Home Featured1 گزارش میدانی از ساکنان تهران در شرایط جنگی؛ بلاتکلیف و نگران، به امید...

گزارش میدانی از ساکنان تهران در شرایط جنگی؛ بلاتکلیف و نگران، به امید چشم‌اندازی روشن

- « مطرح کردن تخلیه تهران ساده است اما واقعا خیلی‌ها به خاطر شغلشان قادر به ترک تهران نیستند یا خیلی‌ها زندانی هستند‌، می‌دانیم که جمهوری اسلامی به هیچیک از پیمان‌های بین‌المللی پایبند نیست؛ برای این حکومت مهم نیست که مردم در این جنگ کشته شوند؛ ما از اسرائیل می‌خواهیم در این جنگ، جان تک تک مردم عادی حفظ شود؛ می‌دانیم که این توان  و تکنولوژی را دارند و می‌توانند هر کسی را در هر جایی به صورت نقطه‌زن از میان بردارند.».
- «وقتی در شرایط بحرانی و منابع محدود قرار می‌گیرید، راه‌های مقابله با بحران هم باز می‌شود؛ دوستانم در قزوین، شهریار و شمال خبر داده‌اند که صاحبان تعدادی رستوران بین مسافران از تهران غذای رایگان، توزیع می‌کنند؛ یا در شمال بسیاری از روستاییان خانه‌های خود را رایگان در اختیار مسافران قرار داده‌اند.»
- « ماشین‌های نمره تهران در رشت را تفتیش می‌کنند به بهانه پیدا کردن مشروب، ماشین ما را تفتیش کردند در ماشینی که خانواده و پدر و مادر پیر من نشسته دنبال پهپاد هستند!»
- «یک اشتیاق و خوشحالی در نگاه مردم می‌بینم. صبح روز اول که اسرائیل، سران سپاه را به درک واصل کرد به نانوایی رفته بودم، شاطر و تعدادی از همسایه‌ها آن روز می‌خندیدند و با یکدیگر خوش و بش می‌کردند.»

در شبانه‌روز گذشته مسیرهای خروجی از تهران با ترافیک سنگین روبروست

فیروزه نوردستروم- عملیات نظامی اسرائیل، علیه جمهوری اسلامی در ایران همچنان ادامه دارد، از روز جمعه ۲۳ خردادماه هزاران شهروند تهران را ترک کرده و به شهرهای امن‌ پناه برده‌اند. شمار زیادی از  کسبه مغازه‌های خود را تعطیل کرده و اجناس خود را از ترسی دزدی و غارت تخیله کرده‌اند. در تهران و شهرهای بزرگ وضعیت فوق‌العاده امنیتی برقرار شده. بسیاری از مردم این شرایط جنگی را نتیجه‌ سیاست‌های جنگ‌افروزانه و ضدایرانی جمهوری اسلامی می‌دانند.

در شبانه‌روز گذشته مسیرهای خروجی از تهران با ترافیک سنگین روبروست

کیهان لندن در این گزارش میدانی به سراغ شهروندانی رفته که یا  به ناچار در تهران ماندگار شده‌اند و یا تهران را ترک کرده‌ و به مناطق امن رفته‌اند.

یک زن سرپرست خانوار که ساکن یک آپارتمان در محله بهبودی تهران است به کیهان لندن می‌گوید: «بجز من و دخترم ساکنان همه واحدها رفته‌‌اند و فقط ما مانده‌ایم. ساکنان آپارتمان روبرویی که ده واحدی است همگی رفته‌اند، این وضعیت برای ماها که در تهران ماندیم ترسناک و خطرناک است. چون امنیتی که وجود ندارد، اگر دزد این خانه‌ها را غارت کند هیچکس نیست که پیگیری کند، بنابراین در این شرایط  نه ماندن  در خانه  امن است و نه عبور و مرور در جاده‌ها.»

یک بانوی بازنشسته در اواخر دهه ۷۰ زندگی خود ساکن خیابانی نزدیک سفارت کره جنوبی است. می‌گوید: «من و همسایه‌هایم در این حوالی زیاد نگران بمباران نیستیم چون می‌دانیم اسرائیل به محله‌های نزدیک به سفارتخانه‌ها کاری ندارد.»

او که دو روز پیش به خانه پسرش در عظیمیه کرج رفته بود اضافه می‌کند: «یک اشتیاق و خوشحالی در نگاه مردم می‌بینم. صبح روز اول که اسرائیل، سران سپاه را به درک واصل کرد به نانوایی رفته بودم، شاطر و تعدادی از همسایه‌ها آن روز می‌خندیدند و با یکدیگر خوش و بش می‌کردند.»

این شهروند ادامه می‌دهد: «پناهگاه که نداریم، آژیر هم که هیچ، صدای جنگنده بالای سرمان می‌آید که آسمان  را دور می‌زند، صدای انفجار از نقاط دور و‌ نزدیک می‌آید، صدای پدافند می‌آید ولی رسانه‌های حکومتی خبر می‌زنند موشک زدیم خورد زمین سوراخ شد! تو را به خدا بگذارید این آخر عمری توی خانه خودمان بمیریم.»

در ادامه با یک شهروند ساکن کانادا صحبت می‌کنم که نتوانسته مادر پیرش را از تهران خارج کند: «یکی از مشکلاتی که بر اثر تخلیه تهران ایجاد شده این است که بسیاری از افراد نمی‌توانند از تهران خارج شوند، به تجربه مادر خودم اشاره می‌کنم که یک ماه‌ و نیم پیش سکته مغزی کرد، بر روی تشک مواج می‌خوابد، هر روز باید پرستار، دو شیفت بالای سرش باشد، گاهی اوقات مجبورند به او اکسیژن وصل کنند، حتی قطع برق می‌تواند برای مادرم تا حدی خطرناک باشد، برای بسیاری از بیماران بخش آی‌سی‌یو قطع برق کُشنده است.»

او اضافه می‌کند: «مطرح کردن تخلیه تهران ساده است اما واقعا خیلی‌ها به خاطر شغلشان قادر به ترک تهران نیستند یا خیلی‌ها زندانی هستند‌، می‌دانیم که جمهوری اسلامی به هیچیک از پیمان‌های بین‌المللی پایبند نیست، برای این حکومت مهم نیست که مردم در این جنگ کشته شوند، ما از اسرائیل می‌خواهیم در این جنگ، جان تک تک انسان‌ها حفظ شود، می‌دانیم که این توان  و تکنولوژی را دارند، می‌توانند هر کسی را در هر جایی به صورت نقطه‌زن، بکُشند، شاید این  راه، سخت‌تر و پرهزینه‌تر باشد اما خواهش می‌کنیم این راه را دنبال کنند و از حمله کور اجتناب کنند، حمله کور می‌تواند جان غیرنظامیان را به خطر بیاندازد، نمی‌خواهیم بلایی که بر سر غزه آمد بر سر تهران یا هر شهر دیگری بیاید، جابجایی مردم کار ساده‌ای نیست، ما حکومتی را تحمل می‌کنیم که مردم ایران را گروگان گرفته ولی یادمان باشد برای از بین بردن گروگانگیر، نهایت تلاش خود را به کار ببریم که گروگان‌ها کمترین آسیب را ببرند و آن محلی که گروگان‌ها نگهداری می‌شوند کمترین آسیب را ببیند. انتظار داریم از اسرائیل یا آمریکا مراقب باشند زیرساخت‌های کشور را از بین نبرند و کشور را دچار آلودگی‌های هسته‌ای و شیمیایی نکنند.»

یک خانم جوان ساکن غرب تهران که تصمیم دارد همراه با دخترش به ترکیه و برای مدتی در خانه همسر سابق خود زندگی کند. می‌گوید: «خواستم طلاهایم را به صندوق امانت همسرم در بانک منتقل کنم ولی قبول نکردند و حتی با درخواست گرفتن صندوق امانت جدید هم موافقت نکردند. گفتند همه دارند صندوق امانت خود را خالی می‌کنند.»

او در ادامه توضیح می‌دهد: «بعد از حدود چهار، پنج عصر، همه جا سوت ‌و کور و تعطیل است، حتی داروخانه‌ها هم بعد از این ساعت تعطیل می‌کنند، قنادی‌ها هم همان روزهای اول، تعطیل کردند، امروز نان سنگک در محله ما به ۶۵ هزار تومان و نان لواش به ۲۵ هزار تومان رسیده.»

این شهروند به مسئله زورگیری در جاده‌ها طی روزهای اخیر اشاره می‌کند: «هر کسی که یک وسیله نقلیه داشته باشد از تهران خارج شده یا در حال خارج شدن از تهران هست. کسانی که از تهران فرار کرده‌اند، همه پول و دلار و طلای خود را با خود برده‌اند، چند نفر از همکارانم با چند مورد زورگیری با قمه در مسیر جاده‌های خروجی تهران روبرو‌ شده بودند. ‌چون خیلی‌ها دیگر به سیستم بانکی اعتمادی ندارند و تمام طلا و ارز خود را از صندوق امانات خارج کرده‌اند.»

یک دانشجوی ساکن ترکیه که نگران مادرش در تهران است صحبت‌های خود را با مطلبی که آن را «نقل قول‌های سمّی» می‌نامد شروع می‌کند: «یکی دو روز پیش بود جمله‌ای در یک کانال تلگرامی خواندم که مو به تنم سیخ شد، نوشته بود «هر اسلحه‌ای داشتی ۱۰ فشنگ در آن بگذار، ۹ تا برای خائن به وطن و یکی را برای دشمنت نگه دار!» وقتی این جمله را خواندم شوکه شدم، چون این جمله، ترویج عریان خشونت است، یا این جمله «اگر جنگلی آتش گرفت حیوانات فرار می‌کنند درختان می‌مانند» حس می‌کنم عامدانه نقل قول‌های جعلی و سمّی بین مردم ترویج می‌شود با این هدف که مردم از نظر تصمیم‌گیری دچار سردرگمی شوند و خشونت بین مردم نفوذ پیدا کند و بین آنها چند دستگی به سود نظام ایجاد شود.»

او توضیح می‌دهد: «وقتی در شرایط بحرانی و منابع محدود قرار می‌گیرید، راه‌های مقابله با بحران هم باز می‌شود؛ دوستانم در قزوین، شهریار و شمال خبر داده‌اند که صاحبان تعدادی رستوران بین مسافران تهرانی غذای رایگان توزیع می‌کنند یا در شمال بسیاری از روستاییان خانه‌های خود را رایگان در اختیار مسافران قرار داده‌اند.»

یک بازنشسته دانشگاه هم که دو روز پیش همراه با همسرش به خانه پدری خود در یکی از روستاهای زواره اردستان رفته معتقد است: «اگر این جنگ به درازا بیانجامد مردم راه خود را پیدا می‌کنند ولی مهم این است که به دام تفرقه‌ای که رژیم به آن می‌دمد نیفتند؛ جمهوری اسلامی دو جنگ را به مردم ایران تحمیل کرد؛ یکی جنگ ایران و عراق بود که با سیاست‌های توسعه‌طلبانه منفی خمینی و تحریک کردن شیعیان عراق رخ داد و با اینکه صدام بعد از آزادسازی خرمشهر مایل به پایان جنگ بود خمینی گفت راه قدس از کربلا می گذرد! و امروز هم این جنگ را خامنه‌ای به مردم ایران تحمیل کرده؛ قبل از ترامپ فرصت فراهم بود در دولت بایدن برجام احیا شود و حتی وقتی برجام امضا شد فرصت داشت که خود را با دنیا سازگار کند ولی نکرد. هنوز امضای برجام خشک نشده بود که خامنه‌ای در سخنانی ادعا کرد اسرائیل ۲۵ سال دیگر را نخواهد دید و بعد در میدان کاخ روزشمار گذاشتند! به چه دلیل؟ چون آنها واقعا برنامه داشتند که اسرائیل را از بین ببرند و تصمیم گرفتند این برنامه خود را اجرا کنند و در قضیه هفتم اکتبر هم مشت‌شان سریع باز شد؛ پس این جنگ ثمره ۴۶ سال اسرائیل ستیزی جمهوری اسلامی است و یهودیان بر اساس آموزه‌های دینی خود تهدیدهای دشمنان خود را نادیده نمی‌گیرند.»

در ادامه، یکی از کارکنان شرکت سایپا که از تهران با مادر، پدر همسر و فرزندش به یکی از روستاهای شمال به این گفتگو می پیوندد: «چند روزی هست به روستایی حوالی رشت آمدیم، اوضاع اصلا خوب نیست، تهران تقریبا خالی شده، دانشگاه و مدارس به کل تعطیل شده‌اند.»

او با اشاره به خلوت بودن تهران و احتمال سرقت از خانه‌های خالی مردم می‌گوید: «من ندیدم کسی دغدغه‌ خانه و زندگی خود را داشته باشد، همه نگران حفظ جان زن ‌ و بچه خود هستند، من هم بیشتر نگران جان زن و بچه‌ام هستم تا خانه، خیالم هم راحت است که پدر و مادر پیرم را با خودم آورده‌ام. در راه، ترافیک وحشتناکی بود، کمبود بنزین بیداد می‌کرد، جلوی هر پمپ بنزینی یک صف کیلومتری بود؛ ۲۰ لیتر با کارت شخصی و ۱۵ لیتر با کارت جایگاه‌دار می‌دهند.»

این پدر جوان با اشاره به حضور پرشمار نیروهای لباس‌شخصی و بسیج در خیابان‌های رشت و تهران می‌خندد و می‌گوید: «ماشین‌های نمره تهران در رشت را تفتیش می‌کنند به بهانه پیدا کردن مشروب؛ ماشین ما را تفتیش کردند و در ماشینی که خانواده و پدر و مادر پیر من نشسته‌اند دنبال پهپاد هستند! اما واقعا حال هیچکس خوب نیست، همه بلاتکلیف و نگرانند. مهم‌ترین سوال برای همه اینست که این وضع قرار است تا کی باقی بماند. مثلا خود ما، تا کی باید در این روستا بمانیم؟ یک هفته؟ دو هفته؟ یک ماه؟ پس خانه و زندگی چه می‌شود؟»

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 4 / معدل امتیاز: 4

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید