فرد صابری – در ساعات اخیر رخدادهای شگفتآوری افکار عمومی ایران واسرائیل را مشغول کرد. این مشغولیت پس از آن پدید آمد که رئیس جمهور ایالات متحده آتشبس میان اسرائیل و جمهوری اسلامی را اعلام کرد. پرزیدنت ترامپ—در کمال شگفتی— ابتدا از رژیم آدمکش جمهوری اسلامی به خاطر «خبر دادن» پیش از شلیک موشک به پایگاه آمریکایی در قطر تشکر کرد! سپس، هرچند دقیقه یکبار، پیامهای جدیدی در شبکههای اجتماعی یا در مصاحبههای کوتاهِ مقابل دوربین منتشر نمود. در یکی از این پیامها، واژهای بس تند و خارج از عرف سیاسی به کار برد که بسیاری را مات و مبهوت ساخت. سرانجام در آخرین پستِ شبکهایاش اعلام کرد از این پس چین آزاد است به خرید نفت ازایران ادامه دهد و حتی امیدوار است از ایالات متحده نیز نفت بخرد: «افتخاری بزرگ برای من است!»
این رفتار عجیب ترامپ را پیشتر در پرونده جنگ اوکراین نیز دیده بودیم؛ جایی که وعده آتشبس یکهفتهای داد، اما واقعیت چیز دیگری شد: کییف که تا آن زمان کمتر هدف حملات پوتین بود، ناگهان به آماج روزانه موشکها بدل شد و ترامپ در سکوت نظاره کرد.
تشدید سرکوب در ایران
همزمان رسانههای جمهوری اسلامی از بازداشت گسترده شهروندان ایرانی و اروپایی به اتهام «جاسوسی» خبر دادند. وبسایتهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با خط و نشان کشیدن، ایرانیان را به «اعدام هزاران نفر، و شاید میلیونها نفر در میدانهای شهر» تهدید کردند تا رعبی فراگیر ایجاد نموده و مردم را به سپر انسانیِ رژیم بچّهکش مبدل سازند.
نقش قطر
در این میان نباید نقش قطر را برای تحمیل یک آتشبس با هدف نجات یک رژیم حامی تروریسم نادیده گرفت. قطر، جزیرهای کوچک در خلیج فارس، با گاز میدان مشترک پارس جنوبی تغذیه میشود و سالهاست به مرکز پولشویی جمهوری اسلامی و پناهگاه انواع گروههای تروریستی، از طالبان تا حماس، بدل شده است. کم نیستند دلارهایی که برای نیابتیهای رژیم از همین دوحه پرداخت شده است.
ضرورت تغییر رژیم
مردم ایران چهاردهه است برای رهایی از پروژه خانمانسوز ۱۹۷۹ بهای سنگینی میپردازند. پایان این کابوس تنها زمانی فرا میرسد که غرب دست از مماشات بردارد و بگذارد خاورمیانه از ویروس اسلامگرایی خلاصی یابد. ایستادن پشت مردم ایران، نه گفتگو با رژیمی که تنفس مصنوعیاش توسط غرب انجام میشود، تنها راه نجات منطقه است.
مردم ایران و اسرائیل بیشترین هزینه را برای مهار این ویروس بدخیم پرداختهاند: اسرائیل زیر سایه تهدید دائم، و ایرانیان در چنگال اشغال اسلامگرایان. امروز روشن است که فقط مردم ایران واسرائیل بیوقفه برای نابودی این هیولا تلاش میکنند، و آن روزنزدیک است: چیزی از رژیم تروریستپرور باقی نمانده؛ آخرین نفسهایش را میکشد و هیچ دستگاه تنفسی مصنوعی درمانگرش نیست.
در خاورمیانه، هیچ جنگی با آتشبس پایان نیافته، مگر آنکه ویروس اصلی ریشهکن شده باشد: از شکست عبدالناصر در مصر گرفته تا فروپاشی صدام در عراق. جمهوری اسلامی نیز مستثنا نیست. نبرد کنونی را نباید به دو کشور با مرزهای معیّن تقلیل داد؛ این کارزار میان تروریسم اسلامی و یگانه دموکراسی واقعی در خاورمیانه است.
تصمیمهای بزرگ در اتاقهای دربسته گرفته میشود ولی نه به قیمت سرکوب ملتی که زیر یوغ رژیمی وحشی گرفتار است. مردم ایران خوب میدانند جمهوری اسلامی فرو پاشیده و هیچ تنفس مصنوعی آن را نجات نخواهد داد. برخی رسانههای جهان هرچند میکوشند با بلندگوهایشان چهرههای ساختگی را بزرگ کنند که هیچ پایه مردمی در ایران ندارند، اما ایرانیان مارگزیدهاند و فریب نمیخورند؛ میدانند چه کسی میتواند با گردآوری تمام نیروها میهن را نجات دهد؛ همان شخصیتی که نامش را بارها در خیابانها فریاد زدهاند.
پایان سخن اما
اینکه پیروزی نزدیک است؛ رژیم فاسد، جهلگستر و جنایتپیشه جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است و ملت ایران خود سرنوشتش را برخواهد گزید. شعار واحد همه این است: نه به پروژهٔ ۱۹۷۹!


