Home دیدگاه سندرم پهلوی‌ستیزی

سندرم پهلوی‌ستیزی

- در فضایی پر از نفوذی‌ها، فرصت‌طلب‌ها و مخالف‌نماها، رضا پهلوی تنها چهره‌ای است که بی‌هیچ شک و شبهه‌ای در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده است. این موضوع بسیار مهم است. رژیم میلیون‌ها دلار خرج کرده تا مرز میان «مخالف واقعی» و «مخالف ساختگی» را کمرنگ کند. ساختن گروه‌های قلابی، فعالین ساختگی خارج‌نشین و کمپین‌های اطلاعات غلط فقط برای یک هدف است: جلوگیری از اتحاد.
- در زمانی که میلیون‌ها ایرانی احساس بی‌پناهی و بی‌صدایی می‌کنند، رضا پهلوی می‌تواند نقش محور یک همبستگی گسترده را ایفا کند. محبوبیت او در داخل و خارج ایران، تعهدش به سکولاریسم و دموکراسی، و تضمین وی برای عدم دخالت در روند انتخابات آزاد آینده— همه و همه دلایلی کافی برای اتحاد حول نام و موقعیت اوست.
- ایران در آستانه نابودی است. بحران محیط زیست، مهاجرت گسترده، فرار مغزها، و فروپاشی ساختارهای اجتماعی و حکومتی کشور را از درون ویران می‌کنند. اگر حالا نه، پس کی؟ اگر نه با رضا پهلوی، پس با چه کسی؟! مردم ایران باید به جهان نشان دهند که جایگزینی سکولار، دموکرات و ملی‌گرا برای رژیم اسلامی وجود دارد. کسانی که باز هم طلبکارانه خواهان حذف او هستند، محتاط نیستند، بلکه ویرانگرند. آنها به سندرم پهلوی‌ستیزی مبتلا هستند؛ یک وسواس بیمارگونه که کینه را بر نجات میهن ترجیح می‌دهد.

شاهزاده رضا پهلوی در هفدهمین «اجلاس ژنو برای حقوق بشر و دموکراسی» / ۳۰ بهمن ۱۴۰۳/ ۱۸ فوریه ۲۰۲۵

دیاکو هژیر – ایران در بزنگاهی تاریخی ایستاده است. حکومت جمهوری اسلامی گرفتار فساد، ناکارآمدی و سرکوب، از همیشه ضعیف‌تر و بی‌پشتوانه‌‌تر شده است. فروپاشی اقتصادی، انزوای جهانی و نارضایتی گسترده مردمی، رژیم را به لبه پرتگاه رسانده. و با این‌حال، درست زمانی ‌که اتحاد ملی ضروری‌تر از همیشه است، یک وسواس عجیب و خودویرانگر همچنان صفوف اپوزیسیون را از هم جدا می‌کند و باید آن را همانطور که هست نامگذاری کنیم: سندرم پهلوی‌ستیزی.

شاهزاده رضا پهلوی در هفدهمین «اجلاس ژنو برای حقوق بشر و دموکراسی» / ۳۰ بهمن ۱۴۰۳/ ۱۸ فوریه ۲۰۲۵

تنها چهره شفاف و قاطع علیه رژیم

بی‌پرده بگویم: در فضایی پر از نفوذی‌ها، فرصت‌طلب‌ها و مخالف‌نماها، رضا پهلوی تنها چهره‌ای است که بی‌هیچ شک و شبهه‌ای در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده است. این موضوع بسیار مهم است. رژیم میلیون‌ها دلار خرج کرده تا مرز میان «مخالف واقعی» و «مخالف ساختگی» را کمرنگ کند. ساختن گروه‌های قلابی، فعالین ساختگی خارج‌نشین و کمپین‌های اطلاعات غلط فقط برای یک هدف است: جلوگیری از اتحاد.

اما رضا پهلوی به واسطه نام، تبار و مواضع صریح علیه جمهوری اسلامی در طول زندگی خود، از این بازی‌ها مصون است. او تنها چهره‌ای است که نمی‌شود او را به «رنگ خاکستری» درآورد.

نفرت بیمارگونه از گذشته

با تأسف، بخشی از اپوزیسیون همچنان درگیر جنگی است که بیش از ۴۰ سال پیش به پایان رسید. کسانی که از بازماندگان گروه‌های چپ، طرفداران مصدق، یا کسانی هستند که هنوز فکر می‌کنند انقلاب ۵۷ مال آنها بود و آخوندها آن را دزدیدند.

بیایید صریح باشیم: هیچ جدال تاریخی، هیچ زخمی‌از دهه پنجاه یا چهل، توجیهی برای خراب‌کردن آینده ایران نیست. چسبیدن به کینه‌های شخصی علیه نام پهلوی در حالی که ایران در حال فروپاشی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است، کاری نابخشودنی است. این نه تحلیل سیاسی، که خودشیفتگی ایدئولوژیک است— یا بدتر، همکاری ناآگاهانه با دشمن.

اولین هدف مزدوران رژیم: رضا پهلوی

در میان پرسر و صداترین صداهای منتقد رضا پهلوی، افرادی حضور دارند که یا مأمورند، یا فریب‌خورده. آنها با اصرار تلاش می‌کنند تا ایران دوران پهلوی را به عنوان یک دیکتاتوری سیاه معرفی کنند، گویی پیش از آن، ایران تحت قاجار بهشت دموکراسی و رفاه بوده است!

آگاهانه یا ناآگاهانه، آنها دوران قاجار را که چیزی جز یک پادشاهی قرون وسطایی و کشور در آن عقب‌مانده نگهداشته شد، نادیده می‌گیرند. آنها عمداً دستاوردهای دوران پهلوی در ساختن دولت مدرن، حقوق زنان، آموزش، صنعت و وحدت ملی تحریف می‌کنند— فقط برای اینکه دشمنی‌شان با یک نام را توجیه کنند.

رضا پهلوی بی‌نقد نیست، اما ضروریست

هیچکس ادعا نمی‌کند رضا پهلوی بدون ایراد و نقد است. او در سازمان‌ها و ائتلاف‌های مختلفی حضور داشته که برخی موفق و برخی ناکام بوده‌اند. اما این موضوع او را بی‌اعتبار نمی‌کند، بلکه او را انسانی واقع‌گرا و تجربه‌دیده نشان می‌دهد. او منجی نیست. او نماد است. و نمادها مهم‌اند.

در زمانی که میلیون‌ها ایرانی احساس بی‌پناهی و بی‌صدایی می‌کنند، رضا پهلوی می‌تواند نقش محور یک همبستگی گسترده را ایفا کند. محبوبیت او در داخل و خارج ایران، تعهدش به سکولاریسم و دموکراسی، و تضمین وی برای عدم دخالت در روند انتخابات آزاد آینده— همه و همه دلایلی کافی برای اتحاد حول نام و موقعیت اوست.

فرصت به پایان می‌رسد

آنهایی که هنوز اصرار دارند رضا پهلوی باید از صحنه سیاسی حذف شود— چه با تخریب و چه با نادیده‌گرفتن— نه به فکر ایران‌اند، نه به فکر مردم. آنها یا اسیر ایدئولوژی‌اند، یا اسیر گذشته، یا آگاهانه در حال خدمت به رژیم‌اند.

ایران در آستانه نابودی است. بحران محیط زیست، مهاجرت گسترده، فرار مغزها، و فروپاشی ساختارهای اجتماعی و حکومتی کشور را از درون ویران می‌کنند. اگر حالا نه، پس کی؟ اگر نه با رضا پهلوی، پس با چه کسی؟!

مردم ایران باید به جهان نشان دهند که جایگزینی سکولار، دموکرات و ملی‌گرا برای رژیم اسلامی وجود دارد. رضا پهلوی تضمین کرده در روند سیاسی آینده دخالتی نکند و انتخاب را به ملت واگذار کند. چه چیزی بیشتر از این می‌خواهید؟

کسانی که باز هم طلبکارانه خواهان حذف او هستند، محتاط نیستند، بلکه ویرانگرند. آنها به سندرم پهلوی‌ستیزی مبتلا هستند؛ یک وسواس بیمارگونه که کینه را بر نجات میهن ترجیح می‌دهد.

انتخاب با ماست

تاریخ کسانی را که در حساس‌ترین لحظات سرنوشت‌ساز ایران، در مقابل وحدت ایستادند، نخواهد بخشید. اکنون وقت بازی‌های فکری، حساب‌کشی‌های تاریخی یا مسابقه ایدئولوژی نیست. اکنون زمان اقدام است. زمان نجات ایران است.

رضا پهلوی شاید رهبر ایده‌آل نباشد، اما تنها گزینه موجود است. در کشوری در حال مرگ، رد کردن تنها راه نجات، دیگر سیاست نیست— خیانت است.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 15 / معدل امتیاز: 4.1

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید