ایران اکنون در یک بزنگاه تاریخی و پرخطر قرار دارد. در این لحظه حساس، رهبری اندیشمند، فراگیر و استراتژیک بیش از هر زمان دیگری لازم است. اپوزیسیون ایران باید فوراً ائتلافی معتبر و گسترده تشکیل دهد؛ ائتلافی بر پایه همگرایی، مشروعیت درونی، و توانمند در جلب اعتماد مردم ایران و جامعه بینالمللی.
مردم ایران با پیشینههای سیاسی گوناگون، از حملات اخیر به سرزمین محبوبشان، شدیدترین حملات از زمان جنگ ایران و عراق، عمیقاً متأثر شدهاند. در سراسر جامعه پرسشهایی جدی مطرح است: چگونه به اینجا رسیدیم؟ اکنون چه باید کرد؟
نه به جنگ، گسترده و قاطع است. احساس عمومی روشن است: نه به جنگ. آری به صلح. اکنون برای اکثر ایرانیان آشکار شده که سیاستها و رفتارهای جمهوری اسلامی، کشور را به این نقطه بحرانی رسانده است. تا زمانی که این رژیم در قدرت باقی بماند، رنج مردم ادامه خواهدداشت.
در حالی که گذران زندگی روزمره برای بسیاری دشوار است، مردم ایران باید سازمانیافته، هوشیار و امیدوار باقی بمانند. فرصتهایی برای تغییر پدیدار خواهد شد و هنگام بروز آنها، باید با اتحاد و هدفمندی واکنش نشان داد. اکنون زمان رهبری خردمند، فراگیر، نماینده واقعی مردم، و مبتنی بر سازش و تفاهم است.
نقش رهبری: ائتلاف، نه حکومت فردی
آنچه مورد نیاز است، رهبری جمعی است:
- ائتلافی متنوع که بازتابی از تنوع جمعیتی، قومی، و ایدئولوژیک ایران باشد.
- نمایندگی برابر زنان در همه نهادهای تصمیمگیری، زنانی که نقشی کلیدی در جنبش «زن، زندگی، آزادی» ایفا کردهاند.
- محافظت در برابر نفوذ خارجی، تا اطمینان حاصل شود که جنبش، ایرانی از نظر منشأ، رهبری و هدف باقی میماند.
این ائتلاف باید مانند یک دولت در گذار عمل کند؛ با نقشهای مشخص، ساختارهای شفاف، و کانالهای ارتباطی روشن.
از رهبری تا ساختار: ساخت یک سازمان ملی
ائتلاف، نقطه آغاز است، نه پایان. برای ایجاد تغییر پایدار، جنبش باید نهادهایی قوی، شفاف و پاسخگو بنا کند که زیربنای گذار باشند. این نهادها باید:
- بطور منظم و شفاف با مردم ارتباط برقرار کنند تا چشمانداز را تبیین کرده، اقدام را بسیج کرده، و روحیه را تقویت کنند.
- نقشهراهی عملی برای گذار ارائه دهند؛ نقشهای که میان امدادرسانی فوری و توسعه بلندمدت ملی توازن برقرار کند.
- با ایجاد هویتی ملی و معتبر،اعتماد عمومی و حمایت بینالمللی را جلب کنند.
- همچون یک دولت در سایه عمل کنند و با آمادگی و کارآمدی، برای دوران پس از رژیم برنامهریزی کنند.
مزایای یک اپوزیسیون ساختارمند
یک اپوزیسیون منسجم و سازمانیافته میتواند:
- وسیعترین پایگاه ممکن، در داخل و خارج از کشور، را حول یک چشماندازمشترک و اقدام هماهنگ بسیج کند.
- با نشان دادن اینکه تغییر به هرج و مرج یا فروپاشی منجر نمیشود، شناسایی بینالمللی به ویژه از سوی دولتها و نهادهای غربی را جلب کند.
- با ارائه جایگزینی باثبات، دموکراتیک و نماینده واقعی مردم، از جنگ داخلی یا تجزیه کشور جلوگیری کند.
یادآوری تاریخی: سقوط رژیمهای نامشروع
تاریخ گواه است: مردم نهتنها علیه مهاجمان خارجی، بلکه علیه ظالمان داخلی نیز برمیخیزند؛ به ویژه زمانی که رژیمها خود مسبب جنگهایی هستند که مدعی مقابله با آن هستند.
انقلابها در آرامش شکل نمیگیرند بلکه در دل فروپاشی زاده میشوند، آنگاه که ادامه بقا بدون تغییر ممکن نیست. ایران امروز نیز ازاین قاعده مستثنا نیست.
رژیم اسلامی گمان میکند که جنگ صدای مردم را خاموش خواهد کرد؛ که ترس مقاومت را در هم میشکند، و ملیگرایی بر رنج مردم غلبه میکند.
اما مردم ایران حقیقت را میدانند:
این جنگ برای ایران نیست.
این جنگ برای بقای رژیم است.
سالها سرکوب، نابودی اقتصاد، و دخالتهای بیپروای خارجی ما را به این بحران رسانده است. مشروعیت رژیم از هم پاشیده است.
آنچه اکنون نیاز داریم، رهبری شجاع و متحد است بر پایه تفاهم و همگرایی، نه خودخواهی؛با تکیه بر سازماندهی، نه هرج و مرج.
رهبریای که به مردم ایران و جهان نشان دهد که تغییر دموکراتیک نهتنها ممکن است، بلکه در دسترس است و اکنون، در حالی که بمبها فرود آمده آن بسیاری میپرسند:
چرا باید از رژیمی دفاع کنیم که هرگز از ما دفاع نکرده است؟
بیایید به این پرسش پاسخ دهیم؛ نه با سکوت یا ترس، بلکه با عمل و همبستگی.
بیایید آیندهای نو بسازیم.
با هم.
*دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی وگروه پژوهشگران برای آزادی ایران


