شهرام سبزواری – در جهانی که بازدارندگی از مسیر فناوری، عقلانیت نظامی و دیپلماسی موثر عبور میکند، فرماندهان جمهوری اسلامی هنوز با مشتهای گرهکرده و واژگان جنگطلبانه در حال بازی با آتش هستند. وزیر دفاع جمهوری اسلامی، در آخرین نمایش قدرت کلامی، سخنانی به زبان آورد که نه تنها هیچ عنصر بازدارندهای نداشت، بلکه عملاً دعوتنامهای به حمله پیشدستانه توسط کشورهای خارجی است.

اظهارات او در امتداد ادبیات کلیشهای مسئولان جمهوری اسلامی– بیش از آنکه «پیام قدرت» تلقی شود، فریادیست از درماندگی. وقتی ساختار دفاعی پوسیده، اقتصاد زمینگیر، و ارتش به بازوی سرکوب داخلی تبدیل شده، دیگر تهدید نظامی از سوی چنین نظامی نه ترسآور است، نه باورپذیر. تنها نتیجهاش، افزایش ریسک حمله از سوی دشمنانیست که ضعف را بهتر از خود نظام تشخیص دادهاند.
سامانههایی که کار نمیکنند، فرماندهانی که فقط سخن میگویند
بارها مقامات نظامی جمهوری اسلامی از «ردگیری» و «شکار» سخن گفتهاند، اما واقعیت چیز دیگریست: پهپادها و موشکها تا عمق مراکز حساس نظامی و هستهای ایران نفوذ میکنند، بدون اینکه حتی یک آژیر هشدار به صدا درآید. این تناقض تلخ، تصویری واقعی از وضع موجود است؛ جایی که افسانههای پدافندی در برابر واقعیت میدانی سقوط میکنند.
آنچه در میدان دیدهایم، حملههای مکرر اسرائیل، ترور دانشمندان اتمی، انفجار در مراکز حساس و کشته شدن افسران سپاه پاسداران در سوریه است. و همواره، پاسخ نظام چیست؟ تهدید بیشتر، شعار بیشتر، و وعدهی «انتقام» که هرگز نمیآید.
پیامهای اشتباهی که تهدیدها به منطقه میفرستند
این ادبیات جنگطلبانه، سه پیام خطرناک به منطقه و جهان مخابره میکند:
۱- به اسرائیل: تهدید بیپشتوانه، مجوز حمله پیشدستانه است. دشمنی که از توان واقعی شما آگاه است، از این تهدیدها نمیهراسد، بلکه آنها را بهانه میکند.
۲- به کشورهای عرب منطقه: همسایگان ایران بجای نزدیکی، به سرعت به پیمانهای امنیتی غرب میپیوندند. جمهوری اسلامی در حال هل دادن جهان عرب به آغوش اسرائیل است.
۳- به جامعه جهانی: جمهوری اسلامی، بازیگری غیرقابلپیشبینی و بحرانزاست که ممکن است هر لحظه یک جنگ تمامعیار در منطقه بهراه اندازد.
سقوط در منجلاب خودفریبی
افزایش شعار و تهدید، هیچگاه جایگزین بازسازی واقعی قدرت دفاعی نمیشود. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با فساد، فرار نیروی انسانی، و نارضایتی گسترده مواجهاند. اما نظام همچنان درگیر پروژهایست به نام «نمایش قدرت»؛ پروژهای که تنها محصول آن، افزایش ناامنی برای ایران است.
وقتی وزیر دفاع با دستان خالی تهدید میکند، نه دشمن میترسد، نه مردم احساس امنیت میکنند. بلکه این نمایش، عملاً سند ناتوانی نظام است؛ ناتوانی در بازدارندگی، در دیپلماسی، و در درک واقعیت میدان.
پایان؛ تهدید علیه دشمن یا علیه ایران؟
در نهایت باید گفت: آنچه امروز از تریبون مقامات جمهوری اسلامی بیرون میآید، نه زبان قدرت، بلکه پژواک بیپناهیست. سیاست تهدیدِ بیپشتوانه، سلاحیست که پیش از هرکس، کشور را هدف قرار میدهد.
جمهوری اسلامی ، به رهبری چنین فرماندهانی، نه تنها بازدارنده نیست، بلکه خود عامل ناامنی منطقه است. مردمی که گروگان این زبانِ ماجراجو و جنگافروز شدهاند، هر روز بیش از پیش از حقیقت وحشتزدهاند: در حالی تهدید میکنند که دفاعی ندارند. و آنگاه که آتش برافروخته شود، جز خاکستر، نصیبی نخواهند داشت.
*شهرام سبزواری کارشناس و تحلیلگر نظامی


