در حالی که صدای گلولهها در منطقه فروکش میکند، سکوتی سنگین و خشونتی پنهان در داخل ایران در حال گسترش است.
اگرچه از آتشبس سخن گفته میشود، اما برای مردم ایران، خطر تازهای در راه است . بیم آن میرود که جمهوری اسلامی این لحظه را نه برای کاهش سرکوب، بلکه برای تحکیم قدرت و نمایش پیروزی بهکار گیرد و در این میان، سرکوب جامعهی مدنی را با شدت بیشتری ادامه دهد.
در حالیکه رهبران منطقه و قدرتهای جهانی چه در تهران، چه در تلآویو، و چه در واشنگتن بارها با بیتوجهی به جان انسانها به دنبال جنگافروزی بودهاند، این مردم ایران هستند که اکنون در سایهی آتشبس با سرکوبی شدیدتر مواجه شدهاند.
نشانههای این سرکوب از هماکنون قابل مشاهده است. اینترنت در بسیاری از نقاط کشور همچنان قطع است و مردم را از ارتباط با جهان خارج محروم کردهاند. این قطع سیستماتیک و مستمر دسترسی به اینترنت، نقض صریح مادهی ۱۹ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی است که ایران به آن پیوسته است. این خاموشیِ عمدی، خلأیی اطلاعاتی ایجاد کرده تا اقدامات حکومت از دید عموم پنهان بماند.
در پس این تاریکی دیجیتال، گزارشهایی از بازداشتهای گسترده، ناپدیدشدنهای اجباری، و اجرای سریع احکام اعدام بر مبنای اتهامات کلی و مبهم «امنیت ملی» در حال انتشار است. این اقدامات، ناقض حق دادرسی عادلانه (ماده ۱۴ میثاق) هستند و فضای رعب و وحشت را تشدید میکنند.
در غیاب رسانههای آزاد داخلی و در حالی که ورود خبرنگاران خارجی به کشور ممنوع است، ایران در خلأ کامل شفافیت، تحت وضعیت اضطراری و بدون نظارت یا پاسخگویی اداره میشود.
ما این بیانیه را با نگرانی عمیق نسبت به جان و امنیت مردم ایران منتشر میکنیم به ویژه فعالان جامعهی مدنی، زندانیان سیاسی، و اقلیتهایی که در وضعیت فعلی، بیش از همیشه در معرض خطر هستند.
در حالی که جزئیات توافق آتشبس هنوز به روشنی اعلام نشده، هشدار میدهیم: هرگونه لغو یا کاهش تحریمها، به ویژه در حوزهی هستهای، بدون تضمینهای عینی و قابل نظارت در زمینهی حقوق بشر، خطرات جدی اخلاقی و راهبردی در پی دارد.
چنین اقداماتی تنها به تقویت منابع مالی و مشروعیت نهادهای سرکوبگر چون سپاه پاسداران و بسیج منجر خواهد شد؛ نهادهایی که مستقیماً مسئول نقض گستردهی حقوق بشر هستند. پیشرفتهای حاصل از جنبش «زن، زندگی، آزادی» ممکن است در نتیجهی این “بازی” مصلحت سیاسی منطقهای، به کلی از بین برود.
هر مذاکرهای که بدون تضمین پاسخگویی، به تقویت رژیم منتهی شود، تنها سرکوب را گستردهتر خواهد کرد.
ما از جامعهی جهانی – بهویژه سازمان ملل متحد، ایالات متحده، و اتحادیهی اروپا – میخواهیم که:
فوراً خواستار رفع کامل انسداد ارتباطات در ایران شوند و بازگشت دسترسی آزاد به اینترنت را مطالبه کنند؛
دسترسی ناظران مستقل به زندانها و توقف اعدامهای غیرعلنی و دادرسیهای اضطراری را تضمین نمایند؛
هرگونه کاهش تحریم یا عادیسازی روابط را مشروط به اصلاحات مشخص و قابل نظارت در حوزهی آزادیهای مدنی، آزادی زندانیان سیاسی، و توقف سرکوب جنسیتی کنند؛
از جامعهی مدنی ایران، به ویژه روزنامهنگاران، وکلا، و مدافعان حقوق زنان که در خط مقدم مقابله با سرکوب قرار دارند، بهصورت فنی، مالی، و سیاسی حمایت کنند.
این لحظه، لحظهای تعیینکننده است. مبارزهی مردم ایران برای آزادی و کرامت، نباید قربانی توهم «ثبات منطقهای» شود.
نباید سکوتی تحمیلی را بهجای صلحی واقعی تلقی کرد.


