Home دیدگاه سکوت مردم در جنگ اخیر: همراهی یا نشانه‌ای از مبارزه‌ی مدنی خاموش؟

سکوت مردم در جنگ اخیر: همراهی یا نشانه‌ای از مبارزه‌ی مدنی خاموش؟

- رژیم تلاش می‌کند مردمی را که از  آن ناراضی‌اند و آن را نمی‌خواهند، یا  در جنگ‌ها و بحران‌ها سکوت کرده‌اند، خائن به میهن جلوه دهد. این برچسب، به‌ ویژه در فرهنگ‌هایی که مفهوم «وطن» در آن جایگاه احساسی و هویتی عمیق دارد، بسیار مؤثر است. هدف این است که مردم را علاوه بر زور،  با فشار روانی و تحریک عاطفی نیز به صف حامیان حکومت بکشاند.
- واقعیت این است که مردم ایران مدت‌هاست که با روش‌های مدنی و غیرمستقیم با جمهوری اسلامی مقابله می‌کنند. پس از سال‌ها سرکوب خشن، اعدام‌های گسترده، و محدودیت‌های شدید، مردم راه‌های بدیل برای ابراز نارضایتی یافته‌اند. آنها در انتخابات حکومت شرکت نمی‌کنند، به نمادهای رسمی بی‌اعتنا هستند، و هرجا که امکان داشته باشد، نفرت خود را ابراز می‌کنند.
- مردم تنها منتظر زمانی هستند که هزینه‌ی اعتراض کاهش یابد، دستگاه سرکوب چنان تضعیف شود که راه برای بیان علنی و پرقدرت خشم و اراده‌شان باز شود.

ترانه معتمد – در پی دوازده روز تنش نظامی میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، روایت‌هایی از سوی رسانه‌های حکومتی منتشر شد که سکوت جامعه و نبود واکنش‌های عمومی را به‌ عنوان نشانه‌‌ی حمایت مردمی از حکومت تفسیر کرده‌اند. اما این تحلیل، بخشی از تبلیغات همیشگی جمهوری اسلامی است و با واقعیت اجتماعی ایران امروز همخوانی ندارد.

تفاوت معنادار میان دو جنگ

در دوران جنگ ایران و عراق، مردم نقشی پررنگ در مشارکت علیه دشمنی که به خاک میهن آنها تجاوز کرده بود ایفا کردند. از اعزام داوطلبان به جبهه‌ها گرفته تا کمک‌های مالی، تدارکاتی، و حتی پشتیبانی معنوی؛ بخش بزرگی از جامعه در دفاع از خاک میهن فعال بود و نظام نوپای جمهوری اسلامی می‌توانست آنهمه را به پای حمایت از خود نیز بنویسد. اما شرایط امروز به‌ کلی متفاوت است.

در جنگ اخیر، برخلاف تبلیغات رسانه‌های رسمی، شواهد نشان می‌دهد که بخش قابل‌ توجهی از مردم، به‌ ویژه در تهران، در واکنش به احتمال حملات، شهر را ترک کردند؛ همانگونه که توسط آمریکا و اسرائیل نیز پیش‌بینی شده بود. آنهایی که امکان ترک محل سکونت خود را نداشتند، با اطمینان نسبی از اینکه هدف حمله نخواهند بود، به زندگی عادی ادامه دادند چرا که باور دارند اسرائیل مردم عادی را هدف قرار نمی‌دهد.

در همین حال، در شبکه‌های اجتماعی و فضاهای خصوصی، بسیاری از مردم با نوعی رضایت پنهان از کشته شدن نیروهای سرکوب ابراز احساسات می‌کردند؛ رفتاری که قطعا نمی‌توان آن را حمایت از رژیم تعبیر کرد، بلکه نشانه‌ای  از نفرت انباشته‌شده در دل جامعه است.

تئوری جدید سرکوب: وطن‌فروشی بجای باتوم

در کنار ابزارهای سنتی سرکوب نظیر بازداشت، شکنجه، تهدید، و سانسور، جمهوری اسلامی در روز های جنگ به یک روش خطرناک‌تر نیز روی آورده: اتهام و برچسب «وطن‌فروشی» به مخالفان خودش.

رژیم تلاش می‌کند مردمی را که از  آن ناراضی‌اند و آن را نمی‌خواهند، یا  در جنگ‌ها و بحران‌ها سکوت کرده‌اند، خائن به میهن جلوه دهد. این برچسب، به‌ ویژه در فرهنگ‌هایی که مفهوم «وطن» در آن جایگاه احساسی و هویتی عمیق دارد، بسیار مؤثر است. هدف این است که مردم را علاوه بر زور،  با فشار روانی و تحریک عاطفی نیز به صف حامیان حکومت بکشاند.

در جریان جنگ اخیر، شاهد بودیم که بسیاری از منتقدان در فضای مجازی تنها به دلیل مخالفت با جنگ‌طلبی یا سکوت در برابر آن، از سوی حامیان نظام یا نیروهای سایبری به «وطن‌فروشی» متهم شدند. این در حالیست که اکثریت مردم ایران نه آغازگر جنگ بوده‌اند و نه از آن سودی می‌برند؛ بلکه تنها در تلاش‌اند که از  سلطه ی یک رژیم خونخوار جان سالم به‌در ببرند.

مثال تاریخی: شوروی استالینی و برچسب «ضدانقلاب»

استفاده از برچسب‌های هویتی برای سرکوب، سابقه‌ی طولانی در تاریخ حکومت‌های توتالیتر دارد. در دوران استالین در اتحاد جماهیر شوروی، هرگونه مخالفت سکوت یا بی‌تفاوتی می‌توانست با برچسب «ضدانقلاب» یا «خائن به وطن» همراه شود. میلیون‌ها نفر به همین اتهامات ساختگی روانه‌ی کولاگ‌ها شدند یا در دادگاه‌های فرمایشی اعدام شدند.

در آن نظام نیز، رژیم خود را معادل کشور و ملت تعریف می‌کرد و هرگونه نقد یا سکوت، نه علیه حکومت بلکه علیه میهن تلقی می‌شد. جمهوری اسلامی نیز به محض روی کار آمدن از عبارت «ضدانقلاب» علیه مخالفان خود استفاده کرد و امروز نیز از همان الگو بهره می‌گیرد: هر مخالفتی با نظام را خیانت به «ایران» جلوه می‌دهد.

مبارزه‌ای بی‌صدا اما پایدار

واقعیت این است که مردم ایران مدت‌هاست که با روش‌های مدنی و غیرمستقیم با جمهوری اسلامی مقابله می‌کنند. پس از سال‌ها سرکوب خشن، اعدام‌های گسترده، و محدودیت‌های شدید، مردم راه‌های بدیل برای ابراز نارضایتی یافته‌اند. آنها در انتخابات حکومت شرکت نمی‌کنند، به نمادهای رسمی بی‌اعتنا هستند، و هرجا که امکان داشته باشد، نفرت خود را ابراز می‌کنند.

جنبش‌های خودجوشی که طی سال‌های اخیر شکل گرفته‌اند، بارها با شعارهایی چون «مرگ بر دیکتاتور» و «رضاشاه روحت شاد» از قالب کنترل‌شده اصلاح‌طلبان خارج شده‌اند و به خواست برای تغییر بنیادین تبدیل شده‌اند. این شعارها نشانه‌ی روشنی از گسست عمیق میان مردم و حکومت است.

چرا مردم به خیابان نمی‌آیند؟

سؤال اصلی این است که اگر مردم چنین ناراضی‌اند، چرا در خیابان‌ها حضور ندارند؟ پاسخ ساده است: از یکسو بیم و هراس از سرکوب که جمهوری اسلامی هنوز در آن «کارآمد» است و از سوی دیگر امید به فروپاشی رژیم که همه می‌بینند از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ چگونه تضعیف شده و شوق را در دل آنها برای دیدن چنان روزی برانگیخته است. رژیم‌های توتالیتر برای بقای خود به سرکوب شدید متکی هستند، و جمهوری اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نیست. شدت سرکوب در سال‌های اخیر، از خیزش آبان ۹۸ تا اعتراضات زن، زندگی، آزادی، چنان گسترده و بی‌رحمانه بوده که هزینه‌ی حضور در خیابان برای بسیاری غیرقابل‌تحمل شده است.

تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که در دیگر رژیم‌های استبدادی نیز، مثل حکومت نازی‌ها یا حکومت‌های کمونیستی بلوک شرق، مردم تنها زمانی توانستند اعتراضات گسترده و موفق شکل دهند که اطمینان نسبی از کاهش خشونت و سرکوب داشتند؛ موضوعی که در ایران نیز صدق می‌کند و به نظر می‌رسد همه منتظر آن هستند.

نتیجه‌گیری

سکوت مردم در برابر جنگ اخیر را نباید نشانه‌ای از همراهی با جمهوری اسلامی دانست، بلکه باید آن را نوعی مقاومت خاموش و ادامه‌ی مبارزه‌ی مدنی تعبیر کرد. مردمی که از شرکت در ساز و کارهای حکومتی سر باز می‌زنند، از رفتن پای صندوق‌های رأی امتناع می‌کنند، و هر فرصتی را برای ابراز نفرت نسبت به حاکمیت غنیمت می‌شمارند، نه خاموش‌اند و نه بی‌تفاوت.

جمهوری اسلامی با متهم کردن مردم به «وطن‌فروشی»، درواقع می‌کوشد از مفهوم ایران‌دوستی برای بقای خود سوء استفاده کند؛ اما اکثریت مردم ایران، سال‌هاست که جمهوری اسلامی را معادل ایران نمی‌دانند، بلکه آن را مسبب فروپاشی اقتصادی و ویرانی ایران و خطری برای آینده‌ی آن تلقی می‌کنند. آنها تنها منتظر زمانی هستند که هزینه‌ی اعتراض کاهش یابد، دستگاه سرکوب چنان تضعیف شود که راه برای بیان علنی و پرقدرت خشم و اراده‌شان باز شود.

سکوت امروز، آرامش پیش از توفان است.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 20 / معدل امتیاز: 3.8

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید