دکتر مهدی میرسعیدی – در لحظهای تاریخی، در میان فشارهای فزایندهی داخلی رژیم و تحولاتی تعیینکننده در منطقه، امروز شاهزاده رضا پهلوی با بیانی روشن و بیپرده، نقشهی راهی برای ایران فردا ترسیم کرد: عبور از رژیم جمهوری اسلامی، رسیدن به ساختاری آزاد، سکولار و مردمسالار، و تکیه بر «وفاق ملی» به عنوان تنها ابزار نجات و شکوفایی. این سخنرانی نه فقط بازتابی از خرد و تجربهی یک رهبر دور از وطن بود، بلکه پژواکیست از خواست میلیونها ایرانی که دهههاست از استبداد، فساد و سرکوب رنج میبرند.
https://mykayhan.org/1404/04/02/380147/
در بخشی از این سخنرانی، شاهزاده جملهای بهیادماندنی را مطرح کرد:
«امروز روشنتر از همیشه است که جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است… این لحظه، لحظهی دیوار برلین ماست.»

تشبیه بسیار دقیق و مهمی است. اگر انقلاب ۵۷ را اشتباهی تلخ بدانیم که مسیر ایران را از مدرنسازی، نوسازی و حاکمیت قانون به سمت دینسالاری، تمامیتخواهی و فروپاشی نهادها برد، اکنون زمان جبران آن اشتباه تاریخی فرارسیده است. لحظهای است که ایرانیان در آستانهی عبور از استبداد مذهبی و ورود به فصل تازهای از مدنیت و سربلندی ملی قرار دارند.
نقشهی راه شاهزاده مبتنی بر سه اصل اساسی است:
- آزادی فردی و اجتماعی – به مثابه زیربنای هر جامعهی انسانی و نه امتیازی اعطایی
- سکولاریسم سیاسی – به معنای جدایی دین از حکومت و تضمین برابری شهروندان بدون توجه به مذهب
- وحدت ملی – همگرایی اقوام، مذاهب و گرایشهای فکری در یک هدف مشترک: نجات و شکوفایی ایران
ایشان تأکید کردند که هیچ نسخهای برای بازسازی ایران بدون در بر گرفتن همهی مردم، از کُرد تا بلوچ، از سنی تا بهایی، از مهاجر تا اسیر در وطن، ممکن نیست.
در این فضای گذار، جمله نمادین رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، دوباره طنین انداخته است: “Make Iran Great Again” – شکوه را به ایران بازگردانیم. عبارتی که شاهزاده نیز قبلا در مصاحبه با رسانههای بینالمللی بیان کرده بود.
این شعار، فراتر از سیاست روز، به نوعی اعتراف استراتژیک به ظرفیت بالقوه ملت ایران است؛ کشوری با سابقه چند هزار ساله، تمدن درخشان، و جمعیتی تحصیلکرده که سالهاست در اسارت یک حکومت ناکارآمد و سرکوبگر گرفتار شده است.
ترامپ، که پیشتر نیز با تحریمهای گسترده و خروج از برجام رژیم جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار داد، اکنون با این جمله نشان میدهد که نگاه غرب در حال بازتعریف است: ایرانِ بدون جمهوری اسلامی، نه تهدید، که فرصت است.
شاهزاده در سخنرانی امروز تأکید کرد که مسیر گذار نباید با خشونت و انتقام همراه باشد. و به واقع ایران دموکراتیک تنها راه نجات ماست.
این تأکید بر مقاومت مدنی، درسیست از تاریخ. همانطور که لهستان با همبستگی، آفریقای جنوبی با بخشش، و آلمان با اتحاد بازسازی شدند، ایران نیز باید از مسیر آگاهی و نافرمانی مدنی عبور کند؛ نه با تفنگ، بلکه با خرد.
اما هیچکدام از این مسیرها بدون وفاق ملی ممکن نیست. امروز باید همه ایرانیان، صرف نظر از باور سیاسی یا عقیده مذهبی، دست در دست هم دهند. وقت آن نیست که در میان سلطنتطلب و جمهوریخواه، چپ و راست، درونمرزی و برونمرزی دیوار بکشیم.
اگر هدف رهایی ایران است، هیچ ایرانی که خیانتی به مردم نکرده است نباید طرد شود. کسانی که سالها در بدنه این نظام کار کردهاند اما اکنون به صف مردم پیوستهاند، باید با آغوش باز پذیرفته شوند. چرا که نجات ایران پروژهای همگانیست، نه انحصاری.
این کشور فقط به یک گروه یا ایدئولوژی تعلق ندارد. ایران خانه همه ماست ویران شده یا نه، بیمار یا نه، هنوز وطن ماست. اگر آن را رها کنیم، هیچکس آن را برای ما نخواهد ساخت.
وحدت یعنی بازتعریف «ما». «ما» یعنی آن معلمی که در ایران درس میدهد و آن دانشجویی که در اروپا تحصیل میکند. یعنی آن کارگری که در جنوب تهران نان شب ندارد و آن مهاجری که در لسآنجلس یا استکهلم برای ایران اشک میریزد.
رژیم جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته نهتنها کشور را به ورطهی فقر، تحریم، و انزوای بینالمللی کشانده، بلکه زیرساختهای اخلاقی، علمی، فرهنگی و زیستمحیطی ایران را نیز تخریب کرده است. امروز با یک نظام ناکارآمد، مستهلک، و بدون مشروعیت مواجهیم که بقای خود را تنها در سرکوب و خشونت میبیند.
اما این رژیم پایان دارد. و همانگونه که شاهزاده تأکید نمود: «وقتی مردم برخیزند، هیچ قدرتی نمیتواند آنها را متوقف کند.»
در این مسیر، جامعه جهانی وظیفه دارد تا از جنبش مردم ایران حمایت کند. نه صرفاً با بیانیههای دیپلماتیک، بلکه با اقدامات مشخص:
- منزوی کردن جمهوری اسلامی در مجامع بینالمللی
- توقیف داراییهای سران رژیم
- فراهم کردن بستر برای انتقال مسالمتآمیز قدرت
- حمایت از رسانههای آزاد و صدای مردم
فردای ایران، اگر بر اساس عقل، مدارا و مشارکت همگانی ساخته شود، میتواند الگویی برای جهان شود. ایران میتواند همانطور که در مشروطه پیشتاز شد، در دموکراسیسازی نیز پیشتاز باشد.
این فردا دور نیست؛ فقط نیازمند وحدت، امید، و رهبری هوشمندانه است.
دوران جمهوری اسلامی به پایان نزدیک شده است. اما آنچه اهمیت دارد، آغاز دوران بازسازی ملت و مملکت است؛ ساختن کشوری آزاد، نیرومند، و سربلند که فرزندانش بتوانند در آن بدون ترس، با افتخار زندگی کنند.
و شکوه را دوباره به ایران بازگردانیم؛ با هم؛ برای همه و همیشه.
*دکتر مهدی میرسعیدی استاد دانشگاه فلوریدا، نویسنده، پزشک و عضوانجمن ملی سلامت رازی


