Home دیدگاه آتش‌بس تحمیلی ترامپ و آینده مبهم ایران

آتش‌بس تحمیلی ترامپ و آینده مبهم ایران

دیدار ترامپ و نتانیاهو در کاخ سفید / آوریل ۲۰۲۵

نادر کاکاوند – در حالی که حملات بی‌سابقه و دقیق اسرائیل در دو هفته گذشته به قلب نهادهای نظامی، اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی، ساختار قدرت در ایران را به لرزه انداخته بود، ناگهان ورق برای مدتی برگشت. آنهم نه به خاطر تصمیم ملت ایران، نه با عقب‌نشینی رژیم، بلکه تنها به خاطر یک پیام ناگهانی از سوی دونالد ترامپ که از هر دو طرف درگیر خواستار آتش‌بس فوری شد!

از همان لحظه‌ای که ترامپ تهدید به حمله به تأسیسات فردو را مطرح کرد، روشن بود که هدف او نه نابودی رژیم، بلکه نمایش قدرتی برای رأی‌دهندگان آمریکایی بود.

حملاتی که اسراییل در ۱۲ روز با پشتیبانی لجستیک و اطلاعاتی ایالات متحده و دقت بالا انجام داد، با سرعت و شدت، مراکز هسته‌ای، مراکز اصلی فرماندهی سپاه، فراجا و وزارت اطلاعات را هدف قرار داد. طی آن روزها مراکز حیاتی در تهران، کرج، اصفهان، شیراز، کرمانشاه، خرم‌آباد و بسیاری مناطق دیگر لرزیدند و فرو ریختند.

گزارش‌های رسمی و غیررسمی حکایت از آن دارد که صدها تن از نیروهای کلیدی جمهوری اسلامی کشته یا ناپدید شده‌اند؛ از فرماندهان ارشد و معاونان اطلاعاتی گرفته تا مسئولان امنیتی زندان‌ها و قرارگاه‌ها. بسیاری از ساختمان‌های ستادی نابود شده‌اند، شبکه‌های فرماندهی و ارتباطی مختل شده و هراس در میان مقام‌ها از هر زمانی پس از انقلاب ۵۷ بالاتر رفته است.

مردم ایران، پس از سال‌ها سرکوب، برای نخستین بار، نشانه‌های واقعی فروپاشی رژیم را در برابر چشمان خود دیدند. آنچه در خیابان‌ها و فضای مجازی می‌گذشت، بیش از امید بود؛ حس نزدیک بودن آزادی.

ولی درست در لحظه‌ای که به نظر می‌رسید بازی به پایان نزدیک است، ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشیال» با لحنی شتابزده نوشت: «آتش‌بس فوری باید اجرا شود. هر دو طرف باید آن را بپذیرند.»

این فرمان ناگهانی، اسرائیل را مجبور کرد عملیات نظامی خود را که هنوز به موج پایانی نرسیده بود، متوقف کند. با یک اشاره، مسیر تاریخ برای مدتی کند شد و فرصتی طلایی برای پایان زودهنگام یک دیکتاتوری (البته با ضربه پایانی مردم ایران) از دست رفت.

سپس پیام سه‌شنبهء ترامپ در تروث سوشیال ماجرا را شگفت‌انگیزتر کرد: «چین حالا می‌تواند از ایران نفت بخرد! البته امیدوارم از آمریکا هم کلی بخرند. باعث افتخار فراوان من بود که این امر را ممکن کردم.»

این سخنان ساده، ولی گزنده بود!

شاید معامله‌ای پشت پرده، با سود برای دولت‌ها و شرکت‌ها و زیان برای ملتی که خود را آماده می‌کرد پس از ضعیف شدن واقعی رژیم ضربه پایانی را بزند، در کار بوده است.

در همین حال، گزارش‌های نگران‌کننده‌ای نیز از حوزه هسته‌ای به گوش می‌رسد. بر اساس برخی منابع، جمهوری اسلامی بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۶۰ درصد در اختیار دارد. ماده‌ای که تنها یک گام فنی تا ۹۰ درصد و کاربرد نظامی در ساخت بمب اتم فاصله دارد. همزمان، گزارش‌هایی از انتقال این اورانیوم و سانتریفیوژهای پیشرفته به جاهای نامعلوم منتشر شده است. مقصد، معلوم نیست. هدف، احتمالا بازدارندگی است یا چیزی فراتر: ساخت سلاح اتمی، به ویژه برای رویارویی پایانی با اسرائیل.

نمی‌توان فراموش کرد که جمهوری اسلامی یک رژیم ایدئولوژیک است. حکومتی که از نخستین روز تا هم‌اکنون، موجودیت اسرائیل را به رسمیت نشناخته و نابودی آن را شعار رسمی خود ساخته است. با این اوصاف، در اختیار داشتن بمب اتم برای چنین رژیمی صرفاً ابزار بازدارندگی نخواهد بود؛ بلکه ممکن است به تهدیدی مستقیم و بالفعل علیه منطقه و جهان تبدیل شود.

در کنار همه این خطرها، آنچه بیش از همه ذهن‌ ایرانی‌ها را به خود مشغول کرده، تکرار یک سناریوی آشناست:

در سال ۱۹۹۱، پس از حمله جرج بوش پدر به عراق برای بیرون راندن از کویت و عقب‌نشینی ارتش صدام از آنجا، بوش در آستانهء سقوط کامل رژیم بعث صدام کارش را تمام نکرد. صدام دوازده سال دیگر با خشونت، سرکوب و کشتار به حکومت ادامه داد. مردمی که امیدوار شده بودند، پس از مدتی، گرفتار خفقان و ترس بیش از پیش شدند.

امروز نیز بیم آن می‌رود که جمهوری اسلامی، پس از رهایی از مرگ حتمی، با خشم، سرکوبی شدید را آغاز کند. شواهد این نگرانی از هم‌اکنون پدیدار شده است. ده‌ها بازداشت در شهرهای ایران، احضار فعالان مدنی، خاموش‌سازی اینترنت و اعلام حالت آماده‌باش در برخی پادگان‌ها در حال رخ دادن است.

در حالی‌که رژیم در تهران در حال تدارک برگزاری جشن پیروزی است، بسیاری از مردم می‌دانند که این جشن، آغاز دوره‌ای تاریک‌تر خواهد بود؛ شاید دوره‌ای مانند تابستان ۶۷، زمانی که حکومت به بهانه امنیت ملی، هزاران زندانی سیاسی را پنهانی اعدام کرد.

اگر بار دیگر نظام از تهدید بیرونی برای مشروعیت‌سازی داخلی استفاده کند، دوران وحشتناکی برای مردم ایران در راه خواهد بود؛ آنهم تنها به خاطر نمایشی تبلیغاتی از سوی ترامپ که پروانه نداد عملیات اسرائیل تا پایان هفته ادامه یابد.

در این میان، حتی حمله موشکی جمهوری اسلامی به پایگاه خالی العدید قطر نیز به نوعی نمایشی هماهنگ شده بود. حمله‌ای که هیچ تلفاتی نداشت و عملاً پوششی برای این بود که رژیم بتواند وانمود کند پاسخ داده، ولی به شکل مدیریت‌شده‌ای بحران را مهار کند. گفته می‌شود این هماهنگی بین ترامپ، امیر قطر و نظام حاکم بر ایران از پیش طراحی شده بود.

در مجموع، همه چیز به‌گونه‌ای رقم خورد که رژیم از سقوط قطعی زودهنگام نجات پیدا کند؛ نه با اراده ملت، بلکه با دخالت نیروهای خارجی و بازی‌های سیاسی پشت پرده.

با این حال یک چیز روشن است: مردم ایران در این روزها نشان دادند که آماده عبور از جمهوری اسلامی هستند. حتی بدون کمک دولت‌ها، بدون چتر رسانه‌ای جهانی و بدون سلاح.

تنها با امید، پایداری و خشم مقدس از پنج دهه ستم و خونریزی.

آتش‌بس، روند آزادی را کند کرد، ولی هرگز متوقف نخواهد کرد.

​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 23 / معدل امتیاز: 3.6

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید