سپیده حجامی – در جمهوری اسلامی، تنها چیزی که هیچگاه از کار نمیافتد، تنها دستگاهی که هرگز دچار قطع و اختلال و کمبود یا خرابی نمیشود، «ماشین کشتار» است.
برق قطع میشود، آب جیرهبندی میشود، گاز در زمستان به روستاها نمیرسد. کارخانهها تعطیل میشوند، بیمارستانها فرسودهاند، آموزش و امید و آینده را در گور کردهاند.
هوا را نمیشود نفس کشید، زایندهرود و دریاچه ارومیه خشکیدهاند، جنگلها در آتش میسوزند. نان مردم از سفرهها پر میکشد، حقوق کارگران ماهها عقب میافتد، کودک کار زیاد میشود، مواد غذایی بیکیفیتتر و گرانتر میشود.
هیچ چیز کار نمیکند، هیچچیز جز یک چیز: طناب دار!
همه چیز در این کشور یا از کار افتاده، یا تعطیل شده، یا در مسیر نابودیست. اما اعدام نه. دستگاه اعدام، بیوقفه کار میکند. بیتأخیر، بیرحم، بیوقفه.
در دو روز، دو زندانی سیاسی را به اتهام «ارتباط با اسرائیل» اعدام کردند: مجید مسیبی و محمدامین مهدوی شایسته.
چه کسی میداند این اتهامات چقدر ساختگی، چقدر شکنجهمحور، و چقدر بدون عدالت بودهاند؟
اما جمهوری اسلامی نیازی به پاسخ ندارد، چون پرسشی را برنمیتابد. فقط میکُشد.
امروز هم، در حالی که آسمان ایران زیر سایهی موشک و پهپاد و خمپاره است، در حالی که جنگی تمامعیار از سوی جمهوری اسلامی بر مردم ایران تحمیل شده، باز هم این ماشین کشتار است که بیوقفه کار میکند. مردم زیر آوار ترس و بیپناهی زندگی میکنند، علی خامنهای در زیرزمین پنهان شده، اما اعدام همچنان برقرار است. حتی در میانهی جنگ، در میانهی وحشت، در میانهی انفجارها و آژیرها، این حکومت باز هم بجای نجات جانها، جان میگیرد.
جمهوری اسلامی حتی در دوران جنگ، تحریم، بحران، یا زلزله، لحظهای ماشین کشتارش را خاموش نمیکند. مرگ مردم، تنها پروژهی سراسریست که همیشه روی ریل است.
این فقط مرگ این دو زندانی نیست؛ مرگ امید است، مرگ اعتماد است، مرگ عدالت است.
اما ما این مرگها را ثبت میکنیم، به یاد میسپاریم، و فریاد میزنیم: این جنایات روزی گریبان خودتان را خواهد گرفت.


