عظیم بادامدوست – در روزهایی که اعتصابات کارگری و صنفی، به ویژه اعتصاب کامیونداران، ابعاد گستردهتری پیدا کرده، مبارزه سیاسی نیز وارد مرحلهای تازه میشود. دیگر دوران مبارزهای که بخشی از آن در فضای مجازی سپری شده گذشته است. اکنون زمان آن است که سیاستورزان، کنشگران و فعالان سیاسی به میدان عمل قدم بگذارند.
مبارز سیاسی کسی است که راه حل خلق میکند، صدای اعتصابها را به بلندترین شکل بازتاب میدهد، و همدلی، همراهی و همبستگی میسازد. اما در برابر این تلاشها، رژیم فاسد نیز بیکار ننشسته است. آنها در بزنگاههای حساس تاریخی، استراتژی تخریب مبارزان را با شدت بیشتری دنبال میکنند. رژیم خوب میداند که اتحاد و باور به یکدیگر، موجی ایجاد میکند که میتواند کل ساختار سرکوب را از هم بپاشد.
در این میان، فضای مجازی به بستری برای به ابتذال کشاندن مبارزه بدل شده است. فضای پلتفرمهایی چون «کلابهاوس» و «ایکس» دیگر صرفاً ابزار ارتباط نیستند؛ بلکه به میدان جنگ روانی و تخریب شخصیتها تبدیل شدهاند. اتاقهای زرد، بحثهای بیپایان و دعواهای بیحاصل، و تنها جامعه سیاسی را دچار سردرگمی، بیاعتمادی و رخوت کردهاند. شخصیتهای بیمحتوا و بدون ایده، جای تحلیلگران و مبارزان واقعی را گرفتهاند.
در این گرداب بیپایان، ساعتها وقت میگذرد و تنها چیزی که برجای میماند، انسانهایی تهیشده از درک سیاسی، بدون انگیزه، بدون برنامه و بیاعتماد به جامعه خود است. کسانی که روزی مدعی مبارزه بودند، حالا در قفسی تنگ، اسیر طراحیهای دستگاه امنیتی، به خودفریبی دچار شدهاند.
عجیب آنکه هرچه اعتصابات واقعیتر و خیابان پرشورتر میشود، حواشی بیفایده در فضای مجازی هم بیشتر میشود. این دوگانگی گویای یک چیز است: بعضیها نان خود را در تخریب انقلاب میزنند. با ایجاد بحران اعتماد، مبارزه را از ریل اصلی خارج کرده، و انقلاب را عقب میاندازند.
اکنون بیش از هر زمان، نیاز به بازتعریف گفتمان داریم؛ گفتمانی به رنگ خیابان، به صدای اعتصاب، و به عملگرایی، دیگر نمیتوان پشت داد و قالهای بیفایده و به ظاهر انقلابی، به انقلاب ملی خیانت کرد.


