Home دیدگاه از خلیج فارس تا خیابان های اعتراض؛ مرز وطن‌فروشی کجاست؟

از خلیج فارس تا خیابان های اعتراض؛ مرز وطن‌فروشی کجاست؟

بازدید علی خامنه‌ای از دستاوردهای موشکی و پهپادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی / آبان ۱۴۰۲

یونس قانونی (غلامی) – وطن‌فروشی از کدام در وارد می‌شود؟ از دروازه نفت یا دهان منتقدان؟ وطن‌فروش کیست؟

در ادبیات سیاسی، واژه‌ی «وطن‌فروش» یکی از سنگین‌ترین برچسب‌هایی است که می‌توان به فردی نسبت داد. این واژه در اصل به کسانی اطلاق می‌شود که آگاهانه منافع ملی کشورشان را در اختیار بیگانگان قرار می‌دهند، سرزمین را می‌فروشند، و به مردم خود خیانت می‌کنند. اما در حکومت‌های استبدادی، این عبارت را مصادره می‌کنند تا آن را علیه دگراندیشان، مخالفان، و پناهجویانی به کار ببرند که برای آزادی و عدالت مبارزه کرده‌اند.

اما پرسش اینجاست: آیا وطن‌فروش کسی‌ست که برای حق انتخاب، آزادی بیان، و زندگی انسانی تلاش کرده و در نهایت به اجبار مهاجرت کرده؟ یا آنکه منابع ملی را به بیگانگان واگذار کرده، جوانان را قربانی منافع سیاسی کرده، و سرزمین را به زندانی برای فرزندانش بدل ساخته است؟

یونس قانونی (غلامی)

وطن‌فروشی؛ خیانت یا اتهام؟

در تاریخ ایران، بسیاری از آزادیخواهان، روشنفکران، و کنشگران اجتماعی با اتهام وطن‌فروشی سرکوب شده‌اند؛ در حالی که حقیقت، چیزی جز این بوده است. آنها نه برای دشمن، بلکه برای مردم خود ایستادند، نه برای بیگانگان، بلکه برای احقاق حقوق ملت‌شان. آنها نه وطن‌فروش، بلکه وطن‌دوستانی بودند که حکومتی سرکوبگر، طاقت فریادهایشان را نداشت.

در مقابل، وطن‌فروشی واقعی را باید در قراردادهایی چون کرسنت، واگذاری بخش‌هایی از دریای کاسپین و منابع آن به روسیه، یا امتیاز دادن به چین در خلیج فارس جستجو کرد. وطن‌فروش کسی‌ست که به‌ نام مصلحت ملی، پشت درهای بسته تصمیماتی می‌گیرد که عزت و آینده‌ی کشور را به تاراج می‌برد.

معیارهای وطن‌فروشی چیست؟

خیانت به منافع ملی: فروش اطلاعات محرمانه، واگذاری منابع و ثروت‌های ملی، و قراردادن کشور در موقعیت‌های وابستگی و تحقیر.

همکاری با دشمنان مردم: چه بیگانه باشد، چه داخلی؛ وطن‌فروش کسی‌ست که علیه ملت خود عمل می‌کند.

سوء استفاده از قدرت برای منافع شخصی: آنهایی که بجای مردم، جیب خود را پر می‌کنند؛ کسانی که به بهانه‌ی حفظ حکومت، جنگ بپا می‌کنند و نسل جوان را به مسلخ می‌فرستند.

وطن‌دوستی در برابر وطن‌فروشی

وطن‌دوستی یعنی دفاع از حقوق مردم، نه دفاع کورکورانه از حکومت. وطن‌دوستی یعنی انتقاد، یعنی حق‌خواهی، یعنی تلاش برای زندگی بهتر. وطن‌دوست می‌تواند درون مرزها باشد یا در تبعید، اما قلب‌اش برای سربلندی میهن می‌تپد.

اما آنان که پرچم «وطن‌پرستی» دروغین را در دست گرفته‌اند و با نام دین و مصلحت، مردم را به خاک و خون کشیده‌اند، فرزندان این سرزمین را مجبور به فرار کرده‌اند، و آینده‌ی کشور را در ازای دلارهای نفتی فروخته‌اند، وطن‌فروش‌اند.

وطن‌فروشان امروز، فردایی نخواهند داشت

ترس وطن‌فروشان از حقیقت است؛ از آن دخترکی که در باد می‌رقصد، از جوانی که رؤیای آزادی در سر دارد، از زنی که دیگر به قوانین پوسیده تن نمی‌دهد. آنان از حقیقتی می‌هراسند که چون آتشی آرام، اما بی‌وقفه، در بطن جامعه می‌سوزد و می‌تازد.

وطن‌فروش آن کسی‌ست که ایران را به زندان بدل کرده و مردم را به مهاجرت، به کوچ، به پناهندگی، واداشته است. کسی‌ست که بجای شنیدن صدای اعتراض، گلوله می‌پراکند. کسی‌ست که مادران را بر سر جنازه‌ی فرزندانشان به سکوت دعوت می‌کند.

اما این سرزمین، تنها به آنان تعلق ندارد. ایران، ملک موروثی حاکمان نیست. ملت، بیدار است. و روزی فرا خواهد رسید که این ملت، زنجیرهای خود را خواهد شکست؛ و در آن روز، دیگر پناهگاهی برای خائنان باقی نخواهد ماند.

وطن‌فروشی؛ آینه‌ای در برابر دروغ‌های مقدس

سال‌هاست واژه‌ی «وطن‌فروش» همچون چاقویی زهرآگین بر گلوی هر صدایی نشسته که بجای مدیحه‌سرایی برای دروغ، به حقیقت وفادار مانده است. در قاموس جمهوری اسلامی، وطن‌فروش کسی‌ست که به مردمش وفادار است، نه به ارباب قدرت. کسی‌ست که دروغ را فریاد می‌زند، نه آنکه دروغ را تکرار کند. گویی اگر خونی بر زمین می‌ریزد، باید سکوت کرد تا مبادا متهم به خیانت شوی؛ و اگر فریاد زدی، انگ خیانت بر پیشانی‌ات کوبیده شود. اما چه کسی وطن‌فروش است؟ آنکه اسناد کاسپین را واگذار کرد یا آنکه فریاد زد: «وطنم را نفروش!»؟

مگر می‌توان بر سفره‌ی نفت نشست، بر خون خلیج فارس و دریای ما خندید، منابع را به تاراج داد، و هنوز دم از میهن زد؟ آنکه قلب‌اش برای آزادی می‌تپد، هرگز وطن‌فروش نیست؛ وطن‌فروش کسی‌ست که با لبخند دیپلماتیک، با امضایی خشک و بی‌روح، بخشی از تاریخ را در ازای چند ساعت ماندگاری در قدرت، به تاراج می‌دهد. وطن‌فروش آن‌کسی‌ست که مرزهای جغرافیا را معامله می‌کند تا مرزهای سلطه‌اش بماند.

حکومت‌هایی که با مفاهیم بازی می‌کنند، وطن را نه خاک می‌دانند، نه فرهنگ، نه مردم؛ وطن برای آنها فقط تا جایی وطن است که در اختیارشان باشد. وگرنه مردم را به گلوله می‌بندند و  خائن می‌نامند. عجبا از میهن‌دوستانی که در روز، پرچم برافراشته‌اند و در شب، قرارداد فروش وطن امضا می‌کنند؛ از آنها که شعار استقلال می‌دهند و پشت درهای بسته، سند وابستگی رد و بدل می‌کنند.

امروز باید واژه‌ها را پس گرفت. باید گفت وطن‌دوست، آن کسی‌ست که صدای مردم را خاموش نمی‌کند. وطن‌فروش، آن حاکمی‌ست که بر پیکر وطن نشسته و برای ماندن، جان می‌ستاند. میهن را آنان فروختند که آزادی را به بند کشیدند و فریاد را به گلوله پاسخ دادند.

در رژیم ملاها در ایران، واژه‌ی «وطن‌فروش» به یکی از پرکاربردترین ابزارهای اتهام‌زنی تبدیل شده است. واژه‌ای که در نظام جمهوری اسلامی بارها به افرادی اطلاق شده  که در مقابل ظلم، فساد و بی‌عدالتی ایستاده‌اند. در این فضا، وطن‌فروش آن کسی است که در برابر سیستم استبدادی حاکم بایستد، نه آنکه در برابر منافع مردم و سرزمین خود تسلیم شود. این سیستم، کسانی را که به حقیقت و عدالت پایبند هستند، به دروغگویی و خیانت متهم می‌کند، اما کسانی که با اسناد و قراردادهای ننگین، منابع ملی را به تاراج می‌برند، خود را به عنوان «میهن‌پرست» معرفی می‌کنند.

سیاست‌های این حکومت بر پایه‌ی مفاهیم دوگانه بنا شده است. به‌ راحتی می‌توان کلماتی همچون «میهن»، «آزادی» و «عدالت» را به ابزاری برای مشروعیت‌ بخشیدن به اقدامات غیرقانونی و غیراخلاقی تبدیل کرد. در این نظام، آنکه در جستجوی آزادی و حقوق بشر است، وطن‌فروش است. در حالی که افرادی که در عمل، کشور را به حراج می‌گذارند و در پوشش سیاست‌های مدعیانه، منابع و ثروت‌های ملی را واگذار می‌کنند، به نام «مصلحت» و «امنیت ملی» از خود دفاع می‌کنند.

وطن‌فروشی در حقیقت نه در قالب واگذاری قطعاتی از خاک یا منابع به بیگانگان، بلکه در شکل‌های مختلفی از جمله تحمیل قراردادهای نابرابر، سرکوب آزادی‌های فردی، و خاموش کردن صدای مردم نمایان می‌شود. آنکه خون مردم را با سرکوب بر زمین می‌ریزد و در برابر اعتراضات مردم به خشونت پاسخ می‌دهد، نه تنها از مفهوم میهن‌دوستی بی‌بهره است، بلکه به بدترین شکل ممکن به وطن خیانت می‌کند.

ما باید از معنای واقعی «وطن‌فروشی» آگاه شویم. وطن‌فروش کسی است که به بهای حفظ قدرت، ارزش‌ها و منافع مردم را به خطر می‌اندازد. وطن‌فروش آن‌کسی است که بجای خدمت به مردم، برای منافع شخصی و گروهی خود، مرزها و اصول اخلاقی را زیر پا می‌گذارد. وطن‌فروش آن فردی است که دروغ را بجای حقیقت می‌نشاند و در پس پرده، مردم را قربانی سیاست‌های نابخردانه‌اش می‌کند.

در نهایت، اینگونه است که باید به این پرسش پاسخ دهیم: آیا آنکه علیه ظلم و فساد می‌جنگد و برای آزادی و حقوق انسانی می‌ایستد، «وطن‌فروش» است؟ یا آنکه با سرنوشت مردم و سرزمین‌اش معامله می‌کند، و برای بقای قدرت خود، دروغ می‌سازد، از ظلم و سرکوب حمایت می‌کند و منابع ملی را به تاراج می‌برد؟

*یونس قانونی (غلامی) فعال حقوق بشر و تحلیلگر سیاسی

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 4 / معدل امتیاز: 4.5

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید