Home دیدگاه فرقه‌گرایی خونین از صفویه تا جمهوری اسلامی؛ آیینی که با «حیدر حیدر»...

فرقه‌گرایی خونین از صفویه تا جمهوری اسلامی؛ آیینی که با «حیدر حیدر» تا «لبیک یا خمینی و خامنه‌ای» امتداد یافته است

- اگر در دوران صفوی، فریاد «حیدر حیدر» مجوز قتل عام و مُثله‌ کردن بود، در جمهوری اسلامی علاوه بر «حیدر حیدر»، شعار «لبیک یا حسین» یا «لبیک یا خمینی و خامنه‌ای» و «حزب‌ فقط حزب‌الله» تبدیل به رمز سرکوب، شکنجه و حتی اعدام شد.
- در هر دو دوره، انسان‌ها صرفاً به‌ خاطر متفاوت اندیشیدن، یا مخالفت با ولی امر، سلاخی شده‌اند؛ گاهی با شمشیر قزلباش و گاهی با گلوله گاز اشک‌آور و تفنگ تک‌تیر.
- وقتی دین به ابزار قدرت تبدیل شود، وحشیگری تقدس می‌یابد.

نیروهای سرکوبگر

دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – یکی از تأسفبارترین واقعیت‌های تاریخ ایران این است که سنت خشونت دینی که با قزلباشان صفوی آغاز شد، با چهره‌ای دیگر و در لباسی نو، در جمهوری اسلامی تکرار شده است. اگر در دوران صفوی، فریاد «حیدر حیدر» مجوز قتل عام و مُثله‌ کردن بود، در جمهوری اسلامی علاوه بر «حیدر حیدر»، شعار «لبیک یا حسین» یا «لبیک یا خمینی و خامنه‌ای» و «حزب‌ فقط حزب‌الله» تبدیل به رمز سرکوب، شکنجه و حتی اعدام شد.

نیروهای سرکوبگر

۱. شباهت ایدئولوژیک: ولی فقیه بجای شاه‌صفی

در نظام صفوی، شاه «ظل‌الله» بود؛ مظهر خدا بر زمین، و سخنش هم‌سنگ وحی.

در جمهوری اسلامی، ولی فقیه «نایب امام زمان» معرفی می‌شود و هر مخالفتی با او، مخالفت با خدا و اهل بیت تلقی می‌شود.

در هر دو نظام، خشونت به نام اطاعت از «نماینده خدا» توجیه می‌شود.

۲. خشونت خیابانی: از قزلباش تا بسیج و سپاه

قزلباشان در دوره صفوی، بازوی نظامی- مذهبی حکومت بودند که هر صدای مخالفی را با شمشیر خاموش می‌کردند.

امروز نیز، بسیج، سپاه، نیروهای لباس‌شخصی و انصار حزب‌الله همان نقش را ایفا می‌کنند:

• ضرب‌ و  جرح زنان به خاطر حجاب
• حمله به دانشگاه‌ها، خانه‌ها و خیابان‌ها
• ربودن معترضان، شکنجه، تجاوز، و اعدام‌های میدانی

همانطور که قزلباشان به نام «حیدر» خون می‌ریختند، نیروهای جمهوری اسلامی به نام «حسین» و «ولی فقیه» دست به جنایت می‌زنند.

۳. اعدام‌های آیینی و عمومی

در صفویه، سرهای بریده را در میدان‌ها می‌آویختند و مردم را گرد می‌آوردند تا شاهد «عبرت» باشند.

در جمهوری اسلامی، اعدام در ملأ عام، نمایش تلویزیونی «اعترافات»، و جنازه‌هایی که در بیابان رها می‌شوند، ابزار کنترل روانی و ایجاد رعب‌اند.

هر دو نظام، مرگ را به آیینی عمومی تبدیل کردند.

۴. تقدیس خشونت

در هر دو نظام، خشونت نه‌تنها نکوهش نمی‌شود، بلکه تقدیس می‌شود.

قزلباشان پس از کشتن دشمنان، بدن آنها را مُثله می‌کردند.

• در صفویه، مثله‌کردن و کشتار سنی‌ها «نصرت امام علی» بود.
• سرها را جدا می‌کردند و بر نیزه‌ها می‌زدند.
• گوش‌ها و بینی‌ها را می‌بریدند و به‌ عنوان غنیمت نشان می‌دادند.
• گاه با خون قربانیان، صورت و سینه خود را رنگ می‌کردند و می‌رقصیدند.
• در مراسم پیروزی، با شمشیرهای خونین و فریاد «حیدر حیدر» از دروازه‌های شهر عبور می‌کردند.

در یکی از حملات به بغداد، گزارش شده که «صدها سر بریده را در میدان جامع آویختند و در کنار آن جشن گرفتند»

در شهرهای سنی‌نشین، قزلباشان وارد مساجد می‌شدند و پس از فریاد «یا حیدر»، جمعیت نمازگزار را قتل‌عام می‌کردند.

در تبریز، صدها عالم اهل سنت به جرم «نواصب» یا «دشمن علی» بودن، گردن زده شدند.

فریاد «حیدر حیدر» نه برای شجاعت، بلکه برای وحشت‌افکنی بود.

در شهر دیاربکر، مردم را وادار کردند تا در ملأ عام خلفای راشدین را لعن کنند؛ و اگر کسی امتناع می‌کرد، درجا کشته می‌شد

گزارش‌هایی وجود دارد که در مواردی، قزلباشان دشمنان عثمانی یا اسرای جنگی را زنده زنده در آتش انداخته‌اند، در حالی که حلقه‌وار گرد آن می‌چرخیدند و ذکر «حیدر حیدر» می‌گفتند.

این اعمال نه از روی سادیسم شخصی، بلکه در قالب یک «قربانی آیینی» انجام می‌شد؛ گویی که خشونت، شکلی از عبادت محسوب می‌شد.

پس از تسخیر مناطق سنی‌نشین یا مخالف، قزلباشان:

• به مدارس مذهبی حمله می‌کردند و کتابخانه‌ها را می‌سوزاندند.
• به دختران و زنان خانواده‌های علمای اهل سنت تجاوز می‌کردند، با این منطق که «نامحرم دشمن دین» هستند.
• در شهرهایی مانند شوشتر، کرمانشاه، هرات، و بغداد، این اعمال بارها گزارش شده‌اند.
• در جمهوری اسلامی، شلیک به چشم دختران، شکنجه معترضان، تجاوز در زندان، و سرکوب خونین مردم، «دفاع از اسلام» معرفی می‌شود.

وقتی دین به ابزار قدرت تبدیل شود، وحشیگری تقدس می‌یابد.

۵. زبان خشونت: از ذکر مذهبی تا شعار سیاسی

• دیروز در عصر صفوی: «حیدر حیدر»، «یا علی»، «دشمن علی را بکُش!»

• امروز: «لبیک یا خامنه‌ای»، «دشمن ما آمریکاست»، «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «با ولایت تا شهادت» و «حیدر حیدر»!

از ذکر تا شعار، زبان خشونت یکی است: دروغی به نام ایمان، سلاحی به نام دین!

از صفویه تا جمهوری اسلامی، دین دولتی و ایدئولوژی فرقه‌ای، نه‌تنها عدالت را تحریف کرده‌اند، بلکه آنها را به پوششی برای جنایت و سرکوب بدل کرده‌اند.

در هر دو دوره، انسان‌ها صرفاً به‌ خاطر متفاوت اندیشیدن، یا مخالفت با ولی امر، سلاخی شده‌اند؛ گاهی با شمشیر قزلباش و گاهی با گلوله گاز اشک‌آور و تفنگ تک‌تیر.


منابع

*«تاریخ عالم‌آرای عباسی» – اسکندر بیگ ترکمان
*«صفویه در عرصه‌ی تاریخ ایران» – راجر ساوری
*«شیعه در تاریخ ایران» – ویلم فلور
*«سفرنامه اولیا چلبی» – ترجمه فارسی

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 6 / معدل امتیاز: 4.3

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید