Home دیدگاه زخم‌هایی که دیده نمی‌شوند: چهره پنهان جنگ

زخم‌هایی که دیده نمی‌شوند: چهره پنهان جنگ

- نخستین گام برای مقابله با این بحران، پذیرفتن واقعیت جنگ است، نه به معنای تأیید یا دوست‌داشتن آن شرایط، بلکه به‌ عنوان نقطه‌ی آغاز برای تغییر. سلامت روان به‌ اندازه‌ی بازسازی زیرساخت‌های یک جامعه اهمیت دارد. رسیدگی به آن تنها وظیفه‌ی روانشناسان نیست، بلکه مسئولیتی همگانی است که رسانه‌ها، نظام آموزشی، خانواده‌ها و هر یک از شهروندان در آن نقش دارند.
- صلح درون می‌تواند پاسخی مناسب به جهان بیرون باشد. ما همیشه نمی‌توانیم مانع آغاز جنگ شویم، اما می‌توانیم نگذاریم زخم‌های آن نسل‌ به‌ نسل در روان ما تداوم یابد. در جهانی پرآشوب، ساختن صلح درونی وظیفه‌ای آگاهانه، فردی و جمعی است. صلح روانی، تنها در سایه‌ی آگاهی، همدلی و مسئولیت مشترک ممکن می‌شود.

علی سرکوهی – پیش از آنکه جنگ دیوار خانه‌ها را فروریزد، روان انسان را ویران می‌کند. جنگ، صرفاً رویدادی سیاسی یا نظامی نیست بلکه زلزله‌ای‌ست در جان آدمی که پس‌لرزه‌های آن، سال‌ها و حتی نسل‌ها باقی می‌ماند. این فروپاشی، تنها به خطوط مقدم محدود نمی‌شود. در عصر رسانه، جنگ از صفحات نمایش‌ به درون ذهن و روان ما نفوذ می‌کند. تصاویر بمباران، آوارگی و مرگ، روان تماشاگر را نیز زخمی می‌کنند. جنگی‌ست خاموش که ذهن‌ها را بی‌صدا می‌فرساید.

مطالعات روانشناسی سلامت نشان می‌دهند آثار روانی جنگ، فراتر از میدان نبرد گسترش می‌یابد. اضطراب، افسردگی، اختلال خواب، و تراما یا ضربات روحی ثانویه* میلیون‌ها نفر را درگیر می‌کند. از کودکانی که با کابوس از خواب می‌پرند تا والدینی که خود را ناتوان می‌بینند. جنگ نه‌فقط با گلوله، بلکه با وحشت، بی‌پناهی و فرسایش روانی عمل می‌کند.

نخستین گام برای مقابله با این بحران، پذیرفتن واقعیت جنگ است، نه به معنای تأیید یا دوست‌داشتن آن شرایط، بلکه به‌ عنوان نقطه‌ی آغاز برای تغییر. سلامت روان به‌ اندازه‌ی بازسازی زیرساخت‌های یک جامعه اهمیت دارد. رسیدگی به آن تنها وظیفه‌ی روانشناسان نیست، بلکه مسئولیتی همگانی است که رسانه‌ها، نظام آموزشی، خانواده‌ها و هر یک از شهروندان در آن نقش دارند.

چگونه از روان خود در برابر جنگ محافظت کنیم؟

در شرایط بحرانی، مراقبت از سلامت روان دیگر یک موضوع لوکس نیست، بلکه ضرورتی حیاتی است. راهکارهای زیر می‌توانند به حفظ تعادل روانی فرد و جامعه کمک کنند:

• در حفظ روابط انسانی کوشا باشید. ارتباط با دیگران هرچند از راه دور مانع فروپاشی روانی می‌شود. گفتگو و حضور عاطفی، پادزهر اضطراب و احساس انزواست.
• زمانی مشخص برای دنبال‌کردن منابع معتبر در نظر بگیرید و از تماشای مکرر تصاویر آزاردهنده پرهیز کنید. پیگیری مداوم اخبار خشونت‌بار ذهن را خسته و فرسوده می‌کند.
• با انجام تمرین‌هایی تنفسی مانند مدیتیشن و‌ یوگا سیستم عصبی خود را آرام و تثبیت کنید.
• در تلاش باشید تا ریتم زندگی خود را حفظ کنید. خواب منظم، تغذیه مناسب، تحرک بدنی و فعالیت‌های ساده، به‌ مثابه لنگری روانی عمل می‌کنند و به مغز احساس ثبات می‌دهند.
• از گروه‌های آسیب‌پذیر حمایت کنید. با کودکان صادقانه اما با آرامش صحبت کنید. برایشان فضایی امن و قابل پیش‌بینی بسازید. سالمندان را از یاد نبرید؛ رنج آنان اغلب ناپیداست.
• به انجام فعالیت‌هایی بپردازید که برایتان معنا و هدف خلق می‌کنند. معنا، پادزهر بحران است. نوشتن، خلق آثار هنری، دعا یا کمک به دیگران می‌تواند انسجام روانی را تقویت کرده و احساس امید را زنده نگه دارد.
• در صورت نیاز، درخواست کمک کنید. اضطراب، بی‌خوابی یا احساس خستگی روانی را جدی بگیرید. صحبت با روانشناس یا فردی مورد اعتماد نشانه‌ی آگاهی و بلوغ است، نه ضعف.
• با خود و دیگران مهربان باشید. فشار روانی ممکن است روابط را شکننده کند. خشونت کلامی یا رفتاری، بحران را عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌کند.

صلح درون می‌تواند پاسخی مناسب به جهان بیرون باشد. ما همیشه نمی‌توانیم مانع آغاز جنگ شویم، اما می‌توانیم نگذاریم زخم‌های آن نسل‌ به‌ نسل در روان ما تداوم یابد. در جهانی پرآشوب، ساختن صلح درونی وظیفه‌ای آگاهانه، فردی و جمعی است.

صلح روانی، تنها در سایه‌ی آگاهی، همدلی و مسئولیت مشترک ممکن می‌شود.

*دکتر علی سرکوهی روانشناس و استاد دانشگاه در سوئد


* تراما یا ضربات روحی ثانویه، آسیب روانی است که فرد به‌ صورت غیرمستقیم و از طریق مواجهه مکرر با رنج و درد دیگران تجربه می‌کند، بدون اینکه خود مستقیماً در حادثه آسیب دیده باشد.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 13 / معدل امتیاز: 3.5

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید