حملهی اخیر اسرائیل به ایران، ایران و منطقه را وارد بحرانی عمیقتر کرده است؛ بحرانی که نه تنها دولتها، بلکه اراده و خرد اپوزیسیون دموکراتیک ایران را نیز به آزمون میگذارد. در این لحظهی حساس، نقش رهبری اپوزیسیون بیش از هر زمان دیگری حیاتی است. تصمیماتی که اکنون گرفته میشوند، سرنوشت میلیونها نفر را در کوتاهمدت و بلندمدت رقم خواهند زد.
چالش بسیار عظیم است. ایران مورد حمله قرار گرفته و واکنش طبیعی ملی، وحدت در برابر تهاجم خارجی است. اما رژیمی که امروز مسئول اداره کشور است، در چهار دهه گذشته زخمهای عمیقی بر پیکر مردم خود وارد کرده است؛ از نظر سیاسی، اقتصادی، و اخلاقی. مردم ایران میان دفاع از وطن و مقاومت در برابر رژیمی که به آنان خیانت کرده و مشروعیت خود را از دست داده است، گرفتار شدهاند.
بار سنگین رهبری در زمان جنگ
رهبری خردمند اپوزیسیون باید میان احساسات و آیندهنگری استراتژیک تعادل برقرار کند. باید رنج عمیق ملت را درک کند، ولی با نگاهی واقعبینانه مسیر درست را انتخاب کند. مردم ایران شایستهی رهبری هستند که شجاع، متحدکننده، خردمند و مسلط بر اوضاع و رسانهها باشد.
رهبری مسئول چه باید بکند؟
رهبری تنها بازتاب احساسات عمومی نیست بلکه هدایت آن است. رهبری مسئول باید:
خواستار آتشبس فوری شود تا از جان باختن بیگناهان و ویرانی غیرقابل جبران جلوگیری شود.
شفافیت اخلاقی را حفظ کند؛ نه در کنار متجاوز قرار گیرد، و نه اجازه دهد رژیم در سایهی ناسیونالیسم جنگی از زیر بار مسئولیت فرار کند.
با بیان شفاف و اعتمادساز، نقشهی راهی ارائه دهد که امید، همبستگی، و آیندهای بهتر برای ایران ترسیم کند.
با بیان حقیقت در برابر احساسات عمومی، یادآور شود که دفاع از وطن به معنای دفاع از استبداد نیست.
«خطر وفاداری نادرست»
تاریخ معاصر ایران درسهای دردناکی به ما آموخته است. دو مورد از مخربترین تصمیمات سیاسی در سالهای گذشته— در جنگ دههی ۱۳۶۰ و بحران کنونی— زیر نظر جمهوری اسلامی گرفته شدهاند. اینها حاصل قضاوتهای اشتباه و ایدئولوژیزدهای هستند که از ارادهی مردم جدا بودهاند.
ادامهی این مسیر، تضمینی است بر رنج بیشتر. اگر این رژیم در قدرت باقی بماند، آیندهای تیرهتر از گذشته در انتظار ملت خواهد بود.
«مسیر پیش رو»
پیام اپوزیسیون ایران باید قاطع و بدون ابهام باشد:
جنگ باید فوراً متوقف شود. رژیم باید از قدرت کنار برود. آیندهای نو باید آغاز گردد— برای ایران، منطقه، و جهان.
این لحظهای تاریخی است. لحظهای که نه تنها مقاومت، بلکه خرد میطلبد. نه فقط وطندوستی، بلکه خردورزی. آیندهی ایران وابسته به شجاعت کسانی است که جرأت رهبری دارند.
دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی و گروه پژوهشگران برای آزادی ایران


