مهدی نوذر – ایران، سرزمین تاریخهای شگفت، اینبار نیز در آستانهی یکی از سرنوشتسازترین لحظات خویش ایستاده است. پنجاه سال اخیر، توفانیترین فصل این دیار بود؛ فصلی آکنده از خیانت، خون، خفقان و خروش.
سخن را طول نمیدهم. ارزیابی جنایات ملایان و دلایل رسیدن به این پرتگاه را به مجالی دیگر وامیگذارم. امروز، نه زمان تحلیل، که هنگام تصمیم و عمل است.
مردم ایران!
اکنون، تاریخیترین حمایت بینالمللی از شما در برابر دژخیمان بیرحم خامنهای رقم خورده است. جهانیان دریافتهاند که رژیم فاسد جمهوری اسلامی نه تنها تهدیدی برای مردم ایران، بلکه خطری برای صلح جهانیست.
راه رهایی، تنها یک کلمه است: سقوط.
سقوط تمامقد این نظام خونریز.
خامنهای با قمار هستهای خود، به دنبال بمبی بود برای گروگانگیری دنیا؛ اما این بازی را باخته است. اکنون تنها و سرافکنده، یک به یک غولهای امنیتیاش را از دست داده و چون موشی حقیر به سوراخ خزیده. مزدورانش یکی پس از دیگری محو شدهاند و دستگاه جهنمیاش زمینگیر شده است.
روی سخنم با توست، هممیهن ایرانی!
اسرائیل ضربههایی حسابشده و دقیق به مغز تصمیمسازی و اتکای نظام زده است.
تا این لحظه، بدون آسیب به زیرساختهای اقتصادی و مدنی، تنها و تنها ستونهای سرکوب، ترور و شکنجهی خامنهای نابود شدهاند.
اما در پاسخ، او میکوشد با گسترش جنگ به مناطق مسکونی، مردم ایران را سپر انسانی خویش کند.
اینجاست که عقل و شجاعت باید در کنار هم بایستند.
لحظهی ضربهی آخر فرا رسیده است؛ ضربهای که ضحاک را برای همیشه به زمین خواهد کوبید.
ایرانیان!
اکنون زمان قیام است.
دوربینها خاموشاند، فرماندهی سردرگم است، زنجیرههای کنترل شکسته شدهاند. تمام شرایط برای قیامی سرنوشتساز مهیاست.
باید برخاست.
باید سقوط را به نقطهی بیبازگشت رساند.
مبادا معاملهگران خارجی، درهای سقوط را با نیرنگ ببندند.
مردم!
اینبار، فریاد آخر باید کار را تمام کند.
شعارهای شبانه، اجتماعات اعتراضی، دیوارنویسیها و نافرمانیها، نقطهی شروعاند.
صدایتان را بلند کنید.
دستهایتان را گره کنید.
دیگر مزدوری برای خامنهای باقی نمانده.
خیابانها را پس بگیرید.
سرنوشت در دستان شماست.
و ایران، در انتظار خیزشیست که آن را از چنگال شب، به سپیدهدم برساند و یقین داشته باشید نور بر تاریکی پیروز است…


