عظیم بادام دوست – پس از بیش از چهار دهه سرکوب، فساد، ناکارآمدی و ویرانی در تمام سطوح اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی، مشروعیت جمهوری اسلامی در میان بخش وسیعی از مردم ایران فرو ریخته است. خیزشهای مردمی نظیر دی ۹۶، آبان ۹۸ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ نشان دادند که بستر اجتماعی برای عبور کامل از جمهوری اسلامی فراهم شده است. با این حال، تحقق سرنگونی این رژیم نیازمند سازماندهی راهبردی، شناخت ضعفها و قدرتهای طرفین، و ایجاد آلترناتیو قوی است.
بحرانهای ساختاری جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی درگیر بحرانهای چندلایهای است که برخی از آنها عبارتاند از:
۱ – بحران مشروعیت: اکثریت جامعه ایران، به ویژه نسل جوان، دیگر هیچگونه باور یا اتکایی به این نظام ندارد. حضور میلیونی در اعتراضات و بایکوتهای انتخاباتی نشاندهنده طرد عمومی است.
۲- بحران اقتصادی: فساد سیستماتیک، تحریمها، سوء مدیریت و اقتصاد رانتی، ایران را به آستانه فروپاشی اقتصادی کشانده است.
۳- بحران سیاسی , شکاف دولت– ملت: دولت به معنای واقعی از ملت جدا شده و از طریق ابزار سرکوب نظامی و امنیتی قدرت را حفظ کرده است.
۴- بحران در بدنه سرکوب: فرار نخبگان نظامی و کاهش انگیزه در میان نیروهای امنیتی از نشانههای ترک خوردن جدی در دستگاه سرکوب است.
چشمانداز سرنگونی، فرصتها و موانع
فرصتها
افزایش آگاهی عمومی: شبکههای اجتماعی، اینترنت و رسانههای آلترناتیو درون و برونمرزی موجب افزایش آگاهی سیاسی و تشدید نارضایتی شدهاند.
فروپاشی درونی حاکمیت: اختلافات میان جناحها، جنگ قدرت و تضعیف نهادهای ایدئولوژیک مانند سپاه و بیت رهبری، رژیم را فرسوده کردهاند.
جنبشهای افقی و بدون رهبری متمرکز: هرچند فاقد انسجام ساختاری هستند، اما قابلیت انعطاف و تداوم در شرایط سرکوب را افزایش دادهاند.
موانع
فقدان سازماندهی تشکیلاتی ونبود یک ساختار متحد و مورد اعتماد مردم برای هدایت مبارزه، جنبشها را دچار فرسایش و تکرار کرده است.
سرکوب بیرحمانه که نشان میدهد ماشین امنیتی جمهوری اسلامی همچنان توان سرکوب سریع و شدید دارد.
تشتت اپوزیسیون در خارج و نبود یک جبهه متحد و همسو مانع حمایت موثر جهانی و انسجام داخلی میشود.
و اما راهکارهای مبارزاتی:
۱– سازماندهی درونزا و شبکهای
تشکیل هستههای مقاومت محلی، نیمهپنهان و منعطف در محلات، دانشگاهها، کارخانهها و مدارس برای پیوند میان تودهها و انسجام مبارزاتی.
آموزش تاکتیکهای مبارزه شهری، مقابله با سرکوب و ایمنی دیجیتال.
۲– اعتصابات سراسری و فلجسازی اقتصادی
برنامهریزی برای اعتصابات هدفمند در حوزههای کلیدی: انرژی، حملونقل، آموزش، صنایع بزرگ.
ایجاد شوراهای هماهنگی صنفی-مبارزاتی با استقلال کامل از نهادهای حکومتی.
۳– جنگ روانی و سلب مشروعیت
کارزارهای گسترده برای افشای فساد، خشونت و ناکارآمدی نظام در سطح ملی و بینالمللی.
تضعیف مشروعیت اخلاقی نیروهای سرکوب از طریق تبلیغاتی هوشمندانه و هدفمند.
۴– اتحاد اپوزیسیون رادیکال
ایجاد یک ائتلاف فراگیر از نیروهای سکولار، فدرالیست و لیبرالدموکرات با هدف مشترک سرنگونی.
تدوین منشور انتقال قدرت، تضمین حقوق اقلیتها، و عدالت انتقالی برای دوران پساجمهوری اسلامی.
۵ – فشار بینالمللی هدفمند
لابیگری هدفمند برای قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سازمانهای تروریستی در همه کشورها.
ارتباط با اتحادیههای کارگری، سازمانهای حقوق بشری و پارلمانها برای حمایت از اعتراضات و اعتصابات.
و در خاتمه آنکه ؛
سرنگونی جمهوری اسلامی ممکن است ناگهانی و از طریق یک قیام سراسری، یا تدریجی و فرسایشی از مسیر اعتصابات و فروپاشی درونی رخ دهد. در هر دو صورت، بدون سازمانیافتگی، انسجام اپوزیسیون و حرکت هوشمندانه، فرصتها از بین میروند. آینده ایران در گرو شجاعت مردمی، عقلانیت مبارزاتی و همبستگی فراملی است.
*عظیم بادام دوست پژوهشگر و دبیر سیاسی خانه مشروطه ایران در تبعید


