آخر: آینده اینجاست، یا هیچوقت

این همان لحظه است که نسل ما سال‌ها منتظرش بود. نه در توهم مذاکرات، نه در صندوق رأی تقلبی، نه در وعده‌های توخالی اپوزیسیون‌های بی‌برنامه. بلکه در دل یک حرکت واقعی، مردمی، خطرناک برای رژیم و نجات‌بخش برای مردم.

اگر از این لحظه استفاده نکنیم، شاید دیگر چنین لحظه‌ای پیش نیاید.

نظام را فقط با یک چیز می‌توان از پا درآورد: همبستگی، ایستادگی، و نترسیدن. و این اعتصاب، بذر هر سه را در خود دارد.

*مسعود باباپور تحلیلگر سیاسی

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 9 / معدل امتیاز: 4.7

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید