لسآنجلس از پس از وقوع انقلاب اسلامی ۵۷ در ایران، یکی از مهمترین مراکز رویدادهای فرهنگی و هنری و همچنین سیاسی و رسانهای ایرانیان خارج کشور بوده و در تمام سالهای گذشته نیز در همه این زمینهها نام آن در ارتباط با ایرانیان مطرح بوده است. درباره بخشی از این رویدادها یعنی نمایشهای تئاتری و سینمایی در سال گذشته با فریبرز یوسفی فعال فرهنگی در این شهر گفتگو کردیم.

-از تئاتر بحثبرانگیز «۳۰۰» شروع کنیم…
-این یکی از نمایشهای مهمی بود که در چند ماه اخیر در لسآنجلس روی صحنه رفت. بازیگران نمایش عبارتند بودند از گوهر خیراندیش، بهرام رادان، نوید محمدزاده، بهرام افشاری. تهیهکننده این نمایش تهمورث پورناظری بود. نمایش «300» در ایران در ابعادی بزرگتر از اجرای آمریکا با حدود 100 بازیگر و سیاهیلشکر در کاخ سعدآباد اجرا شده بود.

در آمریکا در ابعادی کوچکتر با 40 بازیگر و سیاهیلشکر با صحنههای رقص و جنگ روی صحنه رفت. در نمایش ما شاهد بازتاب تصویر و نور روی پردهی پشت صحنه بودیم. نمایش ترکیبی از تئاتر، موسیقی، سرودخوانی، رقص، همخوانی و ایراد سخنانی رو به تماشاگر بود. در بخش موسیقی آن سهراب پورناظری برادر تهیهکننده تنبور مینواخت. سحر بروجردی دراجرای لسآنجلس ترانه اجرا میکرد. او در همین لسآنجلس که روی صحنه میرود با یک حجاب کوچک است و همین هم باعث حرف و حدیثهایی شده بود. البته وقتی هنرمندان در ایران کار میکنند مجبورند مرزهایی را رعایت کنند.
در هر حال، کاری که ارائه میشود فعالیت خلاق هنری ایرانیان است و من جسارت و شجاعت جعفر پناهی را که بعد از دریافت جایزه نخل طلایی جشنواره کن از فرصت استفاده کرد و سخنان زیبایی درباره رسیدن به دموکراسی در ایران و لزوم همگرایی سیاسی در میان ایرانیان برای رسیدن به این هدف ایراد کرد، تحسین میکنم.
و اما در مورد «۳۰۰»، باید بگویم داستان نمایش درباره حمله مغول به ایران و مقاومت مردم شیراز در برابر آنهاست. در همین رابطه است که تصاویر تخت جمشید روی پرده نشان داده میشود.
سالنی که در آن اجرا میشد در داون تاون لسآنجلس بود که سالن بزرگی است و 7 هزار گنجایش دارد. به جرئت میتوانم بگویم که 6 هزار نفر آمده بودند. تبلیغات و روابط عمومی این نمایش دست کیومرث پورناظری بود. اینها یک تور آمریکا گذاشته بودند که شامل لس آنجلس، سن فرانسیسکو، سن خوزه، هیوستن، واشنگتن، شیکاگو، نیویورک بود.
تدارکات این نمایش عظیم بود و علاوه بر بازیگران باید یک گروه رقص سی نفره را هم جابجا میکردند. وسایل صحنه بسیار حجیم و مفصل بود و برای حمل و نقل دشوار. برای همین هم قیمت بلیتها بسیار گران بود و ارزانترین آنها در لسآنجلس که بالکن بالایی بود شاید صد دلار قیمت داشت. ولی ردیفهای جلو از 300 و400 دلار شروع میشدند.
-منبع تأمین هزینههای هنگفت روی صحنه بردن این نمایش در شهرهای آمریکا چه بود؟
-این نمایش سه ماه تمام در ایران در کاخ سعدآباد به صورت تماما فروش روی صحنه رفته است. من دوستانی در ایران دارم که بلیت نمایش را یک تا یک ونیم میلیون تومان تهیه کردند. قیمت بلیت از 300 و 400 هزار تومان شروع شده و به این رقم رسیده است. هزار نفر هر روز رفتهاند و این نمایش را تماشا کردهاند و بودجه لازم برای اجراهای خارج کشور را تامین کردهاند.
-آیا رژیم نسبت به این نمایش حساسیتهایی داشته و مشکلاتی ایجاد کرده است؟
-شنیدهام که ابتدا برای آمدن این گروه به خارج کشور موانعی ایجاد کرده ولی بالاخره بعد از تلاشهای زیاد توانستهاند که مجوز اجرا در خارج را بگیرند.
-پیام اصلی این نمایش چیست؟
-پیام اصلی میهنپرستی است و مقاومت در برابر مغولها و دفاع از سرزمین و ستایش از دفاع از فرهنگ است. نمایش صحنههای جنگ دارد و سرودهای میهنپرستانه هم خوانده میشود. البته در آخر هم سرود “ای ایران” خوانده شد.
-نظر شما در مورد فیلم مستند «سفر شعر» که رها اعتمادی در مورد رابطه بهروز وثوقی و گوگوش درست کرده است چیست؟
-مستند بسیار زیبا، درخشان و خوشساختی است و کارگردان چندین سال وقت روی تهیه آن گذاشته است. رضا فاضلی- که هیچ ارتباطی با زندهیاد رضا فاضلی بازیگر ندارد- تهیهکننده این مستند است.
فیلم 90 دقیقه است و از اول رابطه این دو ستاره شروع میکند و به روابط آنان با پوری بنایی نیز میپردازد. فیلم رابطه این دو ستاره را تا آمدن گوگوش به آمریکا و تجدید دیدارشان دنبال میکند. امروزه هم این دو ستاره رابطه دوستانه خوبی باهمدیگر دارند.
-گویا خود شما نسبت به قیمت بلیت انتقاد داشتید…
-سالنی را گرفته بودند که سابقاً محل برگزاری مراسم اسکار بود. سالن بسیار بزرگی که تعلق به کمپانی مترو گلدین مایر دارد. وقتی گارد حفاظت و امکانات شخصیتهای خاص و کوکتل و مشروب،داشته باشی و نیز برای کسانی که بضاعت کمتری دارند یکسری بلیت 100 یا 75 دلاری بگذاری، در آنصورت قیمت بخش عمدهای از بلیتها باید بالا باشد تا هزینهها تامین شود.
قرار بود که بعد از نمایش فیلم، مکس امینی گفتگویی با گوگوش و بهروز وثوقی و کارگردان داشته باشد که کارگردان یعنی رها اعتمادی در جلسه حضورنداشت و فقط قبل از نمایش فیلم پیام ویدئویی سی ثانیهای از او پخش شد که در آن از تماشاگران برای حضور و تماشای فیلم تشکر کرده بود. این البته کافی نبود و به پرسشهایی دامن زد.
فیلم از نظر سینمایی فیلم خوبی است؛ باید میگذاشتند که یکی دو هفته روی پرده سینما با قیمت بلیت مناسب نمایش داده میشد تا بسیاری آنرا ببینند. ولی در حال حاضر به نظر میرسد که هدف برگشت سرمایهای است که برای آن هزینه شده.
چندی پیش بعد از نمایش فیلم زیبای «بهروز وثوقی، یک اسطوره» که سپهر میکائیلیان ساخته است و در همین سالن نمایش داده شد، مکس امینی با کارگردان و بهروز وثوقی نیز گفتگو کرد.
رویداد دیگر در لسآنجلس دز سال گذشته نمایش فیلمی از حمید فرخنژاد با عنوان «میجر» بود. میدانید که او در لسآنجلس مقیم است. فیلم که در ایران مجوز نگرفته راجع به شخصی است در بندر بوشهر که در کار قاچاق است. بعد از نمایش فیلم با کارگردان گفتگوی خوبی شد. قیمت بلیت هم مناسب بود.
-چه تئاتری در لسآنجلس در سال گذشته روی صحنه آمده است؟
-نمایشی با عنوان «هفت خوان آزادی» روی صحنه رفت. تهیهکننده نمایش ناکتا پهلوان و علی عزیزان بودند. نمایش شامل اپیزودهایی از جنبشهای مختلف در تاریخ ایران است. از جمله از اساطیر ایران قیام فریدون و کاوه آهنگر علیه ضحاک را شامل میشد. اپیزودهای دیگر از دوره باستان تا حمله تازیان و بعد انقلاب اسلامی و نیز جنبش سبز و جنبش زن، زندگی، آزادی بودند. در پرده آخر این نمایش بازیگرانی جانباختگان جنبش را تجسم میبخشیدند. کارگردانی این نمایش را خود ناکتا پهلوان برعهده داشت. افشین کتانچی از بازیگران سینما و تلویزیون ایران که چندین سال است در لس انجلس زندگی میکند ایفاگر نقش اصلی بود. این نمایش بیش از سی بازیگر داشت .
در این نمایش شخصیتهای جنبش زن زندگی آزادی بازسازی شده بود از جمله کیان پیرفلک، خدانور، مهسا امینی، حدیث نجفی، گوهر عشقی، ندا آقاسلطان، نیکا شاکرمی، مجید رهنورد و نوید افکاری.
من خودم فیلم کوتاهی اثر آیت نجفی را با عنوان «آفتاب میشود» نمایش دادهام. این فیلم مخفیانه در ایران فیلمبرداری شده و راجع به جنبش زن، زندگی، آزادی است. فیلم در فستیوال ونیز هم به نمایش درآمد. فیلم حکایت بازیگرانی است که در خانهای جمع شدهاند و کمدی «لیسیستراتا» یونانی را تمرین میکنند. این نمایش کمدی راجع به زنانی است که تمهیداتی به کار می بندند، ازجمله محروم کردن شوهران از سکس تا جلوی رفتن آنها و ادامه جنگ را بگیرند. در فیلم چهره هیچکدام از بازیگران نشان داده نمیشود. صحنههای بیرونی فیلم درگیریها را نشان میدهد. کارگردان فیلم مستندی با عنوان «آواز بیسرزمین» نیز دارد که در 70 فستیوال نمایش داده شده و 17 جایزه برده است. سال گذشته این فیلم سه بار در لسآنجلس نمایش داده شد. آیت نجفی در حال حاضر در آلمان زندگی میکند.
رویداد دیگر رونمایی از کتاب هما سرشار با عنوان «در کوچه پسکوچههای غربت» بود. این کتاب دوجلد است. سخنرانان این برنامه عبارت بودند از شهره آغداشلو، شبنم طلوعی، ماندانا زندیان و خود هما سرشار.
سهشنبه ۱۳ ماه مه به همت سازمان برابری پارس فیلم «توران خانم» ساخته رخشان بنی اعتماد و مجتبی میرطهماسب به نمایش درآمد. این فیلمی است از تلاشها و نگرانیهای «توران میرهادی» هشتاد و نه ساله برای رشد کودکان که چهار سال آخر زندگیاش را در بر میگرفت.
توران میرهادی (خُمارلو) بنیانگذار مدرسه «فرهاد»، «شورای کتاب کودک» و «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» است. او در راهاندازی نزدیک به بیست نهاد کودک نقش مستقیم داشته و از شکلگیری دهها نهاد کودک دیگر حمایت کرده است. از توران میرهادی به عنوان معمارِ نهاد کودک و مادر علمِ تعلیم و تربیت نوین در ایران یاد میشود. در پایان برنامه پرسش و پاسخی توسط سارا سید با رخشان بنی اعتماد برگزار شد.


