پائولا متکی – در حالی که ایران گرفتار یکی از سنگینترین بحرانهای معیشتی، زیست محیطی و اجتماعی تاریخ معاصر خود است، تصویب شتابزدهی طرح «ساماندهی اتباع بیگانه» با قید دو فوریت در مجلس شورای اسلامی، نه نشانی از تدبیر برای امنیت ملی دارد، و نه بویی از اولویتبندی منافع ملت ایران برده است. این طرح درواقع نوعی رسمیت بخشیدن به سیاست اشتغال مهاجرمحور است، آنهم در سایهی بیتوجهی کامل به وضعیت بحرانی مردم ایران.
در کشور ما:
- میلیونها ایرانی در فقر مطلق و بیکاری مزمن دست و پا میزنند.
- بحران آب، برق و انرژی در تابستان ۱۴۰۴ به مرحله انفجار رسیده؛ خاموشیهای گسترده، قطع آب در روستاها و قطع برق در بیمارستانها، زندگی را فلج کرده است.
- در استانهایی چون سیستان و بلوچستان، هزاران کودک ایرانی حتی شناسنامه ندارند؛ آمار سوء تغذیه، بیماریهای پوستی، ترک تحصیل و مرگ و میر در میان کودکان به سطح فاجعهبار رسیده است.
- پدیدهی بیخانمانی به شکلی بیسابقه گسترش یافته: از کارتنخوابی و گورخوابی تا زاغهنشینی و چادرنشینی در اطراف کلانشهرها.
و در چنین شرایطی، مسئولان کشور بجای پاسخگویی دربارهی ترکتازی فقر، تبعیض و بیعدالتی، مشغول تدوین «اطلس مشاغل برای اتباع خارجی» هستند! چرا؟
بر اساس طرح جدید:
- مهاجران خارجی واجد شرایط میتوانند کارت اقامت دریافت کرده، در مشاغل خاص اشتغال یابند و در صورت رضایت کارفرما، اقامتشان تا سه سال دیگر تمدید شود.
- این در حالیست که یک جوان ایرانی برای گرفتن مجوز کار، راهاندازی کسب و کار یا حتی دریافت یک وام کوچک، باید از پیچ و خمهای بوروکراسی، رشوهخواری، تبعیض و فساد عبور کند.
چنین سیاستی که به ظاهر نام «نظم» و «ساماندهی» دارد، در عمل چیزی جز تبعیض سیستماتیک علیه ملت ایران نیست.
آیا نظم، یعنی اعطای امنیت شغلی و اقامتی به مهاجرانی که بسیاری از آنها به شکل غیرقانونی وارد کشور شدهاند، در حالی که میلیونها ایرانی هنوز از حداقلهای زندگی– شناسنامه، تغذیه، آموزش و بهداشت– محروماند؟ این چه نظم ناعادلانهای است که در آن، ایرانیان به شهروند درجه دو بدل شدهاند؟
در استانهای مرزی مانند کرمان، هرمزگان، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان، آب آشامیدنی سالم نایاب است، مدارس در وضعیت فرسوده و غیراستاندارد قرار دارند، و مراکز درمانی دچار فروپاشی عملکردیاند. در چنین شرایطی، چطور میتوان پذیرفت که دولت بجای ترمیم زیرساختهای حیات ملی، به دنبال تنظیم ساز و کار رسمی اشتغال و اقامت برای اتباع بیگانه باشد؟
چه ظلمی بالاتر از اینکه در کشوری که میلیونها ایرانی از ابتداییترین امکانات زندگی محروماند، حکومت با منابع مالی همین مردم، برای اتباع خارجی ساختار اشتغال، اقامت و امنیت تعریف کند؟ این سیاست نه تنها ضدایرانی، بلکه ضدعدالت، ضدتوسعه و ضدحاکمیت ملی است.
ملت ایران امروز با بیعدالتی ساختاری و فروپاشی نظم اجتماعی ملی مواجه است؛ فقر تنها به معنای نداشتن پول نیست، فقر واقعی آنجاست که ملت به حاشیه رانده شود، اولویتها وارونه شوند، و غیرت ملی در تصمیمگیریهای کلان قربانی مصلحتهای مافیایی و ایدئولوژیک گردد.
اگر قرار است ساماندهیای در کار باشد، باید با ملت ایران آغاز شود:
- از مدرسههای کپری در سیستان و بلوچستان،
- از کودکانی که در تهران از زبالهگردی ارتزاق میکنند،
- از سالمندانی که در کردستان بدون درآمد و خدمات درمانی رها شدهاند،
- از دختران بیشناسنامهای که در زاهدان حتی حق تحصیل ندارند.
تا زمانی که فرزندان ایران بیهویت، بیسرپناه و بیامیدند، هرگونه رسمی ساختن و تثبیت حضور گستردهی اتباع خارجی، چیزی جز توهین مستقیم به غرور و کرامت ملت ایران نیست.
ایران را برای ایرانیان پس بگیرید.
دولت و مجلس شورای اسلامی پیش از هر اقدامی باید پاسخگوی مردم ایران باشند، نه مجیزگوی جمعیت مهاجر.
آنکه از ملت خود غافل است، نهتنها لیاقت کشورداری ندارد، بلکه بزرگترین تهدید علیه امنیت ملی است.
*پائولا متکی کارشناس توسعه پایدار



